تزویج به مثابه یک پدیده اجتماعی میباشد که در بستر بغرنجترین و حساسترین رابطه ها اجتماعی بین دو محصول مخالف برقرار می شود و تحت عنوان پیشگفتار و منشأخانواده محسوب میشود و یکی مهم ترین پدیدههای اجتماعی- زیستی و فرهنگی مرتبط با جامعه و آدم میباشد. تزویج برحسب ماهیت، نوع و علت قادر است پیامدهای مثبت و منفی داشته باشد. لذا رسیدگی تغییرات اجتماعی آن دارای اهمیت می باشد. بهاین نظر دراین فرصت علاوه بر ارائه اظهار نظر جامعهشناسی خانواده و اثر ها خالق وصلت بر شخص، تغییرات نادرّی و کیفی تزویج در کشور ایران رسیدگی شدهاست.
تزویج لینک طبیعت با کلیه آسانی و عینیت آن و فرهنگ وتمدن با تمامی ابهام و ذهنیتش است. وصلت زن و مرد، منشاء تشکیل خانواده تحت عنوان کوچکترین واحد اجتماعی میباشد و در واقع یک کدام از غامضترین ارتباط ها اجتماعی در بین دو کالا مخالف در دنیا طبیعت می باشد که دارنده بعدها و پیامدهای زیستی، کم عقل، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی میباشد و از منظر علم ها متعدد نظیر جاریشناسی، جامعهشناسی، آدمشناسی، جمعیتشناسی و ... قابل پژوهش و تحقیق می باشد. تزویج اثرها بدون واسطه و غیر مستقیمی را بر معاش شخصی و اجتماعی اشخاص بر مکان میگذارد؛ هرچند که پدیده تزویج نیز متقابلاً بر جامعه و شخص تأثیرگذار میباشد.
تزویج از جنبه جامعهشناختی، دارنده ساختار، ماهیت، کارکرد و پیامدهای اجتماعی پیشبینی گردیده و پیشبینی نشدة مثبت یا این که منفی، جراحتزدا یا این که جراحتزا میباشد که کنش و عکس العمل اجتماعی اعضای جامعه و ساختارهای اجتماعی را متأثر میسازد، خصوصاً پیامدهای نا مطلوب وصلتهای غیراصولی، از یک سو ساختار، ماهیت و کارکردهای خانواده را در زمان فرصت در گیر تغییر میسازد و از سوی دیگر بهاهای محوری جامعه به ویژه امنیت اجتماعی و اخلاقی را پایین الشعاع قرار میدهد.
بینش و بینش نسبت به «تزویج» تحت عنوان یک «حقیقت اجتماعی»، زیر اثر تمدن و نقش و موقعیتی میباشد که در آن به راز می بریم. طبق نگرش جامعهشناختی «حقیقت هیچ گاه به ما نمیگوید که چیست، بلکه آدمها بایستی حقیقت را آن سیرتکامل که میباشد، تعبیر نمایند و آن تعبیر با فرهنگی که ما برای پند خویش به فعالیت می بریم شروع می گردد. هرچند فرهنگ وتمدن نیز به نوبه خویش از دستههای ما و از جامعه ما ناشی میگردد». (شارون، 1379: ص139) بدین ترتیب نگرش شخص نسبت به وصلت تابع فرهنگی میباشد که به آن وابستگی دارااست، همینطور ملهم از موضع و رده شخص در جامعه میباشد. به عبارت دیگر برخی باورهای شخص، ناشی از تأثیر فرهنگ وتمدن و جامعهای میباشد که در آن معاش مینماید، مانند نقش مرد یا این که زن بودن، برای مثالً واقعیتی به اسم زن بودن به معنی خاطر دریافت کردن «اندیشیدن مانند یک زن» میباشد، یعنی اعتقاد و باور به اینکه عاطفه، حجب، حوصله، بردباری، سپری شد، منزلداری، نوباوهداری و مادری، کنشهای ضروری برای یک معاش عالی و رضایتقسمت میباشد و مرد بودن نیز به معنا خاطر به چنگ آوردن «اندیشیدن مانند یک مرد» میباشد، یعنی اعتقادوباور داشتن به اینکه نانآوری، سرپرستی خانواده، احساساتی نبودن، کوشش برای دستیابی زندگی، اعتبار اجتماعی، لازمة یک معاش عالی و سعادتمندانه میباشد.
تعریف و تمجید مفاهیم کلیدی
ـ تزویج
در فرهنگ و تمدن مشخص و معلوم1 «وصلت ارتباطای حقوقی میباشد که برای مدام یا این که مدتی مشخص و معلوم، توسط عقد اختصاصی دربین زن و مرد نتایج گردیده و به آنان حق میدهد که از یکدیگر تمتع جنسی ببرند». در تعریفی دیگر «تزویج و معاش زناشویی یک پدیده طبیعی قراردادی میباشد». بهترین مشاور ازدواج مشهد (شهید مطهری، 1357) همینطور بعضی تزویج را فرآیندی از کنش متقابل فی مابین یک مرد و یک زن؛ برخوردی دراماتیک در بین فرهنگ و تمدن (قواعد اجتماعی) و طبیعت (کشش جنسی) و پیوندی مستمر فی مابین دو محصول مخالف میدانند که در یک چارچوب قانونی و رسمی مجاز به برقراری مناسبات جنسی می گردند. (رضوی و دیگر افراد، 1381: ص8)
در تعریفوتمجید دیگر، وصلت تحت عنوان یک بنیان و کانون اجتماعی ملهم از سه منبع ضابطه، عقاید اجتماعی و اعتقادات مذهبی بوده و مطابق شش نکته میباشد:
1- وصلت یک گزینش فردی آزاد میباشد که بر پایة عشق و علاقه پایدار میگردد؛
2- بلوغ و استقلال یک نیاز مسلم برای مبادرت به وصلت میباشد؛
3- وصلت، ارتباطی دربین دو فرآورده مخالف میباشد؛
4- در یک معاش مشترک، مرد سرپرست بوده، تأمین زندگی و حفظ از خانواده را بر ذمه داراست؛
5- وفاداری جنسی و تک همسری، انتظارات یک وصلت می باشند؛
6- تزویج طبیعتا با ولادت فرزندان هم پا میباشد. (ناک، 1382: ص14)
وصلت بر حسب فرهنگ و تمدن و اقوام متفاوت دارنده اشکال گوناگونی میباشد به عنوان مثال: وصلت فرنگی، داخلی، تعدد زوجات، وحدت زوجه، تعدد شوهران، تزویج قانونی، تزویج سری، وصلت تولیدی، تزویج موقت، تزویج دایم، وصلت آزمایشی، تزویج خانوادگی، وصلت دختر خانومای، تزویج مشابه، وصلت تصرفی، تزویج تطبیقی، وصلت استبدال، وصلت شغار (رضوی و دیگرافراد، 1381: ص9)، وصلت میراثی، تزویج تشریفاتی و مصنوعی، وصلت سه ربعی، تزویج روزمره، وصلت قبرستانی، تزویج تطلیقی (مصلحتی، 1379: ص42) هرکدام از گونه های وصلتهای ذکر شده دارنده تمجید خاص خویش میباشد.2 دراین تحقیق، تزویج همیشگی و قانونی که به تشکیل خانواده زن و شوهری باعث می گردد، مد حیث میباشد.
ـ خانواده
خانواده یک دسته خویشاوندی میباشد که مسئولیت مهم در اجتماعی کردن فرزندان و برآوردن برخی از نیازهای بنیادی دیگر جامعه را به ذمه دارااست. خانواده مشمول گروهی از اشخاص میباشد که از رویه خونی، زناشویی یا این که فرزندپذیری با یکدیگر رابطه می یابند و طی یک دورة وقتی نامشخص، با هم معاش مینمایند.(کوئن،1372: ص127)
خانواده بر حسب تمدن و تاریخ، موقعیت اقتصادی و اجتماعی اقوام و دولت ها متفاوت، به صورت تک همسری، یکسری همسری، پدرتبار، مادرتبار، دوسوتبار، پدرسالار، مادرسالار، مادرمکان، پدرمکان، نومکان و ... بوده میباشد، البته در کل در حین تاریخ، خانواده برحسب ارتباط خونی یا این که سببی، به دو صورت شکل گیری یافته میباشد:
1- خانواده عظیم که بر طبق ارتباط خونی میباشد و تنی چند از اشخاص دربرگیرنده پدر و مادر، فرزندان، پدربزرگها، عمهها، خان داییها، عموها، خالهها، عموزادهها، خالهزادهها، عمهزادهها و خالوزادهها را دربرمیگیرد. این نوع خانواده را «خانواده همخون» نیز مینامند. (به عبارتی، ص128) ولی ضمن لینک و پیوند خونی، نوعی اتحاد خانوادگی نیز درین نوع خانواده وجود داشته که بیشتر در زمان ماقبل صنعتی بوده و وظایف اعضای خانواده، از وظایف خانواده مدرن مختلف بوده میباشد که در ریشهیابی واژه خانواده، این نکته محرز است.3
2- خانواده هستهای که بر حسب ارتباط سببی و لینک وصلت و زناشویی نتیجه ها می شود و به یک واحد خانوادگی بنیادی مرکب از همسر، شوهر و فرزندانشان اطلاق میشود که گاه آن را «خانواده زن و شوهری» نیز مینامند. (به عبارتی) خانوادههایی که بر حسب ارتباط سببی تشکیل می گردند، مبنی بر صورت و نوع تزویج دارنده گونه های زیادی نظیر تک همسری، تعدادی همسری، چندزنی و گروهی میباشد. درین تفحص، خانواده تک همسری متبوع میباشد که نتیجه ها وصلت یک زن و یک مرد است و صورت رایج و متعارف خانواده هستهای میباشد و بعداز انقلاب صنعتی و تا کنون فراوانترین صورت زناشویی در دولت ها بشری بوده میباشد.
دیدگاه ها خانواده در زمانه نوین
بنیان خانواده معطوف به وصلت زن و مرد، یک کدام از ارگانهای اجتماعی میباشد که سوابقای دیرینه داراست و از به عبارتی اولِ معاش اجتماعی، نیاز به کالا مخالف و امنیت مبنای شکل گیری آن به شمار میرود، به گونه ای که پیدا شدن آدم بر روی زمین با تشکیل خانواده هم زمان بوده و بیشک امان از حریم بشر در قبال جانوران درنده و حادثه ها طبیعی، معاش جمعی را برای بشر اجاد نموده است. (حیات اجتماعی زن در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، 1369، ص21)
براین اساس خلال نیاز جنسی، نیاز به داشتن احساس نظم و حس امنیت، در واقع از دست اندرکاران مؤثر بر شکل گیری و استمرار اجتماع محسوب میشود که خانواده تحت عنوان هسته بنیادین اجتماع، از به عبارتی شروع نقش مهم در ایجاب و تقویت شم نظم و امنیت هستیشناختی در معاش اجتماعی اشخاص داشته میباشد.
در جامعهشناسی دو نگرش دربارهی خانواده مطرح میباشد. طریقه اولیه بر مطلوبیت خانواده تأکید کرده و آن را به طور گروهی خاص و ویژه در لحاظ میگیرد. مبتنی بر این بینش، خانواده، رفیعتر از جامعه یا این که در قبال جامعه قرار میگیرد و فارغ از اعتنا به اشتباهات حقیقی و واقعی جانور در خانواده، به طور ایدهآل تعریف میگردد.4 نگرش دوم بر رابطه متقابل جامعه و خانواده تأکید کرده و رفلکس وضعیت تعارضی جامعه در خانواده را دارای اهمیت می داند، چون خانواده به طور «طبیعی» نیست، بلکه در هر مجال، بازتابی از حالت اجتماعی میباشد، لذا خانواده را بایستی با اعتنا به قشری که در آن قراردارد، آیتم نظارت قرار اعطا کرد.
رنه کونیگ این نظر را دارد که بر اساس تقسیمبندی جامعهشناسی گسترده و جامعهشناسی کوچک، دو نوع رسیدگی از پدیده خانواده ضروری میباشد. نخستین دیدگاه به خانواده در باب با تمام جامعه، با حدس مناسبات کلی جامعه و همینطور پژوهش ارتباط نظام خانواده با پاره نظامهای دیگر و دوم بینش به خانواده تحت عنوان نظامی خاص، یعنی تیم خرد با ساختار و کارکرد خاص خویش. مبنی بر این طریقه، خانواده تحت عنوان یک دسته اجتماعی با خصوصیتهای گوناگون از دیگر گروهها گزینه پژوهش قرار می گیرد. (اعزازی، 1382: ص72)
رسیدگیهای جامعهشناسانه دربارهی خانواده، در قرن نوزدهم به وسیله دو متفکر اجتماعی به اسم فردریک لوپلی5 فرانسوی و ویلهلم هانریش ریل6 آلمانی آغاز شد که ابعاد تحت عنوان «پدران جامعهشناسی خانواده» محسوب شدند. آنها در آن مجال، در نقط ی اوج انقلاب صنعتی اروپا و در زمانه گذار، شاهد فروپاشی خانواده بزرگ و تبدیل آن به خانواده هستهای بودند و هر دو در عقیدههای خویش، خانواده پهناور را مناسب دانسته و از دولتها تقاضا میکردند که با ساخت محدودیتهایی در «حقوق و دستمزد شخصی»، اشخاص را به معاش در خانواده کبیر وادار نمایند. نظرها آنها تا مدتی وقت گیر در اروپا قاضی بود تا اینکه در اوایل قرن بیستم با نفوذ ذهن ها جامعهشناسانة دورکیم، پژوهشهای جامعهشناختی خانواده و تغییرو تحول و تحول آن فارغ از تأکید بر مطلوبیت صورت خاصی از معاش خانوادگی استارت شد. درین مجال خانواده هستهای، یعنی خانوادهای که مشتمل بر زن، شوهر و فرزندان میباشد، عمومیت یافته و تحت عنوان واقعیتی اجتماعی تلقی می شد.
ابعاد پارسونز جامعهشناس آمریکایی به تفکیک نقشهای خویشاوندی و شغلی تأکید مینماید و خانواده را واحد زن و شوهری می داند. (پارسونز، 1363: صص 719-718)
پارسونز خانواده را به دو نوع تقسیم مینماید: خانواده جهتیاب7 (خلفی یا این که سلفی) یعنی خانوادهای که شخص در آن رویش مینماید و خانواده فرزندیاب8 که مراد به عبارتی خانواده هستهای میباشد و شخص خویش تشکیل می دهد و مشمول همسر و فرزندان اوست، نومکان میباشد، یعنی بدور از منزل پدر و مادر زن یا این که شوهر معاش مینماید و از دید اقتصادی غیر وابسته از خانواده جهت یاب میباشد و مقر اجتماعی خانواده نیز فقط از روش «عمل شوهر» که غیر وابسته از رابطه ها خویشاوندی میباشد، به دست می آید. این نوع خانواده تحت عنوان یک واحد مشترکالمنافع تلقی میگردد که دوام آن نیازمند برآورده ساختن انتظارات و توقعات متقابل زن و شوهر میباشد که مهمترین آن «عشق و علاقه ورزیدن» به یکدیگر و نیز نیازمند داشتن حق تعیین وصلت و همسرگزینی میباشد. (اعزازی، 1382: صص 71-65) به این ترتیب در خانواده هستهای پارسونز، علاقه هم شالوده و هم پیامد میباشد؛ محور میباشد از این جهت که شخص برای گزینش همسر خویش آزاد میباشد و زن و مرد مطابق عشق با یکدیگر تزویج مینمایند، از سوی دیگر به نوعی پیامد میباشد، از این جهت که زن و شوهر در خانواده وفادار و مکلف می باشند که عاشقانه همدیگر را دوست بدارند، چون سوای عشق و علاقه، خانوادهشان از هم میگسلد. مهم ترین پیامد اجتماعی مناسب این تزویج عاشقانه، اجتماعی کردن کودک ها و جامعهپذیری آنها برای ایفای نقش مفید در آجل و خودداری از زخمهای اجتماعی و بزهکاری خردسال ها، نوجوان ها و جوان ها میباشد.
ویلیام جی گود، عقیده همگرایی9 را در خصوص خانواده مطرح مینماید که مبتنی بر آن، دگرگـونیهای نـظام خویشـاوندی، نتیجـة اجتنـابناپذیر دگرگـونیهای سـاختاری و همینطور تحولهای ایدئولوژیکی میباشد. بنابراین که با تحولهای ساختاری در سـطح گسترده ماننـد صنعتی شـدن، شـهرنشینی، پـرولتاریـزه شـدن و نظایـر آن، تحولهای ایدئولوژیکی نیز در سطح عظیم چهره می دهد و در سود، سازمانهای سطح های کوچک (نظیر خانواده) اجباراً خویش را با تحولهای سطح گسترده تطابق داده و در جامعه ها صنعتی نظام خانوادگی به صورت خانوادة زن و شوهری (یا این که هستهای) خواهد بود. (به عبارتی، ص 17)
رنه کونیگ نیز مسأله کاهش کارکردهای خانواده را گزینه تحقیق قرار می دهد. او خصوصیت خانواده را تحت عنوان یک تیم اینسیرتکامل تمجید مینماید: «صمیمیت مشخصه مهم و غیر قابل تفکیک خانواده میباشد و همین صفت آن را از دیگر دستههای اجتماعی متمایز میسازد» (به عبارتی، ص 72) چراکه همین «صمیمیت» میباشد که قادر است شخصیت کودک ها را صورت دهد. بـه زعم کونیـگ در اثـر صنعتی شـدن، کارکردهای عمـده خانـواده ماننـد کارکرد اقتصادی، آموزشی، بهداشتی، محافظت از سالخوردگان و حتی گذران وقت ها فراغت به سازمانهای دولتی واگذار گردیده است و خانواده در زمانه نوین قدرتمند گشته میباشد که به کارکرد اساسی و اولیة خویش یعنی پرورش شخصیت اجتماعی- فرهنگی خردسال ها بپردازد. (به عبارتی، ص17)
هلموت شلسکی، جامعهشناس آلمانی نیز که عقیده خویش را پس از نبرد جهانی دوم و در زمانه بیثباتی اجتماعی ناشی از نزاع مطرح کرد، خانواده را تحت عنوان یک بنیان اجتماعی و به منزلة «صرفا باقیماندة ثبات اجتماعی»10 تلقی مینماید. او برخلاف سایرافراد که معتقدند خانواده الزاماً می بایست خویش را با تحولهای اقتصادی و سیاسی جامعه وفق دهد و در شکل عدم تطابق، به معنای «تأخر فرهنگی» این بنیان میباشد؛ نکته تازه و قابل مراعاتای را مطرح مینماید. شلسکی مطرح مینماید که آیا این تحولهای جان دار جامعه الزاماً توسعه میباشند؟ یااینکه می بایست داعیه کرد که توسعه و گسترش در اقتصاد امروزی، هم زمان نوعی بسط در جهت فروپاشی میباشد. شلسکی با قبول فرض فوق، تطابق خانواده با نظام امروزی در درحال حاضر فروپاشی را به معنای جنبش خانواده در جهت زوال و اضمحلال میداند، لذا خانواده را فقط باقیمانده ثبات اجتماعی تلقی مینماید و این نظر را دارد که حالت دنیوی- اقتصادی جامعه بایستی خویش را با خانواده تطابق دهد، چون در جامعه ها امروزی مدرن که آدم به طور موجودی منفعل در قبال ساختارهای جامعه قرار گرفته میباشد، صرفا راه و روش رهایی وی، تحکیم مناسبات خانوادگی میباشد. (به عبارتی، ص18)
شلسکی ساختار و رابطه ها جان دار در خانواده را ساختاری طبیعی دانسته و سر کردگی مرد بر زن و فرزندان را ضمانت کننده کارکردهای سنتی خانواده میداند. او با اشتغال زنان در خارج از منزل مخالف میباشد، به این دلیلکه به زعم وی در تاثیر اشتغال زنان، امنیت و موجودیت خانواده به خطر افتاده و باعث نابسامانیهایی در رابطه ها اجتماعی باطن خانواده می شود و از این شیوه «سعی منحصربهفرد خانواده را که تربیت فرزندان در محیطی سرشار از اتکا و محافظت میباشد، در معرض مخاطره قرار میدهد». (روزن بام، 1363: ص 33)
بعضی اثر ها خالق تزویج بر شخص
تزویج را میقدرت همچون یک سرمایه اجتماعی تلقی نمود که زن و مرد بر محور یک سلسله باورها، قیمتها و ارتباط ها اجتماعی به صورت مشترک سرمایهگذاری مینمایند، هرچقدر که توان ریسک و خطرپذیری این سرمایهگذاری کمتر باشد، پیامدهای آن قابل پیشبینی و احتمالاً مناسب میباشد و برعکس هرچه توان خطرپذیری آن ارتقاء یابد، پیامدهای آن در معاش شخصی و اجتماعی زنان و مردان، غیر قابل پیشبینی و احتمالاً نا مطلوب میباشد. ازدواجی که در بستر و شرایط ایده آل اجتماعی، بر پایة عشق و علاقه، ایمان، متکی بودن و تعهدات متقابل اسـتوار گشـته و مبتنی بـر سیستم پیچیـدهای از تعلقهای دو جانبه میباشد، پیامدهای اجتماعی آن نیز قابل پیشبینی و مناسب خواهد بود، لذا خطرپذیری آن نیز کاهش می یابد.
تزویج، اولین قدم یک شخص، برای ساخت و شکل گیری معاش مشترک با شخصی از محصول مخالف میباشد. در صورتی این قدم در طول مطلوب و به صورت درست و معقول برداشته خواهد شد، کارکردهای مطلوب آن در طی معاش مشترک مبرهن شود. هر چه کارکردهای مطلوب تزویج در معاش زنان و مردان بیشتر باشد، خانوادههای معطوف بهاین سیرتکامل تزویجها، سلامتخیس و مستحکمخیس بوده و در سود جامعه دربرگیرنده این سیرتکامل خانوادهها نیز منسجم و همبستگی زیاد و نظم اجتماعی مناسب خواهد بود.
مرحوم علامه محمد تقی جعفری (ره) در پاسخ فیلسوف شهیر اروپایی، برتراند راسل که سؤال کرده بود چرا اسلام این قدر به وصلت ارزش داده و برایش ضابطه اوضاع و احوال نموده است، مینویسد: «اسلام با وصلت میخواهد بشر به وجود آید، مسأله آدم مطرح میباشد». در فرهنگ وتمدن اسلامی، وصلت، پیوندی مقدس و میثاقی سفت11، بنایی دوستداشتنی نزد معبود12، عاملی مؤثر در مراقبت آیین13، تایید عبادت بشر14 و شکل گیری مودّت و عفووبخشش15 میباشد. وصلت همینطور شیوة پاسداری از حریم عفّت16 و پاکدامنی، ضمانت رزق و روزی17 و تعظیم سنت نبوی18 میباشد. تزویج وقارنصیب روحهای سرگشته و گیج، حیات قسمت دلهای افسرده و نگران و هدایتگر ذهن ها گسسته و پریشان میباشد. در مدرسه متعالی اسلام، تزویج وسیلهای برای پرورش و کمال، تأمین سالم جامعه و بقای نسل میباشد. از این رو فرستاده گرامی اسلام (ص) رهروان خویش را به تسریع در تزویج و رخنه عزوبت19 دعوت مینماید. در تمدن اسلام، خانواده نتایج تزویج مشروع زن و مرد، وسیلهای برای اقناع و ارضای مشروع سائقههای جنسی، ساخت و تربیت نسل، ساختوساز صمیمیت و تفاهم، تعاون و تعاضد، کامل شدن و تکامل و وقار روحی و دیوانه آدم میباشد (آزرمی سه سارمی، 1379، صص 8-7) که در پی برخی از این پیامدهای مثبت تأملی کوتاه می گردد.
ـ کامل شدن
هیچ انسانی به تنهایی بدون نقص وجود ندارد و پیوسته در جهت جبران کمبود خود عملکرد مینماید. جوان در ادامه وصال به استقلال فکری میباشد؛ برای جبران نواقص و تأمین نیازهای بیشمار خویش به سوی وصلت سوق داده می گردد و با تعیین همسری مطلوب و لایق، موجبات رویش و تکامل خود را مهیا مینماید و با حس مسئولیت اجتماعی، آحاد هوش، اختراع و استعدادهای خود را بکار گرفته و بخش اعظمی از استعدادها و توانمندیهای پنهان در درونش را شکوفا میسازد. براین اساس میقدرت پرورش و کمال بشر را از پیامدهای مناسب عمده تزویج غالب و اصولی دانست، چون زن و مرد از نگاه روحی و جسمی به هم متعلقاند و با قرار به دست آوردن در کنار هم، یکدیگر را کامل شدن مینمایند.
ـ التیام
مهم ترین نیازی که بر تاثیر تزویج تأمین می شود، نیاز به ادب و حس امنیت و آسودگی میباشد. این نیاز که در سرشت آدمی ریشه دارااست، چنان اساسی میباشد که خدا در ذکر فلسفه وصلت میفرماید: «از نشانهها و علامتهای پروردگار این میباشد که برای شما از محصول خودتان، همسرانی قرار دادیم، تا در کنار آن ها متانت یابید.» بدین ترتیب، همسر موجب ادب و امنیت خیال و دور و اطراف منزل، وسیله وقار روحی زن و مرد قرار داده گردیدهاست. در اوایـل جـوانی حس تنـهایی، بیهودگی و نـداشتن پنـاهگاه، انسـان را فـرا میگیـرد و وصلت با همسری لایق، این شم را از در میان میبرد و شخص را به ادب روحی میرساند. اتکای زوجین به یکدیگر در مقابل فشار امواج و دغدغههای ناشی از عوارض حیات اجتماعی، موجب سکون و ادب آنها میشود. آنان در جهت برطرف کردن سختی ها راز رویه پیشبرد معاش و وصال به هدف ها مشترک خویش، با کمک و همفکری یکدیگر می توانند در مقابل مسائل و اشتباهات ایستادگی نمایند. همینطور به واسطه تزویج، غریزه جنسی در چارچوب نیکو و مشروع ارضا می گردد و شخص در سایه آن به ادب میرسد و به دلیل رابطه تأمین این نیاز با بقیه جنبههای وجودی بشر، موجبات رویش و شکوفایی شخص مهیا میگردد.
ـ ساختوساز نسل
از ثمرات اساسی وصلت، وجود فرزندان و بقای نسل آدمی میباشد که مبنی بر با مقصود آفـرینش اسـت و زوجها از روش فـرزندان خـود فن لینک و پیوند فی مابین اعضای یک نسل را بـه وجـود می آورند و بـا تـربیت و اجتماعی کردن خردسالان، زیربنای یک جامعه سلامت و امن را پیریزی مینمایند.
ـ شم شادکامی
به حیث میرسد وصلت و تشکیل خانواده تاثیر مثبتی روی شادکامی داشته باشد. تنی چند از مطالعات، گزارش می دهند عده ای که تزویج کردهاند، نسبت به اشخاص مجرد شادکامی بالاتری نماد می دهند. پژوهش ها اخیر نماد می دهند که اتفاق ها خوشایند معاش خانوادگی، مستقیماً به شادکامی شخص سبب می شود.
ـ کاهش ارتکاب جرم
بر حسب بخش اعظمی از مطالعات، کاهش بزهکاری و ارتکاب جرم برای مثال پیامدهای اجتماعی تزویج میباشد. نوترین پژوهش انجام یافته از سوی یک متفحص انگلیسی، حاکی از آن میباشد که عشق و علاقه به همسر و معاش خانوادگی مثلا مواقعی میباشد که موجب کاهش دورازشوخی ارتکاب جرایم به وسیله مردان میشود. این استیناف که به وسیله پروفسور «جان لاب» یک متخصص جرمشناسی در انگلیس شکل گرفت، آرم می دهد کسانی که در روند جوانی تزویج کرده و تشکیل خانواده میدهند، کمتر ممکن میباشد به اعمال کارها مجرمانه و بر خلاف ضابطه روی بیاورند. مطابق این مطالعه، ساخت و ساز تغییر و تحول در وضعیت اجتماعی از قبیل وصلت، تشکیل خانواده و یافتن یک منزلت مطلوب اجتماعی نیز می تواند تا حد متعددی وضعیت و آخر و عاقبت بخش اعظمی از بزهکاران را تغییر تحول داده و آن ها را در مسیر تن درستی قرار دهد. حاصل تفحص این جرمشناس انگلیسی تا حد متعددی با آموزههای قبل جرمشناسی در امر حق تقدم تأثیر اخلاق و موقعیت زمانه کودکی و دورنماهای خانوادگی در بروز رفتارهای بر خلاف ضابطه در سنین جوانی و میانسالی ناسازگار میباشد. پروفسور جان لاب استیناف خویش را بر روی 500 مثال از جوان ها بزهکاری که در دهههای 1920 و 1930 به راءس بزهکاران جوان رسول شدند، اعمال داده میباشد. او بدین سود رسید که از این اشخاص، افرادی که بعداز آزادی از راس بزهکاری، وصلت کرده و دارنده همسر و خانواده شدند، به شدت کمتر از عده ای که مجرد باقی ماندند، مجدداً به بزهکاری روی آوردهاند. بازرسی پروفسور لاب نشانه می دهد 80 درصد از بزهکاران جوانی که در سنین رویش، انجام بر خلاف را کنار گذاشتند، اشخاصی بودند که بعد از طی زمانه بزهکاری دارنده همسر و فرزند گردیده و بدین جهت از قبل خویش روگردان شـدند. لاب، اعلام کـرد کـه بیشتر مردان بزهکار بعد از وصلت بدون چاره بـه داشـتن یک معاش آهسته، منظم و با نرمافزار برای درآمدزایی گردیده و معمولاً به جهت سختگیریهای همسرشان ناچار میگردند تا دایره پیوندها خویش را محصور و در اختیار گرفتن کرده و دست از ماجراجویی بردارند.
ـ تقویت کالا و جنسیت
عبور از مرحله کودکی به بزرگسالی، مستلزم حصول به نامونشان جنسی و نقش جنسیتی، فراهم کردن مضمون روشنی از «خویش» و رویش و استحکام آن و قیمت گذاشتن به «خویش» (یا این که برخورداری از عزت نفس) میباشد. مرد بودن یا این که زن بودن (نرینگی20 و مادینگی21) به چگونگیهایی از شخصیت رابطه دارااست که خصوصیتهای یک مرد یا این که یک زن را تشکیل میدهند. زمانی به کسی «مرد» خطاب میگردد، این مضمون نوعی از قضاوتهای ارزشی را منعکس مینماید که مبنی بر تحلیل خطاب کننده از خصوصیتهای شخصیتی و رفتاری یک مرد میباشد. همین طور، قضاوت یک زن دربارة خویش، متأثر از معیارهایی میباشد که در فرهنگ و تمدن و جامعه برای «زن» وجود داراست. براین اساس «پرورش مضمون مرد بودن یا این که زن بودن درین مفهوم از مقولة یادگیری و فرهنگ و تمدن میباشد» (لطفآبادی،1379: ص189) همینطور تولید نامونشان و استحصال به یک تعریفوتمجید دارای انسجام از خویش، مهمترین جنبه رویش دیوانه- اجتماعی زمانه نوجوانی و جوانی میباشد. تعیین قیمتها، باورها و هدف ها معاش، شاخصههای مهم نام و نشان را تشکیل می دهند. اینکه شخص بداند که می باشد، چه چیزهایی برای وی بها به حساب میآید و چه شیوههایی را برگزیده میباشد تا در معاش دنبال نماید. جزئی از کوشش شخص برای حصول نام و نشان میباشد. این کاوش برای کشف خویش، نیروی محرکة اکثری از دل مشغولیها و رفتارهای شخص در جهتگیری جنسی، در گزینش عمل، در پیوندها اجتماعی، در آرمانهای اجتماعی، اخلاقی، مذهبی و فرهنگی اوست. (به عبارتی، ص212)
دختر و پسر با تزویج، به آشنایی از خویش عمق داده و زنانگی و مردانگی خود را ابراز مینمایند و به اکثری از دل مشغولیهای خویش نقطه نهایی داده و باورها و قیمتهای محوری جامعه را باطن خویش ثبت کرده و نسبت به آنان دارای تعهد می گردند و در فیض خویش را از پراکندگی و اغتشاش نام و نشان رهانیده و دارنده شم امنیت هستی شناسی می گردند.
غایت آنکه تزویج تحت عنوان یک کانون اجتماعی که دارنده انتظارات، قانون ها، اعتقادات و رسوم میباشد، در پردازش و ابراز ارتباط ها زناشویی کمپانی داراست، تزویج در واقع ساختار یا این که مدلی میباشد که پیوسته زنان و شوهران را ذیل تأثیر قرار داده و به خلق آنها صورت می دهد، از کلیه اصلیخیس آن که تزویج منجر تقویت حس تأنیث در زن و شم تذکیر در مرد میگردد. (ناک، 1382: ص78)
ـ تقویت و ثبت مردانگی
تزویج اصولی مردان، منجر ابقا و تقویت مردانگی آنها میشود. مردانگی در واقع بیشتراز آن میباشد که مردان به طور خود کار بوسیله خاصیت آناتومیک، سن یا این که بلوغ خویش به دست میاورند. بر این شالوده مردانگی چیزی میباشد که می بایست فعالانه آن را دستیابی نمود. یافتههای علمی حاکی از آن میباشد که مردانگی از روش تزویج ثبت و کامل شدن میگردد، به عبارت دیگر مردانگی توسط سه نقش اجتماعی تمجید و ثبت میشود، به این دلیلکه در همه جهان برای آن که مردان عضو جامعی از جامعه خویش باشند انتظار می رود که دستکم دارنده 3 نقش اصلی باشند:
1)- نقش پدری برای فرزندان همسر خویش؛
در آحاد جهان مردانگی با بابا بودن رابطه تنگاتنگی داراست. در هیچ کجا نیروی شهوانی و اقتدار جنسی به تنهایی برای تأیید ادعای مردانگی کفایت نمیکند و مردان میبایست توانگری باروری و ساخت و ساز مثل نیز داشته باشند که اما این شوهران میباشند که گزینه انتظار برای ایفا کار سابق الذکر می باشند، چون هنگامی یک زوج سوای فرزند باشند، در اکثریت تمدنها، شوهر را تقصیرکار مهم تلقی مینمایند. از سوی دیگر، صاحب و مالک فرزند شدن سوا رابطه ها زناشویی در هیچ جامعهای پذیرفته وجود ندارد. بدین ترتیب از تلفیق این دو قاعده که مردان میبایست از دید جنسی در ساخت فرزند غالب باشند و فرزندان بایستی جنس وصلت قانونی باشند؛ میاقتدار سود گرفت که در همگی عالم انتظار این میباشد که مردان پدرهایی متأهل باشند.
2)- مسئولیت تأمین زندگی خانواده؛
در مجموع جهان، پدران مسئول تأمین زندگی زن و فرزندان خویش هستند، مردی که به جهت بیماری یا این که معلولیت کار کشته به اینگونه امری نباشد، گزینه ترحم و دلسوزی سایر افراد قرار می گیرد، در حالی که درصورتی که مردی عمداً به آن بدن در ندهد، گزینه استهزاء و بدگویی دیگر افراد قرار خواهد گرفت. چون در واقع او همچون یک عضو بالغ جامعه خلق نکرده و مسئولیت خود را نپذیرفته میباشد. انتظار میرود مردان حتیدر مواقعی که گرایش ندارند، سرگرم به فعالیت باشند و هزینهی اشخاص متعلقی خویش را به نیکی تأمین کنند، همینطور غالباً این انتظار وجود داراست که تا حد قابلیت برای جا ماندگان خویش مقادیری تحت عنوان ارثیه آماده کنند.
3)- امان از زن و فرزند؛
از یک مرد انتظار میرود که به هنگام لزوم برای هواخواهی از خانوادة خویش ایستادگی کند تا وفاداری و شجاعت خویش را به وی نماد دهد. همینطور این توقع وجود دارااست که از غرور، شرافت و اسم و ناموس خویش تامین کند. در زمینه ی جنبههای قانونیخیس، از جملهً برای کمپانی در عملیات ارتش، مردان مسئول می باشند و حتی هنگامی که زنان نیز در پیکار کمپانی میکنند، هیچ جامعهای بر روی سرباز شدن زنان توکل نمینماید. (به عبارتی، صص 92-91)
تزویج اصولی همینطور بر نقش جنسی و جنسیتی زنان اثر گذار میباشد. نقش مادری تحت عنوان بخشی از نقش زنان در سایه تزویج نتایج گردد و رنجها و مشقتهای زمان متفاوت به دنیا آمدن یک نوباوه و نیز دمیده شدن روح یک مو جود زنده در وجود زن، اورا به رتبه معنوی خاصی میرساند که در خودسازی روحی و اخلاقی او تأثیرگذار خواهد بود. مادری همینطور می تواند شکیبایی، طاقت، آستانه تحمل اشتباهات و بخش اعظمی از فضیلت ها اخلاقی را دربین زنانی که مامان گردیدهاند و عملکرد مینمایند این نقش را به نیکی اعمال کنند، ارتقاء دهد.
ـ استخراج توفیق
جامعه شناسان (برای مثال پارسونز) معتقد بودند که در خانواده شوهران و پدران، نقشهای ابزاری و زنان و مادرها، نقشهای معنوی را اعمال مینمایند. این نقش برای مردان در معنای تضارب وی در دنیایی از شغل و کارها اجتماعی و مدنی میباشد. شوهران از پیشین تا به امروز مشغول درآمدزایی و تأمین زندگی خانواده می باشند تا با استانداردهای بلوغ مردانگی در جامعه مطابقت و همخوانی کنند. با یک پیشبینی معمولی انتظار میرود که مردان متأهل به توفیقهای بیشتری دست یابند. تأمین زندگی خانواده به حدی با تزویج اصولی و مردانگی توأم میباشد که مردان متأهل خلال آنکه الزاماً میبایست دارنده اینگونه خاصیتی باشند، به جهت خاصیت و سوابق معاش متأهلی خویش میبایست نسبت به مردان مجرد، توفیقهای فراتر دیگری نیز بدست آورند. مردان در واقع بعداز تزویج، مشاغل و کارها خویش را خوب ایفا میدهند و شغل و درآمد بیشتری آماده میاورند. (به عبارتی، ص 111)
ـ شرکت کردن اجتماعی
مردان متأهل قاعدتاً به ترازو بالاتری در اجتماعات و تشکلات اجتماعی کار داشته و نیز احتمال کمپانی آنها در برخی کارها اجتماعی بیشتر میباشد. در واقع شرکت کردن اجتماعی برای مردان، قسمتی از ایفای جنسیت (ابراز خویشتن) محسوب میشود. وصلت به ویژه موجب تقویت آن مجموعه از شرکت کردنهای اجتماعی میشود که توسط ضوابط عضویت، به صورت بدیهی تعریف و تمجید گردیده باشند و رابطه با دیگر افراد به سیرتکاملای سازمان یافته باشد که در آن، عضویتها دارنده نقش مشخصی باشند. از سوی دیگر تزویج مطلقاً موجب کاهش واحد سنجش پیوندها غیر رسمی و فردی مانند رابطه ها صمیمانه و بی مداقه میگردد. (به عبارتی، ص 112)
ـ سخاوت و نوع دوستی
سخاوت نتیجة بدون واسطه نقشهای تأمین زندگی و پشتیبانی جان دار در وصلت میباشد. یک شخص نوع دوست به دیگر افراد امداد مینماید، نیازهای آنهارا برآورده میسازد و آنها را در مقابل درماندگی حفاظت میکند و در واقع به تهیه و تنظیم و تدارکی میپردازد که گزینه اعتنا دیگر افراد قرار میگیرد. وصلت سبب ساز میگردد که مردان ابراز سخاوت و نوع دوستی خویش را (که در رابطه ها غیرقانونی و صمیمانه وجود داشته) به روابطی جابجایی دهند که دارنده ساختاری بدیهی بوده، تعهدات و انتظارات در آن ها معین هستند.
دختران نیز به واسطه تزویج شم مینمایند که مسئولیت حفظ و تندستی همسر و فرزندان را برعهده دارا هستند و پرستار خانواده باشند، همین مورد قادر است روحیه بخشندگی و شفقت را در آن ها تقویت نماید.
تزویج و خانواده در زمانه نوین
در زمانه نوین و در جامعه ها صنعتی، ماهیت و انواع وصلت و پیامدهای اجتماعی آن در خانواده و جامعه، انواع، ساختار و بهاهای خانواده و در کل الگوهای همسرگزینی و نظام خانواده زیر تأثیر صنعتی شدن مبتلا تغییر تحول گردیده و در دولت ها رو به گسترش با آهنگی آهسته در هم اکنون تغییرو تحول میباشد مثلا:
ـ امروزه، کانال خویشاوندی بر طبق تبار22 و طایفه در اکثر دولت ها تأثیر خویش را از دست داده میباشد؛
ـ اشاعه تزویجهای غیرخویشاوندی23 به مکان وصلتهای مطابق خویشاوندی،24 به ویژه در نقاط شهری، رابطه ها اجتماعی، رابطه ها میان گروهی، رویش شخصیتی و بهبود نسل را دستخوش تغییرو تحول نمود.
ـ با تغییر و تحول الگوی خانواده از کلان به هستهای، شیوه تعیین همسر نیز در اکثری دولت ها تغییرو تحول یافته میباشد، چون در خانواده بزرگ، وصلت مبنی بر تصمیمات و نظرها اشخاص و اعضای خانواده بود، اما با هستهای شدن خانوادهها، حق گزینش آزاد همسر در جامعه هنجار شدهاست؛
ـ آزادی فعالیت زنان در وصلت، تصمیمگیری در خانواده، معمولی شدن جدایی و موردها شبیه، مثلا تغییرات تزویج و خانواده محسوب میشود؛
ـ پیرو تغییرو تحول در نظام هنجاری جامعه، تغییر تحول در بهاها و بسط شهرنشینی، رفع محدودیت در ارتباط ها میان دو محصول مخالف کم شده که به نوبة خویش اکثری از الگوهای رفتاری، بهاهای مرتبط با خانواده و هنجارهای جان دار در جامعه را پایین تأثیر قرار داده میباشد. (شیخی، 1382: صص54-53)
ـ امروزه همسرگزینی آزاد از خصوصیتهای خانواده (هستهای) در زمانه نوین میباشد و عشق در شکل گیری وصلت، نقش اساسی دارااست، مع الوصف این آزادی گزینش همسر بر حسب نوع جامعه و خصوصیتهای فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی و زیستی به عنوان مثال مذهب، نژاد، قومیت و طبقه، منوط و مقید میشود، به عبارت دیگر تزویج بر حسب تجانس اعمال می گردد و هر شخصی به صورت متعارف با کسی از طبقه، مذهب، نژاد و قومیت خویش تزویج مینماید کهاین نوع تزویج را وصلت متجانس میگویند. نتیجه ها پژوهش ها همسرگزینی حاکی از آن میباشد که اکثر تزویجها، متجانس و باطن گروهی میباشند؛ تشابهات قشری، مذهبی، خانوادگی میان زوجهایی که با یکدیگر تزویج کردهاند، به حدی زیاد میباشد که نمیقدرت آن را تصادف دانست، بلکه آرم دهنده این نکته میباشد که روندهای اجتماعی با قرار دادن تیمهای شبیه در کنار یکدیگر، همسرگزینی آنان را نیز انتخاب مینمایند. اما در برخی مورد ها وصلت دربین دو طبقه متعدد نیز مشاهده می گردد. وصلت اشخاص با طبقات فراتر از خویش فقطً مبتنی بر یک خصوصیت مخصوص فیس داده میباشد، امروزه وصلتها مطابق تجانس سنّی نیز بسیار چشم میگردد و این تفاوت سنی معمولاً حدود 2 تا 3 سال میباشد.
وصلت در میان همسایگان که معمولاً از حیث فعالیت، درآمد و بقیه خصوصیتهای قشری شبیه هم میباشند، بسیار متداول میباشد، اما هر خانوادهای، در جامعه از روش رابطه ها اجتماعی که برای فرزندان خویش ساخت مینماید، قابلیت تزویج نامتجانس را نادر و قابلیت و امکان تزویج متجانس را زیاد مینماید. (اعزازی، 1382: صص98-96)
ـ امروزه در دولت ها اروپایی، معیار رویش جمعیت، روندی روبه پایین داراست و صرف لحاظ از تهیه خانواده، وصلت در سنین بالا شکل می گیرد. واحد خانواده به صورت میانگین دارنده فرزند کمتری میباشد.
ـ در جامعه ها غربی، صورت جدیدی از خانواده به عنوان همزیستی مشترک25، فارغ پوسته تزویج قانونی و رسمی، متداول و روندی رو به بالا به خویش گرفته میباشد و نسبت میلادهای سوا تزویجهای مشروع تا حد متعددی در جامعه غربی ارتقا یافته که خویش موجب ساختوساز نوعی چالش درین دولت ها گردیده است. (شیخی، 1382: صص 59 و 35)
وصلت در جمهوری اسلامی ایران (زمانه قبل و معاصر)
1)ـ زمان قبل
درباره خصوصیتهای وصلت و پیامدهای اجتماعی آن در کشورایران زمان قبلی، داده ها چندانی نیست و منابع جان دار دراین باره در توان خاطرات، زندگینامه و نوشتههای بزرگان و اشخاص خانوادههای سرشناس درباری و کتابها و سفرنامههای جهانگردان فرنگی میباشد و منابع دیگری در چنگ وجود ندارد. بر مبنای همین منابع، بعضا از مهم ترین خصوصیتهای وصلت در آن زمانه عبارتند از:
- وصلت و گزینش همسر معمولاً زیر سلطه بدون نقص خانواده اجرا می شد؛
- یکسری زنی، داشتن صیغه و کنیزهای فراوان در خانوادههای احاطه مرسوم بود؛
- زنان خانواده، در تعیین همسر برای دختران و پسران دخالت میکردند که احتمالاً به جهت طلاق دربین مردان و زنان، دراین مورد، ابتکار را در اختیار داشتند؛
- تزویجهای فامیلی خصوصاً وصلت دختر عمو- پسر عمو مرسوم بود؛
- امکان فرزندآوری، خصوصیت مناسب یک زن تلقی میگردید و آیتم انتظار همگان بود؛
- فاصلة سنی بین زن و مرد برای وصلت زیاد بود26؛
- دختر و پسر طبقه تسلط در سنین ذیل وصلت میکردند. در طبقه ذیل نیز به جهت فقر، سن وصلت عموماً در سنین تحت بود، لذا برخلاف اروپا، سن تزویج میان جمع عموم، بالا خلا.
- ارتباط زن و شوهر نیز مطابق احترام زن نسبت به شوهر و محافظت مسافت هم پا با خوف بود، همینطور با دقت به وجود پدیدة وصلت دوباره و اذن مرد برای تجدید فراش، زنان همواره در دلهرة همیشگی به راز میبردند؛
- علاقه در وصلت و بعداز آن کمتر وجود داشت؛
- زنان بعد از تزویج نیز از رده پایینی در خانواده و اجتماع بهره مند بودند؛
- ارتباط ها پدر و مادر- فرزندان نیز مانند اروپا، بر پایه ی مسافت اجتماعی و هجران مکانی بود؛ در طبقات بالا، کودک ها از به عبارتی آغاز به دایه و بعد از آن به مدرس سرخانه ودیعه میشدند و مامان تنهاً بر تربیت خردسالان تحقیق کلی داشت.27 در طبقات ذیل نیز در شرایطی که که طفل از خطرها و بیماریهایی که در معرض آن بود به سالمی میسپری شد، از به عبارتی سنین کودکی، در عملهای شغلی پدر و مادر، امداد می کرد. دختران در سنین زیر وصلت میکردند، پسران نیز برای یادگیری حرفه ای به شاگردی امانت میشدند، یا این که تحت عنوان «غلام کودک» به منازل بزرگان رسول میشدند.
- ارتباط ها در بین خواهران و برادران نیز به جهت مسافت سنی زیاد ناشی از وصلت دوباره پدر و مادر- که به جهت مرگ همسر پیشین شکل میگرفت- و نیز یکسری زنی مردان، روابطی سرد، غیرصمیمی و آمیخته به حسادت بود.28
2)- روزگار معاصر و تغییرات تزویج
1-2) تغییرات معدودّی
ـ میانگین سن تزویج
داده های عددی آرم میدهد که میانگین سن تزویج از سال 1345 به سپس روندی صعودی داشته میباشد؛ به نحوی که میانگین سن تزویج دختران، خصوصاً روستائیان در طی مجال، همواره سیر رو به بالا داشته و از 4/18 سال در سرشماری 1345 به 4/22 سال در سرشماری 1375 رسیده میباشد و میانگین سن وصلت پسران، بعداز کاهش محسوس در اوایل انقلاب اسلامی، از سال 1365 به آنگاه روندی صعودی داشته میباشد، معالوصف کلاً ارتقاء سن تزویج در دختران بیشتراز پسران بوده میباشد. همینطور میانگین سن وصلت دختران و پسران در نقاط روستایی همواره کمتر از نقاط شهری بوده میباشد، البته در سال 1375 شاهد ارتقا قابل مراعات میانگین سن تزویج خصوصاً دربین دختران روستایی هستیم.
ـ اختلاف معدل سن در اولی تزویج
اختلاف معدل سن در اولی وصلت در فاصلة دهه 55-45 به شدت کاهش پیدا کرده و از 6/6 در سال 1345 به 4/4 سال در 1355 رسیده و بعداز آن به سیرتکاملای بطئی و نماید به سیر روبه پایین خویش ادامه داده و بهتدریج به 8/3 در سال 1365 و 7/3 در سال 1370 و به رقم 3 در سال 1375 رسیده میباشد. البته در کل، شدّت آن در بخش ها روستایی بیشتر میباشد. به این ترتیب حتی دربین روستائیان نیز شاهد ارتقا سن وصلت خصوصاً دربین دختران روستایی هستیم. (رضوی و دیگر افراد، 1381: ص22)
بر پایه ی داده های عددی سرشماری سال 1375 معدل سن وصلت در کشورایران برای پسران حدوداً26 سال و برای دختران حدوداً 23 سال بوده میباشد. در واقع میان بلوغ و سن تزویج در دختران و پسران دست کم 10 سال مسافت میباشد و پیشرسی تزویج یعنی تزویج ذیل 20 سال طی 40 سال قبل برای دختران از 41 درصد به 18 درصد رسیده میباشد. تغییرات فوق، نشانهدهنده سیر پیشرونده تأخیر در وصلت و ارتقاء مسافت بلوغ و وصلت میباشد. (گلدوست عارفی، 1382، ص12)
جدول شماره (1): معدل سن در اولین وصلت برحسب متاع در نقاط شهری و روستایی
ـ میانگین نرخ پرورش تزویج
میانگین نرخ رویش وصلت31 در سالهای 1380-1375 نیز به صورت کلی مرزو بوم رقم 02/6 میباشد که در بخشها شهری 8/6 و در روستا موازی 7/3 هست. ولی مغایر ارتقا میانگین نرخ پرورش تزویج، شمار متأهلین در سنین جوانی (29-15 سال) در هر دو تیم دختران و پسران طی سالهای 1375 تا 1380 کاهش پیدا کرده میباشد. به نحوی که بیشترین واحد سنجش تأهل پسران جوان در مسافت سنی 25 تا 34 سالگی و بیشترین ترازو تأهل دختران در مسافت سنی 20 تا 29 سال روی داده و شمار متأهلین در سنین 15 تا 19 سالگی اندک بوده و خصوصاًدر سالهای اخیر روندی روبه پایین داشته میباشد.
تحقیق میانگین نرخ رویش وصلت در برش هنگامی بزرگخیس یعنی طی 20 سالة اخیر حاکی از آن میباشد کهاین واحد سنجش همواره تابع آهنگی اثبات نبوده و نمودار آن V صورت میباشد. میانگین نرخ رویش تزویج در مسافت سالهای 75-65 نسبت به دهه پیشین آن، پروسه روبه پایین داشته میباشد، به نحوی که در دهه 65-55 نرخ پرورش تزویج 33/7 درصد و در دهه 75-65 با نرخ 5/3 درصد بوده میباشد. در بخش ها روستایی کاهش نرخ رویش وصلت 47/5 درصد و در بخشها شهری31/3 درصد بوده میباشد (که احتمالاً به جهت مسافرت مردان روستایی میباشد) بعداز آن تا سال 1380 نرخ پرورش تزویج مراحل رو به بالا (ارتقا 52/2 درصد در مجموع مرز و بوم) به خصوص در بخش ها روستایی داشته میباشد. (به عبارتی، صص 28-25)
2-2) تغییرات کیفی
با دقت به تغییرات اجتماعی بعداز انقلاب صنعتی، مراحل جوانی، وقت گیر گردیده است. فرآیندی که به تعبیروتفسیر روانشناسان، وظیفه مهم آن، جستجوی نامونشان جداگانه و استقلالیابی میباشد. زمانه جوانی، درواقع دورانی میباشد که با آغاز بلوغ جسمانی استارت می گردد و معمولاً با ثبت مقر اجتماعی شخص، ساخت مثل و عمل مهم خاتمه می یابد. در دولت ها صنعتی و نصفه صنعتی بعدازظهر حاضر، به دو انگیزه از مضمون «جوانی وقت گیر گردیده» خاطر میشود، اولیه به سبب ساز جلو افتادن تحولات بلوغ و دوم به سبب ساز بالا رفتن سن تزویج و استقلال شغلی میباشد. بدین ترتیب در زمان معاصر، «جوانی» به زمانه کمابیش وقتگیر گردیدهای اطلاق می شود که درحد فاصل «بلوغ جسمانی» و «بلوغ اجتماعی» جای دارد. (محبوبیرویه، 1381: ص70) جوان ها امروز از یک سو با گونه های وسایل رابطه جمعی، نظیر ماهواره و وب سروکار دارا هستند که غریزه ها جنسی آنهارا تحریک مینماید و از سوی دیگر قابلیت و امکان تزویج برایشان آماده وجود ندارد، لذا احتمال اینکه مسافت بین بلوغ جسمانی و بلوغ اجتماعی آنانرا خرابی و هرزگی مالامال کند بسیار میباشد. چون نیاز جنسی، نیازی انکارناپذیر میباشد، نیازی میباشد که در سنین جوانی می بایست به آن جواب مطلوب بخشید، نیازی میباشد که نمیاقتدار انکار، تحریم یا این که تعطیل نمود. دختر و پسر، وقتیکه به سن بلوغ میرسند، هرچقدر مسافت بلوغ جنسی تا مجال وصلت آن ها بیشتر باشد، جامعه بایستی درانتظار تبعات این تأخیر باشد که چیزی جز خرابی اخلاقی وجود ندارد. تجردگرایی، حرکتی برخلاف نیاز طبیعی آدم میباشد و اثرات و تبعات سوئی را بهدنبال دارااست که از دید شخصی و اجتماعی زیانبار میباشد. بهدنبال بعضی دیگر از تحولات کیفی تزویج در موضوعات پایین رسیدگی میشود:
ـ علت وصلت و الگوهای همسرگزینی
ـ تصور محصور شدن بعد از تزویج در میان نسل قبل (زن و مرد) از جوان ها وصلت نکرده فعلی کمتر بوده میباشد. (محسنی، 1382: ص99 و ص101)
ـ گرفتاری جاری ساختن تزویج در میان نسل قبلی بیشتراز نسل کنونی بوده، در حالی که وصلت در وضعیت کنونی به گرفتاری آتی جوان ها تبدیل گردیده است.
امروزه اکثر جوان ها انتظار داراهستند که آحاد توقعات، نیازها و انتظارات آن ها با تزویج تأمین گردد، در حالی که در نسل گذشته غرض تزویج بیشتر معطوف به آنگاه روحی بشرها بود.
ـ الگوی تزویج تحت عنوان خاستگاه مهم تشکیل خانواده دستخوش تغییرات مهمی به عنوان مثال در الگوی همسرگزینی گردیدهاست. امروزه دربین بهاهای پدر و مادر و فرزندان برای تعیین همسر تفاوت و گاه تضادهای آشتیناپذیری بروز نموده است. به گونه ای که جوان ها کمتر از گذشته بدن به تزویجهای فامیلی می دهند و از داخل همسری یا این که وصلت با قوم و عشیره مشترک راز گشوده میزنند. متغیر سن نیز گونه های متفاوتی به خویش گرفته میباشد. از طرفی جوان ها در سنین جوانی به تزویج روی نمیآورند و میانگین سن تزویج به حدود 27 سال رسیده میباشد و از طرف دیگر با شخصی تزویج مینمایند که کمترین مسافت سنی را با آنان دارااست. همسرگزینی به اقتدای نام و نشان خانوادگی اشخاص شکل نمیگیرد. عواملی نظیر علم آموزی، فعالیت، گنج و میزان دارایی، زیبایی و قابلیت و امکانهای شخصی نسبت به عواملی زیرا آبروی خانوادگی، نام و ترسیم، تبار و رده اجتماعی، تدین و کردار فقهی و سنتی از عنایت بیشتری بهره مند گردیدهاست. امروزه در شهرهای بلندمرتبه، مسئله انتخاب مهریه بالا و کیفیت احقاق دستمزد زن در شکل طلاق از شوهر، از مهم ترین موضوعات همسرگزینی به شمار میرود. به نحوی که امروزه انتخاب مهریه زیاد تحت عنوان ایراد از سوی جوان ها پسر و خانوادههای آنان برای تزویج بیان میگردد. (مهدوی، 1377: ص89) و نقص تهیه و تنظیم جهیزیه به حیث بعضی از دختران تحت عنوان عاملی جهت انصراف خواستگار از وصلت مطرح می گردد. (به عبارتی، ص90)
ـ حقیقت این میباشد که در جامعه ما گزینش آزاد همسر شکل نمیپذیرد و والدین تا حدودی در صورتگیری و ساماندهی وصلت فرزندان نقش دارا هستند، البته شدت و ضعف نقشهای آنها در مجموعههای متعدد اجتماعی گوناگون بوده و دربین دو الگوی سلطه و برابری در نوسان میباشد. (محسنی، 1382: ص52)
ـ هنوز هم در خانوادههای سنتیخیس (کلان با جمعیت بیشتر) میل به جلب رضایت پدر و مادر برای تزویج جوان ها بیشتر از خانوادههای نو (بعدها خرد و نسبتاً امروزی) میباشد. (به عبارتی، ص57)
ـ زنان بیشتر از همتایان مرد خویش از رضایت پدر و مادر دربارهی وصلت جانبداری مینمایند. (به عبارتی، ص62) هر تعدادی نسل نو جوان ها وصلت نکرده که از خانوادههایی با آنگاه کوچکتر دارنده تحصیلات خوب، سطح داده ها همگانی فراتر و به کار گیری بیشتر از رسانهها می باشند، موافقت کمتری برای جلب موافقت پدر و مادر برای وصلت دارا هستند. (به عبارتی، ص63)
ـ تا قبل از اینً تزویج فرزندان کوچکتر بیشتر مشروط به تزویج فرزندان بزرگتر بود، البته جدیداً این راه و روش کمتر رعایت میگردد. (مهدوی، 1377: ص57)
ـ عدم رعایت ترتیب دفعه تزویج در قبلی بین فرزندان خانوادهها راجع به زنان با تقبیح بیشتری نسبت به مردان یار بود. (به عبارتی، ص103)
ـ اضطراب تعیین همسر و تشکیل خانواده برای نسل کنونی بیش تر از نسلهای پیشین میباشد. در قبلی خانوادهها و جامعه، جوان ها را مدد میکردند، اما اینک کسی جوانها را امان نمینماید و آنها می بایست خودشان معاش را اداره نمایند و در قبال خطاها ایستادگی کنند. (به عبارتی، ص105)
ـ در نسل قبل توافق بیشتری در امر معاش زوج جوان با پدر و مادر یکیاز طرفین (زن یا این که شوهر) وجود داشته میباشد و این توافق در میان زنان بیشتر مشاهده می شد. (به عبارتی، ص102) البته امروزه تشکیل یک معاش بایستی در یک محل نو باشد.
ـ تا چند روز قبل معاش اکثری از زوجهای جوان در کنار والدین پسر شروع می گردید، ولی امروزه تشکیل یک معاش (خانواده هستهای) می بایست در محل جدیدی باشد که همین مورد توقع دختران را برای داشتن بضاعت و اقتدار اقتصادی پسران ارتقا می دهد و تأمین مالی، اشتغال و نوع فعالیت پسران را دارای اهمیت مینماید.
ـ مبنی بر اصل همسانی در وصلت معمولاً انتظار بر این میباشد که سطح تحصیلات طرفین همسان باشد و تا حدی تحصیلات پسران بیشتر هم باشد، امروزه این ملاک تاحدی با داشتن فعالیت پردرآمد و ظواهر مطلوب برای پسران جایگزین شدهاست. اما هنوز هم اکثر دختران رغبت کمتری به تزویج با پسرانی دارا هستند که تحصیلات کمتری داراهستند و نسبت به تحت بودن ترازو تحصیلات پسران تحت عنوان همسر آجل خویش آلرژی متعددی داشته و اکثر وقت ها رضایت کمتری به وصلت با شخصی با تحصیلات ذیلخیس داراهستند. صرفا 21 درصد دختران حاضر به وصلت با پسرانی میباشند که تحصیلات آنها زیر میباشد. (مهدوی، 1377: ص107) چون هر چقدر تحصیلات پسران بیشتر باشد، به به عبارتی معیار موافقت آن ها با اشتغال همسرشان ارتقا می یابد. (به عبارتی، ص124) ولی پسران با ارتقاء تحصیلات خویش، میل کمتری دارا هستند که با اشخاص معدودسواد وصلت نمایند. (به عبارتی) از سوی دیگر پسران با تحصیلات کمتر نیز اکثر زمان ها تمایلی ندارند که با دختری با تحصیلات فراتر تزویج کنند.
ـ لازمات تزویج
در کشور ایران هنوز هم خواستگاری و جشن و پایکوبی نامزدی از ارکان اساسی منظومه وصلت و مهم ترین مراسم درین خصوص به شمار می روند. خواستگاری به صورت مرسوم و رایج خویش نمادی از وصلت ترتیب داده گردیده یا این که تزویج مقرر به شمار میرود که فینفسه ارتباط عمودی میان نسلها را در خانوادهها منعکس مینماید. خواستگاری «مبادله خانوادگی» را در باب همسرگزینی و همسریابی در حق تقدم قرار می دهد و از این جهت اولی قدم قانونی برای صورتگیری یک تزویج به حساب میآید. هرچند خواستگاری هم در پروسه مجال و تحولات اجتماعی در کشورایران تغییرات چشمگیری یافته میباشد. (محسنی، 1382: ص282) ولی هنوز هم تمایل مسلط در امر با خواستگاری میل موافق با اعمال آن میباشد. (به عبارتی، ص289)
ـ در مراحل وقت گیر وصلت، نامزدی قدم دوم محسوب میشود. نامزدی مرحلهای برای قانونیخیس شدن ارتباط ها زوجهای جوان و علنیخیس شدن آن میباشد که نام و نشان خانواده نو و نوظهور را به همگان اعلام مینماید. (به عبارتی، ص292) امروزه هنوز هم رغبت مسلط، موافقت با برگزاری جشن و پایکوبی نامزدی میباشد. (به عبارتی، ص300)
ـ درباره ی مهریه تمایل مسلط جامعه موافقت با انتخاب مهریه میباشد، البته اکثر زمان ها خانوادههای دختران مهریه بالا را توصیه مینمایند که پیش از اینً این روش معمول عدم وجود.
ـ دربارهی مراسم تزویج هم، جامعه به دو دسته که جمعای مراسم وصلت را باشکوه برگزار مینمایند و تودهای در بی آلایشترین صورت ممکن وصلت مینمایند، تقسیم شدهاست.
صحبت آخری
امروزه چرا که تزویج و همسرگزینی به شدت در هم اکنون تغییرو تحول میباشد، این مورد برای بخش اعظمی از متفکرین به طور مسأله درآمده میباشد. در جریان تغییرات اجتماعی، قیمتها و هنجارهای اجتماعی تغییر تحول مینماید، براین اساس طرزهای همسرگزینی، همینطور انتظارات زن و شوهر و مناسبات آنان هم دگرگون شود.
ولی در جوامعی نظیر کشور ایران که هنجارهای خانوادگی بیشتر از دیگر دولت ها پابرجا میباشند، خانواده به نظر وضعیت ساختاری راجع به وصلت جوان ها بیتأثیر وجود ندارد. در واقع از یکسو حالت خانوادههای دختر و پسر، در مسائل مرتبط با وصلت جوان ها مؤثر میباشد و از سوی دیگر خانوادههای نسل پیشین با جابجایی جوهره و معنای اساسی خانواده به نسل تازه، عملاً به ساختوساز یک سلول اجتماعی دیگر امداد مینمایند.
امروزه مقولاتی نظیر، تحصیلات همگانی و خوب، دورة سربازی، جستجوی فعالیت و ... در جامعة تازه موجب پیدایش عصرای گردیدهاست که پسران برای استخراج صلاحیتهای ما یحتاج در روند تزویج ناگزیر می بایست آن را سپری نمایند و دختران تحت عنوان زمان انتظار، بایستی آن را پشت راز بگذرانند. همینطور پیدایش مرحلهای تحت عنوان نامزدی و نیز فعالانه شدن نقش دختران و پسران در روند متفاوت وصلت موجب شدهاست تا زمان شناخت، پدیدار شود که دختران و پسران جوان دراین عصر جهت گزینش آزادانه و آگاهانه ذیل پژوهش خانوادهها با یکدیگر گفتمان مینمایند، در شرایطی که که در پیشین فقطً خانواده، اقوام و آشنایان، گفتگو کننده و تصمیم گیرنده اساسی بودند و جوان ها در بخش اعظمی از پروسه وصلت نقشی منفعلانه داشتند و کلیه کارها در فرایند تصمیمگیری و انجام بر عهدة خانواده و سایرین بود، ولی امروزه زوج جوان پایه تصمیمگیریها در فرآیند متعدد تزویج اعم از تعیین همسر، کیفیت برگزاری مراسم و... میباشد و معمولاً خانوادهها به تحقیق کلی اکتفا مینمایند. کهاین بررسی در راستای به عبارتی حالت اجتماعی و سازوکارهای فرهنگی میباشد، به گونه ایکه خانوادهها تجانس اجتماعی زوج جوان را از دید طبقاتی، خانوادگی و اجتماعی در حیث می گیرند و آنگاه با اعتنا به رغبت و عشق باطنی دختر و پسر نسبت به یکدیگر، مقدمات تزویج را آماده مینمایند. اما این قابلیت و امکان هم وجود داراست که دختر و پسری، شخصاً همدیگر را گزینش کرده و بعد از آن رضایت خانوادههای خویش را جلب نمایند. در جامعة سنتی، پسران بعداز وصلت، معاش مشترک خویش را در خانة پدری استارت میکردند، ولی فعلا، زوجهای جوان گرایش داراهستند در مسکن جدا و غیروابسته از خانة پدری بسر مارک، به همین ادله آنها امروزه برای استارت معاش مشترک با خلل تنظیم مسکن روبرو میگردند. همینطور معاش در وضعیت نو جامعه باعث گردیده است تا در میان فرایند وصلت دختران و پسران تفاوتهایی بروز کند. (رضوی و دیگرافراد،1381: ص129)
به حیث میرسد خصوصیت خاص وصلت دختران و پسران اهل ایران، تزویجهای فامیلی باشد که هنوز هم چشم می گردد و تأییدی بر وصلتهای قشری میباشد، چون در اکثر اوقات مورد ها اعضای قوم از نظر اقتصادی، در سطح مشابهی قرار دارا هستند. در کشورایران به جهت یکسانی مذهب و نژاد و اندک بودن اقلیتها، وصلت در بین دو نژاد یا این که دو مذهب مختلف بندرت چشم می شود.
امروزه خطاها زیادی موجب گردیدهاست که سن وصلت ارتقاء یافته و به دلیل وجود قوانینی که ارضای غریزه جنسی دختر و پسر را از رویکرد نامشروع میسر میسازد، تصمیم به وصلت مشروع میان جوان ها کاهش یابد. به این مراد با اعتنا به تغییراتی که در جنبه پاره ای و کیفی وصلت در کشور ایران چهره داده میباشد و این نوشتار به اجمال به نصیب کوچکی از آن اشاره کرد، ضروری میباشد که آحاد دستگاههای فرهنگی و اقتصادی سرزمین منابع و تجهیزات خویش را در جهت خریداری کردن مسئله مساعد ساماندهی فرمان تزویج بسیج کنند و دستگاههای فرهنگی با نرمافزارهای مطلوب و از روش رسانههای جمعی، از بسط دامنه تغییرات مانع وصلت بازداشتن به کار آورند.
تزویج لینک طبیعت با کلیه آسانی و عینیت آن و فرهنگ وتمدن با تمامی ابهام و ذهنیتش است. وصلت زن و مرد، منشاء تشکیل خانواده تحت عنوان کوچکترین واحد اجتماعی میباشد و در واقع یک کدام از غامضترین ارتباط ها اجتماعی در بین دو کالا مخالف در دنیا طبیعت می باشد که دارنده بعدها و پیامدهای زیستی، کم عقل، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی میباشد و از منظر علم ها متعدد نظیر جاریشناسی، جامعهشناسی، آدمشناسی، جمعیتشناسی و ... قابل پژوهش و تحقیق می باشد. تزویج اثرها بدون واسطه و غیر مستقیمی را بر معاش شخصی و اجتماعی اشخاص بر مکان میگذارد؛ هرچند که پدیده تزویج نیز متقابلاً بر جامعه و شخص تأثیرگذار میباشد.
تزویج از جنبه جامعهشناختی، دارنده ساختار، ماهیت، کارکرد و پیامدهای اجتماعی پیشبینی گردیده و پیشبینی نشدة مثبت یا این که منفی، جراحتزدا یا این که جراحتزا میباشد که کنش و عکس العمل اجتماعی اعضای جامعه و ساختارهای اجتماعی را متأثر میسازد، خصوصاً پیامدهای نا مطلوب وصلتهای غیراصولی، از یک سو ساختار، ماهیت و کارکردهای خانواده را در زمان فرصت در گیر تغییر میسازد و از سوی دیگر بهاهای محوری جامعه به ویژه امنیت اجتماعی و اخلاقی را پایین الشعاع قرار میدهد.
بینش و بینش نسبت به «تزویج» تحت عنوان یک «حقیقت اجتماعی»، زیر اثر تمدن و نقش و موقعیتی میباشد که در آن به راز می بریم. طبق نگرش جامعهشناختی «حقیقت هیچ گاه به ما نمیگوید که چیست، بلکه آدمها بایستی حقیقت را آن سیرتکامل که میباشد، تعبیر نمایند و آن تعبیر با فرهنگی که ما برای پند خویش به فعالیت می بریم شروع می گردد. هرچند فرهنگ وتمدن نیز به نوبه خویش از دستههای ما و از جامعه ما ناشی میگردد». (شارون، 1379: ص139) بدین ترتیب نگرش شخص نسبت به وصلت تابع فرهنگی میباشد که به آن وابستگی دارااست، همینطور ملهم از موضع و رده شخص در جامعه میباشد. به عبارت دیگر برخی باورهای شخص، ناشی از تأثیر فرهنگ وتمدن و جامعهای میباشد که در آن معاش مینماید، مانند نقش مرد یا این که زن بودن، برای مثالً واقعیتی به اسم زن بودن به معنی خاطر دریافت کردن «اندیشیدن مانند یک زن» میباشد، یعنی اعتقاد و باور به اینکه عاطفه، حجب، حوصله، بردباری، سپری شد، منزلداری، نوباوهداری و مادری، کنشهای ضروری برای یک معاش عالی و رضایتقسمت میباشد و مرد بودن نیز به معنا خاطر به چنگ آوردن «اندیشیدن مانند یک مرد» میباشد، یعنی اعتقادوباور داشتن به اینکه نانآوری، سرپرستی خانواده، احساساتی نبودن، کوشش برای دستیابی زندگی، اعتبار اجتماعی، لازمة یک معاش عالی و سعادتمندانه میباشد.
تعریف و تمجید مفاهیم کلیدی
ـ تزویج
در فرهنگ و تمدن مشخص و معلوم1 «وصلت ارتباطای حقوقی میباشد که برای مدام یا این که مدتی مشخص و معلوم، توسط عقد اختصاصی دربین زن و مرد نتایج گردیده و به آنان حق میدهد که از یکدیگر تمتع جنسی ببرند». در تعریفی دیگر «تزویج و معاش زناشویی یک پدیده طبیعی قراردادی میباشد». بهترین مشاور ازدواج مشهد (شهید مطهری، 1357) همینطور بعضی تزویج را فرآیندی از کنش متقابل فی مابین یک مرد و یک زن؛ برخوردی دراماتیک در بین فرهنگ و تمدن (قواعد اجتماعی) و طبیعت (کشش جنسی) و پیوندی مستمر فی مابین دو محصول مخالف میدانند که در یک چارچوب قانونی و رسمی مجاز به برقراری مناسبات جنسی می گردند. (رضوی و دیگر افراد، 1381: ص8)
در تعریفوتمجید دیگر، وصلت تحت عنوان یک بنیان و کانون اجتماعی ملهم از سه منبع ضابطه، عقاید اجتماعی و اعتقادات مذهبی بوده و مطابق شش نکته میباشد:
1- وصلت یک گزینش فردی آزاد میباشد که بر پایة عشق و علاقه پایدار میگردد؛
2- بلوغ و استقلال یک نیاز مسلم برای مبادرت به وصلت میباشد؛
3- وصلت، ارتباطی دربین دو فرآورده مخالف میباشد؛
4- در یک معاش مشترک، مرد سرپرست بوده، تأمین زندگی و حفظ از خانواده را بر ذمه داراست؛
5- وفاداری جنسی و تک همسری، انتظارات یک وصلت می باشند؛
6- تزویج طبیعتا با ولادت فرزندان هم پا میباشد. (ناک، 1382: ص14)
وصلت بر حسب فرهنگ و تمدن و اقوام متفاوت دارنده اشکال گوناگونی میباشد به عنوان مثال: وصلت فرنگی، داخلی، تعدد زوجات، وحدت زوجه، تعدد شوهران، تزویج قانونی، تزویج سری، وصلت تولیدی، تزویج موقت، تزویج دایم، وصلت آزمایشی، تزویج خانوادگی، وصلت دختر خانومای، تزویج مشابه، وصلت تصرفی، تزویج تطبیقی، وصلت استبدال، وصلت شغار (رضوی و دیگرافراد، 1381: ص9)، وصلت میراثی، تزویج تشریفاتی و مصنوعی، وصلت سه ربعی، تزویج روزمره، وصلت قبرستانی، تزویج تطلیقی (مصلحتی، 1379: ص42) هرکدام از گونه های وصلتهای ذکر شده دارنده تمجید خاص خویش میباشد.2 دراین تحقیق، تزویج همیشگی و قانونی که به تشکیل خانواده زن و شوهری باعث می گردد، مد حیث میباشد.
ـ خانواده
خانواده یک دسته خویشاوندی میباشد که مسئولیت مهم در اجتماعی کردن فرزندان و برآوردن برخی از نیازهای بنیادی دیگر جامعه را به ذمه دارااست. خانواده مشمول گروهی از اشخاص میباشد که از رویه خونی، زناشویی یا این که فرزندپذیری با یکدیگر رابطه می یابند و طی یک دورة وقتی نامشخص، با هم معاش مینمایند.(کوئن،1372: ص127)
خانواده بر حسب تمدن و تاریخ، موقعیت اقتصادی و اجتماعی اقوام و دولت ها متفاوت، به صورت تک همسری، یکسری همسری، پدرتبار، مادرتبار، دوسوتبار، پدرسالار، مادرسالار، مادرمکان، پدرمکان، نومکان و ... بوده میباشد، البته در کل در حین تاریخ، خانواده برحسب ارتباط خونی یا این که سببی، به دو صورت شکل گیری یافته میباشد:
1- خانواده عظیم که بر طبق ارتباط خونی میباشد و تنی چند از اشخاص دربرگیرنده پدر و مادر، فرزندان، پدربزرگها، عمهها، خان داییها، عموها، خالهها، عموزادهها، خالهزادهها، عمهزادهها و خالوزادهها را دربرمیگیرد. این نوع خانواده را «خانواده همخون» نیز مینامند. (به عبارتی، ص128) ولی ضمن لینک و پیوند خونی، نوعی اتحاد خانوادگی نیز درین نوع خانواده وجود داشته که بیشتر در زمان ماقبل صنعتی بوده و وظایف اعضای خانواده، از وظایف خانواده مدرن مختلف بوده میباشد که در ریشهیابی واژه خانواده، این نکته محرز است.3
2- خانواده هستهای که بر حسب ارتباط سببی و لینک وصلت و زناشویی نتیجه ها می شود و به یک واحد خانوادگی بنیادی مرکب از همسر، شوهر و فرزندانشان اطلاق میشود که گاه آن را «خانواده زن و شوهری» نیز مینامند. (به عبارتی) خانوادههایی که بر حسب ارتباط سببی تشکیل می گردند، مبنی بر صورت و نوع تزویج دارنده گونه های زیادی نظیر تک همسری، تعدادی همسری، چندزنی و گروهی میباشد. درین تفحص، خانواده تک همسری متبوع میباشد که نتیجه ها وصلت یک زن و یک مرد است و صورت رایج و متعارف خانواده هستهای میباشد و بعداز انقلاب صنعتی و تا کنون فراوانترین صورت زناشویی در دولت ها بشری بوده میباشد.
دیدگاه ها خانواده در زمانه نوین
بنیان خانواده معطوف به وصلت زن و مرد، یک کدام از ارگانهای اجتماعی میباشد که سوابقای دیرینه داراست و از به عبارتی اولِ معاش اجتماعی، نیاز به کالا مخالف و امنیت مبنای شکل گیری آن به شمار میرود، به گونه ای که پیدا شدن آدم بر روی زمین با تشکیل خانواده هم زمان بوده و بیشک امان از حریم بشر در قبال جانوران درنده و حادثه ها طبیعی، معاش جمعی را برای بشر اجاد نموده است. (حیات اجتماعی زن در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، 1369، ص21)
براین اساس خلال نیاز جنسی، نیاز به داشتن احساس نظم و حس امنیت، در واقع از دست اندرکاران مؤثر بر شکل گیری و استمرار اجتماع محسوب میشود که خانواده تحت عنوان هسته بنیادین اجتماع، از به عبارتی شروع نقش مهم در ایجاب و تقویت شم نظم و امنیت هستیشناختی در معاش اجتماعی اشخاص داشته میباشد.
در جامعهشناسی دو نگرش دربارهی خانواده مطرح میباشد. طریقه اولیه بر مطلوبیت خانواده تأکید کرده و آن را به طور گروهی خاص و ویژه در لحاظ میگیرد. مبتنی بر این بینش، خانواده، رفیعتر از جامعه یا این که در قبال جامعه قرار میگیرد و فارغ از اعتنا به اشتباهات حقیقی و واقعی جانور در خانواده، به طور ایدهآل تعریف میگردد.4 نگرش دوم بر رابطه متقابل جامعه و خانواده تأکید کرده و رفلکس وضعیت تعارضی جامعه در خانواده را دارای اهمیت می داند، چون خانواده به طور «طبیعی» نیست، بلکه در هر مجال، بازتابی از حالت اجتماعی میباشد، لذا خانواده را بایستی با اعتنا به قشری که در آن قراردارد، آیتم نظارت قرار اعطا کرد.
رنه کونیگ این نظر را دارد که بر اساس تقسیمبندی جامعهشناسی گسترده و جامعهشناسی کوچک، دو نوع رسیدگی از پدیده خانواده ضروری میباشد. نخستین دیدگاه به خانواده در باب با تمام جامعه، با حدس مناسبات کلی جامعه و همینطور پژوهش ارتباط نظام خانواده با پاره نظامهای دیگر و دوم بینش به خانواده تحت عنوان نظامی خاص، یعنی تیم خرد با ساختار و کارکرد خاص خویش. مبنی بر این طریقه، خانواده تحت عنوان یک دسته اجتماعی با خصوصیتهای گوناگون از دیگر گروهها گزینه پژوهش قرار می گیرد. (اعزازی، 1382: ص72)
رسیدگیهای جامعهشناسانه دربارهی خانواده، در قرن نوزدهم به وسیله دو متفکر اجتماعی به اسم فردریک لوپلی5 فرانسوی و ویلهلم هانریش ریل6 آلمانی آغاز شد که ابعاد تحت عنوان «پدران جامعهشناسی خانواده» محسوب شدند. آنها در آن مجال، در نقط ی اوج انقلاب صنعتی اروپا و در زمانه گذار، شاهد فروپاشی خانواده بزرگ و تبدیل آن به خانواده هستهای بودند و هر دو در عقیدههای خویش، خانواده پهناور را مناسب دانسته و از دولتها تقاضا میکردند که با ساخت محدودیتهایی در «حقوق و دستمزد شخصی»، اشخاص را به معاش در خانواده کبیر وادار نمایند. نظرها آنها تا مدتی وقت گیر در اروپا قاضی بود تا اینکه در اوایل قرن بیستم با نفوذ ذهن ها جامعهشناسانة دورکیم، پژوهشهای جامعهشناختی خانواده و تغییرو تحول و تحول آن فارغ از تأکید بر مطلوبیت صورت خاصی از معاش خانوادگی استارت شد. درین مجال خانواده هستهای، یعنی خانوادهای که مشتمل بر زن، شوهر و فرزندان میباشد، عمومیت یافته و تحت عنوان واقعیتی اجتماعی تلقی می شد.
ابعاد پارسونز جامعهشناس آمریکایی به تفکیک نقشهای خویشاوندی و شغلی تأکید مینماید و خانواده را واحد زن و شوهری می داند. (پارسونز، 1363: صص 719-718)
پارسونز خانواده را به دو نوع تقسیم مینماید: خانواده جهتیاب7 (خلفی یا این که سلفی) یعنی خانوادهای که شخص در آن رویش مینماید و خانواده فرزندیاب8 که مراد به عبارتی خانواده هستهای میباشد و شخص خویش تشکیل می دهد و مشمول همسر و فرزندان اوست، نومکان میباشد، یعنی بدور از منزل پدر و مادر زن یا این که شوهر معاش مینماید و از دید اقتصادی غیر وابسته از خانواده جهت یاب میباشد و مقر اجتماعی خانواده نیز فقط از روش «عمل شوهر» که غیر وابسته از رابطه ها خویشاوندی میباشد، به دست می آید. این نوع خانواده تحت عنوان یک واحد مشترکالمنافع تلقی میگردد که دوام آن نیازمند برآورده ساختن انتظارات و توقعات متقابل زن و شوهر میباشد که مهمترین آن «عشق و علاقه ورزیدن» به یکدیگر و نیز نیازمند داشتن حق تعیین وصلت و همسرگزینی میباشد. (اعزازی، 1382: صص 71-65) به این ترتیب در خانواده هستهای پارسونز، علاقه هم شالوده و هم پیامد میباشد؛ محور میباشد از این جهت که شخص برای گزینش همسر خویش آزاد میباشد و زن و مرد مطابق عشق با یکدیگر تزویج مینمایند، از سوی دیگر به نوعی پیامد میباشد، از این جهت که زن و شوهر در خانواده وفادار و مکلف می باشند که عاشقانه همدیگر را دوست بدارند، چون سوای عشق و علاقه، خانوادهشان از هم میگسلد. مهم ترین پیامد اجتماعی مناسب این تزویج عاشقانه، اجتماعی کردن کودک ها و جامعهپذیری آنها برای ایفای نقش مفید در آجل و خودداری از زخمهای اجتماعی و بزهکاری خردسال ها، نوجوان ها و جوان ها میباشد.
ویلیام جی گود، عقیده همگرایی9 را در خصوص خانواده مطرح مینماید که مبتنی بر آن، دگرگـونیهای نـظام خویشـاوندی، نتیجـة اجتنـابناپذیر دگرگـونیهای سـاختاری و همینطور تحولهای ایدئولوژیکی میباشد. بنابراین که با تحولهای ساختاری در سـطح گسترده ماننـد صنعتی شـدن، شـهرنشینی، پـرولتاریـزه شـدن و نظایـر آن، تحولهای ایدئولوژیکی نیز در سطح عظیم چهره می دهد و در سود، سازمانهای سطح های کوچک (نظیر خانواده) اجباراً خویش را با تحولهای سطح گسترده تطابق داده و در جامعه ها صنعتی نظام خانوادگی به صورت خانوادة زن و شوهری (یا این که هستهای) خواهد بود. (به عبارتی، ص 17)
رنه کونیگ نیز مسأله کاهش کارکردهای خانواده را گزینه تحقیق قرار می دهد. او خصوصیت خانواده را تحت عنوان یک تیم اینسیرتکامل تمجید مینماید: «صمیمیت مشخصه مهم و غیر قابل تفکیک خانواده میباشد و همین صفت آن را از دیگر دستههای اجتماعی متمایز میسازد» (به عبارتی، ص 72) چراکه همین «صمیمیت» میباشد که قادر است شخصیت کودک ها را صورت دهد. بـه زعم کونیـگ در اثـر صنعتی شـدن، کارکردهای عمـده خانـواده ماننـد کارکرد اقتصادی، آموزشی، بهداشتی، محافظت از سالخوردگان و حتی گذران وقت ها فراغت به سازمانهای دولتی واگذار گردیده است و خانواده در زمانه نوین قدرتمند گشته میباشد که به کارکرد اساسی و اولیة خویش یعنی پرورش شخصیت اجتماعی- فرهنگی خردسال ها بپردازد. (به عبارتی، ص17)
هلموت شلسکی، جامعهشناس آلمانی نیز که عقیده خویش را پس از نبرد جهانی دوم و در زمانه بیثباتی اجتماعی ناشی از نزاع مطرح کرد، خانواده را تحت عنوان یک بنیان اجتماعی و به منزلة «صرفا باقیماندة ثبات اجتماعی»10 تلقی مینماید. او برخلاف سایرافراد که معتقدند خانواده الزاماً می بایست خویش را با تحولهای اقتصادی و سیاسی جامعه وفق دهد و در شکل عدم تطابق، به معنای «تأخر فرهنگی» این بنیان میباشد؛ نکته تازه و قابل مراعاتای را مطرح مینماید. شلسکی مطرح مینماید که آیا این تحولهای جان دار جامعه الزاماً توسعه میباشند؟ یااینکه می بایست داعیه کرد که توسعه و گسترش در اقتصاد امروزی، هم زمان نوعی بسط در جهت فروپاشی میباشد. شلسکی با قبول فرض فوق، تطابق خانواده با نظام امروزی در درحال حاضر فروپاشی را به معنای جنبش خانواده در جهت زوال و اضمحلال میداند، لذا خانواده را فقط باقیمانده ثبات اجتماعی تلقی مینماید و این نظر را دارد که حالت دنیوی- اقتصادی جامعه بایستی خویش را با خانواده تطابق دهد، چون در جامعه ها امروزی مدرن که آدم به طور موجودی منفعل در قبال ساختارهای جامعه قرار گرفته میباشد، صرفا راه و روش رهایی وی، تحکیم مناسبات خانوادگی میباشد. (به عبارتی، ص18)
شلسکی ساختار و رابطه ها جان دار در خانواده را ساختاری طبیعی دانسته و سر کردگی مرد بر زن و فرزندان را ضمانت کننده کارکردهای سنتی خانواده میداند. او با اشتغال زنان در خارج از منزل مخالف میباشد، به این دلیلکه به زعم وی در تاثیر اشتغال زنان، امنیت و موجودیت خانواده به خطر افتاده و باعث نابسامانیهایی در رابطه ها اجتماعی باطن خانواده می شود و از این شیوه «سعی منحصربهفرد خانواده را که تربیت فرزندان در محیطی سرشار از اتکا و محافظت میباشد، در معرض مخاطره قرار میدهد». (روزن بام، 1363: ص 33)
بعضی اثر ها خالق تزویج بر شخص
تزویج را میقدرت همچون یک سرمایه اجتماعی تلقی نمود که زن و مرد بر محور یک سلسله باورها، قیمتها و ارتباط ها اجتماعی به صورت مشترک سرمایهگذاری مینمایند، هرچقدر که توان ریسک و خطرپذیری این سرمایهگذاری کمتر باشد، پیامدهای آن قابل پیشبینی و احتمالاً مناسب میباشد و برعکس هرچه توان خطرپذیری آن ارتقاء یابد، پیامدهای آن در معاش شخصی و اجتماعی زنان و مردان، غیر قابل پیشبینی و احتمالاً نا مطلوب میباشد. ازدواجی که در بستر و شرایط ایده آل اجتماعی، بر پایة عشق و علاقه، ایمان، متکی بودن و تعهدات متقابل اسـتوار گشـته و مبتنی بـر سیستم پیچیـدهای از تعلقهای دو جانبه میباشد، پیامدهای اجتماعی آن نیز قابل پیشبینی و مناسب خواهد بود، لذا خطرپذیری آن نیز کاهش می یابد.
تزویج، اولین قدم یک شخص، برای ساخت و شکل گیری معاش مشترک با شخصی از محصول مخالف میباشد. در صورتی این قدم در طول مطلوب و به صورت درست و معقول برداشته خواهد شد، کارکردهای مطلوب آن در طی معاش مشترک مبرهن شود. هر چه کارکردهای مطلوب تزویج در معاش زنان و مردان بیشتر باشد، خانوادههای معطوف بهاین سیرتکامل تزویجها، سلامتخیس و مستحکمخیس بوده و در سود جامعه دربرگیرنده این سیرتکامل خانوادهها نیز منسجم و همبستگی زیاد و نظم اجتماعی مناسب خواهد بود.
مرحوم علامه محمد تقی جعفری (ره) در پاسخ فیلسوف شهیر اروپایی، برتراند راسل که سؤال کرده بود چرا اسلام این قدر به وصلت ارزش داده و برایش ضابطه اوضاع و احوال نموده است، مینویسد: «اسلام با وصلت میخواهد بشر به وجود آید، مسأله آدم مطرح میباشد». در فرهنگ وتمدن اسلامی، وصلت، پیوندی مقدس و میثاقی سفت11، بنایی دوستداشتنی نزد معبود12، عاملی مؤثر در مراقبت آیین13، تایید عبادت بشر14 و شکل گیری مودّت و عفووبخشش15 میباشد. وصلت همینطور شیوة پاسداری از حریم عفّت16 و پاکدامنی، ضمانت رزق و روزی17 و تعظیم سنت نبوی18 میباشد. تزویج وقارنصیب روحهای سرگشته و گیج، حیات قسمت دلهای افسرده و نگران و هدایتگر ذهن ها گسسته و پریشان میباشد. در مدرسه متعالی اسلام، تزویج وسیلهای برای پرورش و کمال، تأمین سالم جامعه و بقای نسل میباشد. از این رو فرستاده گرامی اسلام (ص) رهروان خویش را به تسریع در تزویج و رخنه عزوبت19 دعوت مینماید. در تمدن اسلام، خانواده نتایج تزویج مشروع زن و مرد، وسیلهای برای اقناع و ارضای مشروع سائقههای جنسی، ساخت و تربیت نسل، ساختوساز صمیمیت و تفاهم، تعاون و تعاضد، کامل شدن و تکامل و وقار روحی و دیوانه آدم میباشد (آزرمی سه سارمی، 1379، صص 8-7) که در پی برخی از این پیامدهای مثبت تأملی کوتاه می گردد.
ـ کامل شدن
هیچ انسانی به تنهایی بدون نقص وجود ندارد و پیوسته در جهت جبران کمبود خود عملکرد مینماید. جوان در ادامه وصال به استقلال فکری میباشد؛ برای جبران نواقص و تأمین نیازهای بیشمار خویش به سوی وصلت سوق داده می گردد و با تعیین همسری مطلوب و لایق، موجبات رویش و تکامل خود را مهیا مینماید و با حس مسئولیت اجتماعی، آحاد هوش، اختراع و استعدادهای خود را بکار گرفته و بخش اعظمی از استعدادها و توانمندیهای پنهان در درونش را شکوفا میسازد. براین اساس میقدرت پرورش و کمال بشر را از پیامدهای مناسب عمده تزویج غالب و اصولی دانست، چون زن و مرد از نگاه روحی و جسمی به هم متعلقاند و با قرار به دست آوردن در کنار هم، یکدیگر را کامل شدن مینمایند.
ـ التیام
مهم ترین نیازی که بر تاثیر تزویج تأمین می شود، نیاز به ادب و حس امنیت و آسودگی میباشد. این نیاز که در سرشت آدمی ریشه دارااست، چنان اساسی میباشد که خدا در ذکر فلسفه وصلت میفرماید: «از نشانهها و علامتهای پروردگار این میباشد که برای شما از محصول خودتان، همسرانی قرار دادیم، تا در کنار آن ها متانت یابید.» بدین ترتیب، همسر موجب ادب و امنیت خیال و دور و اطراف منزل، وسیله وقار روحی زن و مرد قرار داده گردیدهاست. در اوایـل جـوانی حس تنـهایی، بیهودگی و نـداشتن پنـاهگاه، انسـان را فـرا میگیـرد و وصلت با همسری لایق، این شم را از در میان میبرد و شخص را به ادب روحی میرساند. اتکای زوجین به یکدیگر در مقابل فشار امواج و دغدغههای ناشی از عوارض حیات اجتماعی، موجب سکون و ادب آنها میشود. آنان در جهت برطرف کردن سختی ها راز رویه پیشبرد معاش و وصال به هدف ها مشترک خویش، با کمک و همفکری یکدیگر می توانند در مقابل مسائل و اشتباهات ایستادگی نمایند. همینطور به واسطه تزویج، غریزه جنسی در چارچوب نیکو و مشروع ارضا می گردد و شخص در سایه آن به ادب میرسد و به دلیل رابطه تأمین این نیاز با بقیه جنبههای وجودی بشر، موجبات رویش و شکوفایی شخص مهیا میگردد.
ـ ساختوساز نسل
از ثمرات اساسی وصلت، وجود فرزندان و بقای نسل آدمی میباشد که مبنی بر با مقصود آفـرینش اسـت و زوجها از روش فـرزندان خـود فن لینک و پیوند فی مابین اعضای یک نسل را بـه وجـود می آورند و بـا تـربیت و اجتماعی کردن خردسالان، زیربنای یک جامعه سلامت و امن را پیریزی مینمایند.
ـ شم شادکامی
به حیث میرسد وصلت و تشکیل خانواده تاثیر مثبتی روی شادکامی داشته باشد. تنی چند از مطالعات، گزارش می دهند عده ای که تزویج کردهاند، نسبت به اشخاص مجرد شادکامی بالاتری نماد می دهند. پژوهش ها اخیر نماد می دهند که اتفاق ها خوشایند معاش خانوادگی، مستقیماً به شادکامی شخص سبب می شود.
ـ کاهش ارتکاب جرم
بر حسب بخش اعظمی از مطالعات، کاهش بزهکاری و ارتکاب جرم برای مثال پیامدهای اجتماعی تزویج میباشد. نوترین پژوهش انجام یافته از سوی یک متفحص انگلیسی، حاکی از آن میباشد که عشق و علاقه به همسر و معاش خانوادگی مثلا مواقعی میباشد که موجب کاهش دورازشوخی ارتکاب جرایم به وسیله مردان میشود. این استیناف که به وسیله پروفسور «جان لاب» یک متخصص جرمشناسی در انگلیس شکل گرفت، آرم می دهد کسانی که در روند جوانی تزویج کرده و تشکیل خانواده میدهند، کمتر ممکن میباشد به اعمال کارها مجرمانه و بر خلاف ضابطه روی بیاورند. مطابق این مطالعه، ساخت و ساز تغییر و تحول در وضعیت اجتماعی از قبیل وصلت، تشکیل خانواده و یافتن یک منزلت مطلوب اجتماعی نیز می تواند تا حد متعددی وضعیت و آخر و عاقبت بخش اعظمی از بزهکاران را تغییر تحول داده و آن ها را در مسیر تن درستی قرار دهد. حاصل تفحص این جرمشناس انگلیسی تا حد متعددی با آموزههای قبل جرمشناسی در امر حق تقدم تأثیر اخلاق و موقعیت زمانه کودکی و دورنماهای خانوادگی در بروز رفتارهای بر خلاف ضابطه در سنین جوانی و میانسالی ناسازگار میباشد. پروفسور جان لاب استیناف خویش را بر روی 500 مثال از جوان ها بزهکاری که در دهههای 1920 و 1930 به راءس بزهکاران جوان رسول شدند، اعمال داده میباشد. او بدین سود رسید که از این اشخاص، افرادی که بعداز آزادی از راس بزهکاری، وصلت کرده و دارنده همسر و خانواده شدند، به شدت کمتر از عده ای که مجرد باقی ماندند، مجدداً به بزهکاری روی آوردهاند. بازرسی پروفسور لاب نشانه می دهد 80 درصد از بزهکاران جوانی که در سنین رویش، انجام بر خلاف را کنار گذاشتند، اشخاصی بودند که بعد از طی زمانه بزهکاری دارنده همسر و فرزند گردیده و بدین جهت از قبل خویش روگردان شـدند. لاب، اعلام کـرد کـه بیشتر مردان بزهکار بعد از وصلت بدون چاره بـه داشـتن یک معاش آهسته، منظم و با نرمافزار برای درآمدزایی گردیده و معمولاً به جهت سختگیریهای همسرشان ناچار میگردند تا دایره پیوندها خویش را محصور و در اختیار گرفتن کرده و دست از ماجراجویی بردارند.
ـ تقویت کالا و جنسیت
عبور از مرحله کودکی به بزرگسالی، مستلزم حصول به نامونشان جنسی و نقش جنسیتی، فراهم کردن مضمون روشنی از «خویش» و رویش و استحکام آن و قیمت گذاشتن به «خویش» (یا این که برخورداری از عزت نفس) میباشد. مرد بودن یا این که زن بودن (نرینگی20 و مادینگی21) به چگونگیهایی از شخصیت رابطه دارااست که خصوصیتهای یک مرد یا این که یک زن را تشکیل میدهند. زمانی به کسی «مرد» خطاب میگردد، این مضمون نوعی از قضاوتهای ارزشی را منعکس مینماید که مبنی بر تحلیل خطاب کننده از خصوصیتهای شخصیتی و رفتاری یک مرد میباشد. همین طور، قضاوت یک زن دربارة خویش، متأثر از معیارهایی میباشد که در فرهنگ و تمدن و جامعه برای «زن» وجود داراست. براین اساس «پرورش مضمون مرد بودن یا این که زن بودن درین مفهوم از مقولة یادگیری و فرهنگ و تمدن میباشد» (لطفآبادی،1379: ص189) همینطور تولید نامونشان و استحصال به یک تعریفوتمجید دارای انسجام از خویش، مهمترین جنبه رویش دیوانه- اجتماعی زمانه نوجوانی و جوانی میباشد. تعیین قیمتها، باورها و هدف ها معاش، شاخصههای مهم نام و نشان را تشکیل می دهند. اینکه شخص بداند که می باشد، چه چیزهایی برای وی بها به حساب میآید و چه شیوههایی را برگزیده میباشد تا در معاش دنبال نماید. جزئی از کوشش شخص برای حصول نام و نشان میباشد. این کاوش برای کشف خویش، نیروی محرکة اکثری از دل مشغولیها و رفتارهای شخص در جهتگیری جنسی، در گزینش عمل، در پیوندها اجتماعی، در آرمانهای اجتماعی، اخلاقی، مذهبی و فرهنگی اوست. (به عبارتی، ص212)
دختر و پسر با تزویج، به آشنایی از خویش عمق داده و زنانگی و مردانگی خود را ابراز مینمایند و به اکثری از دل مشغولیهای خویش نقطه نهایی داده و باورها و قیمتهای محوری جامعه را باطن خویش ثبت کرده و نسبت به آنان دارای تعهد می گردند و در فیض خویش را از پراکندگی و اغتشاش نام و نشان رهانیده و دارنده شم امنیت هستی شناسی می گردند.
غایت آنکه تزویج تحت عنوان یک کانون اجتماعی که دارنده انتظارات، قانون ها، اعتقادات و رسوم میباشد، در پردازش و ابراز ارتباط ها زناشویی کمپانی داراست، تزویج در واقع ساختار یا این که مدلی میباشد که پیوسته زنان و شوهران را ذیل تأثیر قرار داده و به خلق آنها صورت می دهد، از کلیه اصلیخیس آن که تزویج منجر تقویت حس تأنیث در زن و شم تذکیر در مرد میگردد. (ناک، 1382: ص78)
ـ تقویت و ثبت مردانگی
تزویج اصولی مردان، منجر ابقا و تقویت مردانگی آنها میشود. مردانگی در واقع بیشتراز آن میباشد که مردان به طور خود کار بوسیله خاصیت آناتومیک، سن یا این که بلوغ خویش به دست میاورند. بر این شالوده مردانگی چیزی میباشد که می بایست فعالانه آن را دستیابی نمود. یافتههای علمی حاکی از آن میباشد که مردانگی از روش تزویج ثبت و کامل شدن میگردد، به عبارت دیگر مردانگی توسط سه نقش اجتماعی تمجید و ثبت میشود، به این دلیلکه در همه جهان برای آن که مردان عضو جامعی از جامعه خویش باشند انتظار می رود که دستکم دارنده 3 نقش اصلی باشند:
1)- نقش پدری برای فرزندان همسر خویش؛
در آحاد جهان مردانگی با بابا بودن رابطه تنگاتنگی داراست. در هیچ کجا نیروی شهوانی و اقتدار جنسی به تنهایی برای تأیید ادعای مردانگی کفایت نمیکند و مردان میبایست توانگری باروری و ساخت و ساز مثل نیز داشته باشند که اما این شوهران میباشند که گزینه انتظار برای ایفا کار سابق الذکر می باشند، چون هنگامی یک زوج سوای فرزند باشند، در اکثریت تمدنها، شوهر را تقصیرکار مهم تلقی مینمایند. از سوی دیگر، صاحب و مالک فرزند شدن سوا رابطه ها زناشویی در هیچ جامعهای پذیرفته وجود ندارد. بدین ترتیب از تلفیق این دو قاعده که مردان میبایست از دید جنسی در ساخت فرزند غالب باشند و فرزندان بایستی جنس وصلت قانونی باشند؛ میاقتدار سود گرفت که در همگی عالم انتظار این میباشد که مردان پدرهایی متأهل باشند.
2)- مسئولیت تأمین زندگی خانواده؛
در مجموع جهان، پدران مسئول تأمین زندگی زن و فرزندان خویش هستند، مردی که به جهت بیماری یا این که معلولیت کار کشته به اینگونه امری نباشد، گزینه ترحم و دلسوزی سایر افراد قرار می گیرد، در حالی که درصورتی که مردی عمداً به آن بدن در ندهد، گزینه استهزاء و بدگویی دیگر افراد قرار خواهد گرفت. چون در واقع او همچون یک عضو بالغ جامعه خلق نکرده و مسئولیت خود را نپذیرفته میباشد. انتظار میرود مردان حتیدر مواقعی که گرایش ندارند، سرگرم به فعالیت باشند و هزینهی اشخاص متعلقی خویش را به نیکی تأمین کنند، همینطور غالباً این انتظار وجود داراست که تا حد قابلیت برای جا ماندگان خویش مقادیری تحت عنوان ارثیه آماده کنند.
3)- امان از زن و فرزند؛
از یک مرد انتظار میرود که به هنگام لزوم برای هواخواهی از خانوادة خویش ایستادگی کند تا وفاداری و شجاعت خویش را به وی نماد دهد. همینطور این توقع وجود دارااست که از غرور، شرافت و اسم و ناموس خویش تامین کند. در زمینه ی جنبههای قانونیخیس، از جملهً برای کمپانی در عملیات ارتش، مردان مسئول می باشند و حتی هنگامی که زنان نیز در پیکار کمپانی میکنند، هیچ جامعهای بر روی سرباز شدن زنان توکل نمینماید. (به عبارتی، صص 92-91)
تزویج اصولی همینطور بر نقش جنسی و جنسیتی زنان اثر گذار میباشد. نقش مادری تحت عنوان بخشی از نقش زنان در سایه تزویج نتایج گردد و رنجها و مشقتهای زمان متفاوت به دنیا آمدن یک نوباوه و نیز دمیده شدن روح یک مو جود زنده در وجود زن، اورا به رتبه معنوی خاصی میرساند که در خودسازی روحی و اخلاقی او تأثیرگذار خواهد بود. مادری همینطور می تواند شکیبایی، طاقت، آستانه تحمل اشتباهات و بخش اعظمی از فضیلت ها اخلاقی را دربین زنانی که مامان گردیدهاند و عملکرد مینمایند این نقش را به نیکی اعمال کنند، ارتقاء دهد.
ـ استخراج توفیق
جامعه شناسان (برای مثال پارسونز) معتقد بودند که در خانواده شوهران و پدران، نقشهای ابزاری و زنان و مادرها، نقشهای معنوی را اعمال مینمایند. این نقش برای مردان در معنای تضارب وی در دنیایی از شغل و کارها اجتماعی و مدنی میباشد. شوهران از پیشین تا به امروز مشغول درآمدزایی و تأمین زندگی خانواده می باشند تا با استانداردهای بلوغ مردانگی در جامعه مطابقت و همخوانی کنند. با یک پیشبینی معمولی انتظار میرود که مردان متأهل به توفیقهای بیشتری دست یابند. تأمین زندگی خانواده به حدی با تزویج اصولی و مردانگی توأم میباشد که مردان متأهل خلال آنکه الزاماً میبایست دارنده اینگونه خاصیتی باشند، به جهت خاصیت و سوابق معاش متأهلی خویش میبایست نسبت به مردان مجرد، توفیقهای فراتر دیگری نیز بدست آورند. مردان در واقع بعداز تزویج، مشاغل و کارها خویش را خوب ایفا میدهند و شغل و درآمد بیشتری آماده میاورند. (به عبارتی، ص 111)
ـ شرکت کردن اجتماعی
مردان متأهل قاعدتاً به ترازو بالاتری در اجتماعات و تشکلات اجتماعی کار داشته و نیز احتمال کمپانی آنها در برخی کارها اجتماعی بیشتر میباشد. در واقع شرکت کردن اجتماعی برای مردان، قسمتی از ایفای جنسیت (ابراز خویشتن) محسوب میشود. وصلت به ویژه موجب تقویت آن مجموعه از شرکت کردنهای اجتماعی میشود که توسط ضوابط عضویت، به صورت بدیهی تعریف و تمجید گردیده باشند و رابطه با دیگر افراد به سیرتکاملای سازمان یافته باشد که در آن، عضویتها دارنده نقش مشخصی باشند. از سوی دیگر تزویج مطلقاً موجب کاهش واحد سنجش پیوندها غیر رسمی و فردی مانند رابطه ها صمیمانه و بی مداقه میگردد. (به عبارتی، ص 112)
ـ سخاوت و نوع دوستی
سخاوت نتیجة بدون واسطه نقشهای تأمین زندگی و پشتیبانی جان دار در وصلت میباشد. یک شخص نوع دوست به دیگر افراد امداد مینماید، نیازهای آنهارا برآورده میسازد و آنها را در مقابل درماندگی حفاظت میکند و در واقع به تهیه و تنظیم و تدارکی میپردازد که گزینه اعتنا دیگر افراد قرار میگیرد. وصلت سبب ساز میگردد که مردان ابراز سخاوت و نوع دوستی خویش را (که در رابطه ها غیرقانونی و صمیمانه وجود داشته) به روابطی جابجایی دهند که دارنده ساختاری بدیهی بوده، تعهدات و انتظارات در آن ها معین هستند.
دختران نیز به واسطه تزویج شم مینمایند که مسئولیت حفظ و تندستی همسر و فرزندان را برعهده دارا هستند و پرستار خانواده باشند، همین مورد قادر است روحیه بخشندگی و شفقت را در آن ها تقویت نماید.
تزویج و خانواده در زمانه نوین
در زمانه نوین و در جامعه ها صنعتی، ماهیت و انواع وصلت و پیامدهای اجتماعی آن در خانواده و جامعه، انواع، ساختار و بهاهای خانواده و در کل الگوهای همسرگزینی و نظام خانواده زیر تأثیر صنعتی شدن مبتلا تغییر تحول گردیده و در دولت ها رو به گسترش با آهنگی آهسته در هم اکنون تغییرو تحول میباشد مثلا:
ـ امروزه، کانال خویشاوندی بر طبق تبار22 و طایفه در اکثر دولت ها تأثیر خویش را از دست داده میباشد؛
ـ اشاعه تزویجهای غیرخویشاوندی23 به مکان وصلتهای مطابق خویشاوندی،24 به ویژه در نقاط شهری، رابطه ها اجتماعی، رابطه ها میان گروهی، رویش شخصیتی و بهبود نسل را دستخوش تغییرو تحول نمود.
ـ با تغییر و تحول الگوی خانواده از کلان به هستهای، شیوه تعیین همسر نیز در اکثری دولت ها تغییرو تحول یافته میباشد، چون در خانواده بزرگ، وصلت مبنی بر تصمیمات و نظرها اشخاص و اعضای خانواده بود، اما با هستهای شدن خانوادهها، حق گزینش آزاد همسر در جامعه هنجار شدهاست؛
ـ آزادی فعالیت زنان در وصلت، تصمیمگیری در خانواده، معمولی شدن جدایی و موردها شبیه، مثلا تغییرات تزویج و خانواده محسوب میشود؛
ـ پیرو تغییرو تحول در نظام هنجاری جامعه، تغییر تحول در بهاها و بسط شهرنشینی، رفع محدودیت در ارتباط ها میان دو محصول مخالف کم شده که به نوبة خویش اکثری از الگوهای رفتاری، بهاهای مرتبط با خانواده و هنجارهای جان دار در جامعه را پایین تأثیر قرار داده میباشد. (شیخی، 1382: صص54-53)
ـ امروزه همسرگزینی آزاد از خصوصیتهای خانواده (هستهای) در زمانه نوین میباشد و عشق در شکل گیری وصلت، نقش اساسی دارااست، مع الوصف این آزادی گزینش همسر بر حسب نوع جامعه و خصوصیتهای فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی و زیستی به عنوان مثال مذهب، نژاد، قومیت و طبقه، منوط و مقید میشود، به عبارت دیگر تزویج بر حسب تجانس اعمال می گردد و هر شخصی به صورت متعارف با کسی از طبقه، مذهب، نژاد و قومیت خویش تزویج مینماید کهاین نوع تزویج را وصلت متجانس میگویند. نتیجه ها پژوهش ها همسرگزینی حاکی از آن میباشد که اکثر تزویجها، متجانس و باطن گروهی میباشند؛ تشابهات قشری، مذهبی، خانوادگی میان زوجهایی که با یکدیگر تزویج کردهاند، به حدی زیاد میباشد که نمیقدرت آن را تصادف دانست، بلکه آرم دهنده این نکته میباشد که روندهای اجتماعی با قرار دادن تیمهای شبیه در کنار یکدیگر، همسرگزینی آنان را نیز انتخاب مینمایند. اما در برخی مورد ها وصلت دربین دو طبقه متعدد نیز مشاهده می گردد. وصلت اشخاص با طبقات فراتر از خویش فقطً مبتنی بر یک خصوصیت مخصوص فیس داده میباشد، امروزه وصلتها مطابق تجانس سنّی نیز بسیار چشم میگردد و این تفاوت سنی معمولاً حدود 2 تا 3 سال میباشد.
وصلت در میان همسایگان که معمولاً از حیث فعالیت، درآمد و بقیه خصوصیتهای قشری شبیه هم میباشند، بسیار متداول میباشد، اما هر خانوادهای، در جامعه از روش رابطه ها اجتماعی که برای فرزندان خویش ساخت مینماید، قابلیت تزویج نامتجانس را نادر و قابلیت و امکان تزویج متجانس را زیاد مینماید. (اعزازی، 1382: صص98-96)
ـ امروزه در دولت ها اروپایی، معیار رویش جمعیت، روندی روبه پایین داراست و صرف لحاظ از تهیه خانواده، وصلت در سنین بالا شکل می گیرد. واحد خانواده به صورت میانگین دارنده فرزند کمتری میباشد.
ـ در جامعه ها غربی، صورت جدیدی از خانواده به عنوان همزیستی مشترک25، فارغ پوسته تزویج قانونی و رسمی، متداول و روندی رو به بالا به خویش گرفته میباشد و نسبت میلادهای سوا تزویجهای مشروع تا حد متعددی در جامعه غربی ارتقا یافته که خویش موجب ساختوساز نوعی چالش درین دولت ها گردیده است. (شیخی، 1382: صص 59 و 35)
وصلت در جمهوری اسلامی ایران (زمانه قبل و معاصر)
1)ـ زمان قبل
درباره خصوصیتهای وصلت و پیامدهای اجتماعی آن در کشورایران زمان قبلی، داده ها چندانی نیست و منابع جان دار دراین باره در توان خاطرات، زندگینامه و نوشتههای بزرگان و اشخاص خانوادههای سرشناس درباری و کتابها و سفرنامههای جهانگردان فرنگی میباشد و منابع دیگری در چنگ وجود ندارد. بر مبنای همین منابع، بعضا از مهم ترین خصوصیتهای وصلت در آن زمانه عبارتند از:
- وصلت و گزینش همسر معمولاً زیر سلطه بدون نقص خانواده اجرا می شد؛
- یکسری زنی، داشتن صیغه و کنیزهای فراوان در خانوادههای احاطه مرسوم بود؛
- زنان خانواده، در تعیین همسر برای دختران و پسران دخالت میکردند که احتمالاً به جهت طلاق دربین مردان و زنان، دراین مورد، ابتکار را در اختیار داشتند؛
- تزویجهای فامیلی خصوصاً وصلت دختر عمو- پسر عمو مرسوم بود؛
- امکان فرزندآوری، خصوصیت مناسب یک زن تلقی میگردید و آیتم انتظار همگان بود؛
- فاصلة سنی بین زن و مرد برای وصلت زیاد بود26؛
- دختر و پسر طبقه تسلط در سنین ذیل وصلت میکردند. در طبقه ذیل نیز به جهت فقر، سن وصلت عموماً در سنین تحت بود، لذا برخلاف اروپا، سن تزویج میان جمع عموم، بالا خلا.
- ارتباط زن و شوهر نیز مطابق احترام زن نسبت به شوهر و محافظت مسافت هم پا با خوف بود، همینطور با دقت به وجود پدیدة وصلت دوباره و اذن مرد برای تجدید فراش، زنان همواره در دلهرة همیشگی به راز میبردند؛
- علاقه در وصلت و بعداز آن کمتر وجود داشت؛
- زنان بعد از تزویج نیز از رده پایینی در خانواده و اجتماع بهره مند بودند؛
- ارتباط ها پدر و مادر- فرزندان نیز مانند اروپا، بر پایه ی مسافت اجتماعی و هجران مکانی بود؛ در طبقات بالا، کودک ها از به عبارتی آغاز به دایه و بعد از آن به مدرس سرخانه ودیعه میشدند و مامان تنهاً بر تربیت خردسالان تحقیق کلی داشت.27 در طبقات ذیل نیز در شرایطی که که طفل از خطرها و بیماریهایی که در معرض آن بود به سالمی میسپری شد، از به عبارتی سنین کودکی، در عملهای شغلی پدر و مادر، امداد می کرد. دختران در سنین زیر وصلت میکردند، پسران نیز برای یادگیری حرفه ای به شاگردی امانت میشدند، یا این که تحت عنوان «غلام کودک» به منازل بزرگان رسول میشدند.
- ارتباط ها در بین خواهران و برادران نیز به جهت مسافت سنی زیاد ناشی از وصلت دوباره پدر و مادر- که به جهت مرگ همسر پیشین شکل میگرفت- و نیز یکسری زنی مردان، روابطی سرد، غیرصمیمی و آمیخته به حسادت بود.28
2)- روزگار معاصر و تغییرات تزویج
1-2) تغییرات معدودّی
ـ میانگین سن تزویج
داده های عددی آرم میدهد که میانگین سن تزویج از سال 1345 به سپس روندی صعودی داشته میباشد؛ به نحوی که میانگین سن تزویج دختران، خصوصاً روستائیان در طی مجال، همواره سیر رو به بالا داشته و از 4/18 سال در سرشماری 1345 به 4/22 سال در سرشماری 1375 رسیده میباشد و میانگین سن وصلت پسران، بعداز کاهش محسوس در اوایل انقلاب اسلامی، از سال 1365 به آنگاه روندی صعودی داشته میباشد، معالوصف کلاً ارتقاء سن تزویج در دختران بیشتراز پسران بوده میباشد. همینطور میانگین سن وصلت دختران و پسران در نقاط روستایی همواره کمتر از نقاط شهری بوده میباشد، البته در سال 1375 شاهد ارتقا قابل مراعات میانگین سن تزویج خصوصاً دربین دختران روستایی هستیم.
ـ اختلاف معدل سن در اولی تزویج
اختلاف معدل سن در اولی وصلت در فاصلة دهه 55-45 به شدت کاهش پیدا کرده و از 6/6 در سال 1345 به 4/4 سال در 1355 رسیده و بعداز آن به سیرتکاملای بطئی و نماید به سیر روبه پایین خویش ادامه داده و بهتدریج به 8/3 در سال 1365 و 7/3 در سال 1370 و به رقم 3 در سال 1375 رسیده میباشد. البته در کل، شدّت آن در بخش ها روستایی بیشتر میباشد. به این ترتیب حتی دربین روستائیان نیز شاهد ارتقا سن وصلت خصوصاً دربین دختران روستایی هستیم. (رضوی و دیگر افراد، 1381: ص22)
بر پایه ی داده های عددی سرشماری سال 1375 معدل سن وصلت در کشورایران برای پسران حدوداً26 سال و برای دختران حدوداً 23 سال بوده میباشد. در واقع میان بلوغ و سن تزویج در دختران و پسران دست کم 10 سال مسافت میباشد و پیشرسی تزویج یعنی تزویج ذیل 20 سال طی 40 سال قبل برای دختران از 41 درصد به 18 درصد رسیده میباشد. تغییرات فوق، نشانهدهنده سیر پیشرونده تأخیر در وصلت و ارتقاء مسافت بلوغ و وصلت میباشد. (گلدوست عارفی، 1382، ص12)
جدول شماره (1): معدل سن در اولین وصلت برحسب متاع در نقاط شهری و روستایی
ـ میانگین نرخ پرورش تزویج
میانگین نرخ رویش وصلت31 در سالهای 1380-1375 نیز به صورت کلی مرزو بوم رقم 02/6 میباشد که در بخشها شهری 8/6 و در روستا موازی 7/3 هست. ولی مغایر ارتقا میانگین نرخ پرورش تزویج، شمار متأهلین در سنین جوانی (29-15 سال) در هر دو تیم دختران و پسران طی سالهای 1375 تا 1380 کاهش پیدا کرده میباشد. به نحوی که بیشترین واحد سنجش تأهل پسران جوان در مسافت سنی 25 تا 34 سالگی و بیشترین ترازو تأهل دختران در مسافت سنی 20 تا 29 سال روی داده و شمار متأهلین در سنین 15 تا 19 سالگی اندک بوده و خصوصاًدر سالهای اخیر روندی روبه پایین داشته میباشد.
تحقیق میانگین نرخ رویش وصلت در برش هنگامی بزرگخیس یعنی طی 20 سالة اخیر حاکی از آن میباشد کهاین واحد سنجش همواره تابع آهنگی اثبات نبوده و نمودار آن V صورت میباشد. میانگین نرخ رویش تزویج در مسافت سالهای 75-65 نسبت به دهه پیشین آن، پروسه روبه پایین داشته میباشد، به نحوی که در دهه 65-55 نرخ پرورش تزویج 33/7 درصد و در دهه 75-65 با نرخ 5/3 درصد بوده میباشد. در بخش ها روستایی کاهش نرخ رویش وصلت 47/5 درصد و در بخشها شهری31/3 درصد بوده میباشد (که احتمالاً به جهت مسافرت مردان روستایی میباشد) بعداز آن تا سال 1380 نرخ پرورش تزویج مراحل رو به بالا (ارتقا 52/2 درصد در مجموع مرز و بوم) به خصوص در بخش ها روستایی داشته میباشد. (به عبارتی، صص 28-25)
2-2) تغییرات کیفی
با دقت به تغییرات اجتماعی بعداز انقلاب صنعتی، مراحل جوانی، وقت گیر گردیده است. فرآیندی که به تعبیروتفسیر روانشناسان، وظیفه مهم آن، جستجوی نامونشان جداگانه و استقلالیابی میباشد. زمانه جوانی، درواقع دورانی میباشد که با آغاز بلوغ جسمانی استارت می گردد و معمولاً با ثبت مقر اجتماعی شخص، ساخت مثل و عمل مهم خاتمه می یابد. در دولت ها صنعتی و نصفه صنعتی بعدازظهر حاضر، به دو انگیزه از مضمون «جوانی وقت گیر گردیده» خاطر میشود، اولیه به سبب ساز جلو افتادن تحولات بلوغ و دوم به سبب ساز بالا رفتن سن تزویج و استقلال شغلی میباشد. بدین ترتیب در زمان معاصر، «جوانی» به زمانه کمابیش وقتگیر گردیدهای اطلاق می شود که درحد فاصل «بلوغ جسمانی» و «بلوغ اجتماعی» جای دارد. (محبوبیرویه، 1381: ص70) جوان ها امروز از یک سو با گونه های وسایل رابطه جمعی، نظیر ماهواره و وب سروکار دارا هستند که غریزه ها جنسی آنهارا تحریک مینماید و از سوی دیگر قابلیت و امکان تزویج برایشان آماده وجود ندارد، لذا احتمال اینکه مسافت بین بلوغ جسمانی و بلوغ اجتماعی آنانرا خرابی و هرزگی مالامال کند بسیار میباشد. چون نیاز جنسی، نیازی انکارناپذیر میباشد، نیازی میباشد که در سنین جوانی می بایست به آن جواب مطلوب بخشید، نیازی میباشد که نمیاقتدار انکار، تحریم یا این که تعطیل نمود. دختر و پسر، وقتیکه به سن بلوغ میرسند، هرچقدر مسافت بلوغ جنسی تا مجال وصلت آن ها بیشتر باشد، جامعه بایستی درانتظار تبعات این تأخیر باشد که چیزی جز خرابی اخلاقی وجود ندارد. تجردگرایی، حرکتی برخلاف نیاز طبیعی آدم میباشد و اثرات و تبعات سوئی را بهدنبال دارااست که از دید شخصی و اجتماعی زیانبار میباشد. بهدنبال بعضی دیگر از تحولات کیفی تزویج در موضوعات پایین رسیدگی میشود:
ـ علت وصلت و الگوهای همسرگزینی
ـ تصور محصور شدن بعد از تزویج در میان نسل قبل (زن و مرد) از جوان ها وصلت نکرده فعلی کمتر بوده میباشد. (محسنی، 1382: ص99 و ص101)
ـ گرفتاری جاری ساختن تزویج در میان نسل قبلی بیشتراز نسل کنونی بوده، در حالی که وصلت در وضعیت کنونی به گرفتاری آتی جوان ها تبدیل گردیده است.
امروزه اکثر جوان ها انتظار داراهستند که آحاد توقعات، نیازها و انتظارات آن ها با تزویج تأمین گردد، در حالی که در نسل گذشته غرض تزویج بیشتر معطوف به آنگاه روحی بشرها بود.
ـ الگوی تزویج تحت عنوان خاستگاه مهم تشکیل خانواده دستخوش تغییرات مهمی به عنوان مثال در الگوی همسرگزینی گردیدهاست. امروزه دربین بهاهای پدر و مادر و فرزندان برای تعیین همسر تفاوت و گاه تضادهای آشتیناپذیری بروز نموده است. به گونه ای که جوان ها کمتر از گذشته بدن به تزویجهای فامیلی می دهند و از داخل همسری یا این که وصلت با قوم و عشیره مشترک راز گشوده میزنند. متغیر سن نیز گونه های متفاوتی به خویش گرفته میباشد. از طرفی جوان ها در سنین جوانی به تزویج روی نمیآورند و میانگین سن تزویج به حدود 27 سال رسیده میباشد و از طرف دیگر با شخصی تزویج مینمایند که کمترین مسافت سنی را با آنان دارااست. همسرگزینی به اقتدای نام و نشان خانوادگی اشخاص شکل نمیگیرد. عواملی نظیر علم آموزی، فعالیت، گنج و میزان دارایی، زیبایی و قابلیت و امکانهای شخصی نسبت به عواملی زیرا آبروی خانوادگی، نام و ترسیم، تبار و رده اجتماعی، تدین و کردار فقهی و سنتی از عنایت بیشتری بهره مند گردیدهاست. امروزه در شهرهای بلندمرتبه، مسئله انتخاب مهریه بالا و کیفیت احقاق دستمزد زن در شکل طلاق از شوهر، از مهم ترین موضوعات همسرگزینی به شمار میرود. به نحوی که امروزه انتخاب مهریه زیاد تحت عنوان ایراد از سوی جوان ها پسر و خانوادههای آنان برای تزویج بیان میگردد. (مهدوی، 1377: ص89) و نقص تهیه و تنظیم جهیزیه به حیث بعضی از دختران تحت عنوان عاملی جهت انصراف خواستگار از وصلت مطرح می گردد. (به عبارتی، ص90)
ـ حقیقت این میباشد که در جامعه ما گزینش آزاد همسر شکل نمیپذیرد و والدین تا حدودی در صورتگیری و ساماندهی وصلت فرزندان نقش دارا هستند، البته شدت و ضعف نقشهای آنها در مجموعههای متعدد اجتماعی گوناگون بوده و دربین دو الگوی سلطه و برابری در نوسان میباشد. (محسنی، 1382: ص52)
ـ هنوز هم در خانوادههای سنتیخیس (کلان با جمعیت بیشتر) میل به جلب رضایت پدر و مادر برای تزویج جوان ها بیشتر از خانوادههای نو (بعدها خرد و نسبتاً امروزی) میباشد. (به عبارتی، ص57)
ـ زنان بیشتر از همتایان مرد خویش از رضایت پدر و مادر دربارهی وصلت جانبداری مینمایند. (به عبارتی، ص62) هر تعدادی نسل نو جوان ها وصلت نکرده که از خانوادههایی با آنگاه کوچکتر دارنده تحصیلات خوب، سطح داده ها همگانی فراتر و به کار گیری بیشتر از رسانهها می باشند، موافقت کمتری برای جلب موافقت پدر و مادر برای وصلت دارا هستند. (به عبارتی، ص63)
ـ تا قبل از اینً تزویج فرزندان کوچکتر بیشتر مشروط به تزویج فرزندان بزرگتر بود، البته جدیداً این راه و روش کمتر رعایت میگردد. (مهدوی، 1377: ص57)
ـ عدم رعایت ترتیب دفعه تزویج در قبلی بین فرزندان خانوادهها راجع به زنان با تقبیح بیشتری نسبت به مردان یار بود. (به عبارتی، ص103)
ـ اضطراب تعیین همسر و تشکیل خانواده برای نسل کنونی بیش تر از نسلهای پیشین میباشد. در قبلی خانوادهها و جامعه، جوان ها را مدد میکردند، اما اینک کسی جوانها را امان نمینماید و آنها می بایست خودشان معاش را اداره نمایند و در قبال خطاها ایستادگی کنند. (به عبارتی، ص105)
ـ در نسل قبل توافق بیشتری در امر معاش زوج جوان با پدر و مادر یکیاز طرفین (زن یا این که شوهر) وجود داشته میباشد و این توافق در میان زنان بیشتر مشاهده می شد. (به عبارتی، ص102) البته امروزه تشکیل یک معاش بایستی در یک محل نو باشد.
ـ تا چند روز قبل معاش اکثری از زوجهای جوان در کنار والدین پسر شروع می گردید، ولی امروزه تشکیل یک معاش (خانواده هستهای) می بایست در محل جدیدی باشد که همین مورد توقع دختران را برای داشتن بضاعت و اقتدار اقتصادی پسران ارتقا می دهد و تأمین مالی، اشتغال و نوع فعالیت پسران را دارای اهمیت مینماید.
ـ مبنی بر اصل همسانی در وصلت معمولاً انتظار بر این میباشد که سطح تحصیلات طرفین همسان باشد و تا حدی تحصیلات پسران بیشتر هم باشد، امروزه این ملاک تاحدی با داشتن فعالیت پردرآمد و ظواهر مطلوب برای پسران جایگزین شدهاست. اما هنوز هم اکثر دختران رغبت کمتری به تزویج با پسرانی دارا هستند که تحصیلات کمتری داراهستند و نسبت به تحت بودن ترازو تحصیلات پسران تحت عنوان همسر آجل خویش آلرژی متعددی داشته و اکثر وقت ها رضایت کمتری به وصلت با شخصی با تحصیلات ذیلخیس داراهستند. صرفا 21 درصد دختران حاضر به وصلت با پسرانی میباشند که تحصیلات آنها زیر میباشد. (مهدوی، 1377: ص107) چون هر چقدر تحصیلات پسران بیشتر باشد، به به عبارتی معیار موافقت آن ها با اشتغال همسرشان ارتقا می یابد. (به عبارتی، ص124) ولی پسران با ارتقاء تحصیلات خویش، میل کمتری دارا هستند که با اشخاص معدودسواد وصلت نمایند. (به عبارتی) از سوی دیگر پسران با تحصیلات کمتر نیز اکثر زمان ها تمایلی ندارند که با دختری با تحصیلات فراتر تزویج کنند.
ـ لازمات تزویج
در کشور ایران هنوز هم خواستگاری و جشن و پایکوبی نامزدی از ارکان اساسی منظومه وصلت و مهم ترین مراسم درین خصوص به شمار می روند. خواستگاری به صورت مرسوم و رایج خویش نمادی از وصلت ترتیب داده گردیده یا این که تزویج مقرر به شمار میرود که فینفسه ارتباط عمودی میان نسلها را در خانوادهها منعکس مینماید. خواستگاری «مبادله خانوادگی» را در باب همسرگزینی و همسریابی در حق تقدم قرار می دهد و از این جهت اولی قدم قانونی برای صورتگیری یک تزویج به حساب میآید. هرچند خواستگاری هم در پروسه مجال و تحولات اجتماعی در کشورایران تغییرات چشمگیری یافته میباشد. (محسنی، 1382: ص282) ولی هنوز هم تمایل مسلط در امر با خواستگاری میل موافق با اعمال آن میباشد. (به عبارتی، ص289)
ـ در مراحل وقت گیر وصلت، نامزدی قدم دوم محسوب میشود. نامزدی مرحلهای برای قانونیخیس شدن ارتباط ها زوجهای جوان و علنیخیس شدن آن میباشد که نام و نشان خانواده نو و نوظهور را به همگان اعلام مینماید. (به عبارتی، ص292) امروزه هنوز هم رغبت مسلط، موافقت با برگزاری جشن و پایکوبی نامزدی میباشد. (به عبارتی، ص300)
ـ درباره ی مهریه تمایل مسلط جامعه موافقت با انتخاب مهریه میباشد، البته اکثر زمان ها خانوادههای دختران مهریه بالا را توصیه مینمایند که پیش از اینً این روش معمول عدم وجود.
ـ دربارهی مراسم تزویج هم، جامعه به دو دسته که جمعای مراسم وصلت را باشکوه برگزار مینمایند و تودهای در بی آلایشترین صورت ممکن وصلت مینمایند، تقسیم شدهاست.
صحبت آخری
امروزه چرا که تزویج و همسرگزینی به شدت در هم اکنون تغییرو تحول میباشد، این مورد برای بخش اعظمی از متفکرین به طور مسأله درآمده میباشد. در جریان تغییرات اجتماعی، قیمتها و هنجارهای اجتماعی تغییر تحول مینماید، براین اساس طرزهای همسرگزینی، همینطور انتظارات زن و شوهر و مناسبات آنان هم دگرگون شود.
ولی در جوامعی نظیر کشور ایران که هنجارهای خانوادگی بیشتر از دیگر دولت ها پابرجا میباشند، خانواده به نظر وضعیت ساختاری راجع به وصلت جوان ها بیتأثیر وجود ندارد. در واقع از یکسو حالت خانوادههای دختر و پسر، در مسائل مرتبط با وصلت جوان ها مؤثر میباشد و از سوی دیگر خانوادههای نسل پیشین با جابجایی جوهره و معنای اساسی خانواده به نسل تازه، عملاً به ساختوساز یک سلول اجتماعی دیگر امداد مینمایند.
امروزه مقولاتی نظیر، تحصیلات همگانی و خوب، دورة سربازی، جستجوی فعالیت و ... در جامعة تازه موجب پیدایش عصرای گردیدهاست که پسران برای استخراج صلاحیتهای ما یحتاج در روند تزویج ناگزیر می بایست آن را سپری نمایند و دختران تحت عنوان زمان انتظار، بایستی آن را پشت راز بگذرانند. همینطور پیدایش مرحلهای تحت عنوان نامزدی و نیز فعالانه شدن نقش دختران و پسران در روند متفاوت وصلت موجب شدهاست تا زمان شناخت، پدیدار شود که دختران و پسران جوان دراین عصر جهت گزینش آزادانه و آگاهانه ذیل پژوهش خانوادهها با یکدیگر گفتمان مینمایند، در شرایطی که که در پیشین فقطً خانواده، اقوام و آشنایان، گفتگو کننده و تصمیم گیرنده اساسی بودند و جوان ها در بخش اعظمی از پروسه وصلت نقشی منفعلانه داشتند و کلیه کارها در فرایند تصمیمگیری و انجام بر عهدة خانواده و سایرین بود، ولی امروزه زوج جوان پایه تصمیمگیریها در فرآیند متعدد تزویج اعم از تعیین همسر، کیفیت برگزاری مراسم و... میباشد و معمولاً خانوادهها به تحقیق کلی اکتفا مینمایند. کهاین بررسی در راستای به عبارتی حالت اجتماعی و سازوکارهای فرهنگی میباشد، به گونه ایکه خانوادهها تجانس اجتماعی زوج جوان را از دید طبقاتی، خانوادگی و اجتماعی در حیث می گیرند و آنگاه با اعتنا به رغبت و عشق باطنی دختر و پسر نسبت به یکدیگر، مقدمات تزویج را آماده مینمایند. اما این قابلیت و امکان هم وجود داراست که دختر و پسری، شخصاً همدیگر را گزینش کرده و بعد از آن رضایت خانوادههای خویش را جلب نمایند. در جامعة سنتی، پسران بعداز وصلت، معاش مشترک خویش را در خانة پدری استارت میکردند، ولی فعلا، زوجهای جوان گرایش داراهستند در مسکن جدا و غیروابسته از خانة پدری بسر مارک، به همین ادله آنها امروزه برای استارت معاش مشترک با خلل تنظیم مسکن روبرو میگردند. همینطور معاش در وضعیت نو جامعه باعث گردیده است تا در میان فرایند وصلت دختران و پسران تفاوتهایی بروز کند. (رضوی و دیگرافراد،1381: ص129)
به حیث میرسد خصوصیت خاص وصلت دختران و پسران اهل ایران، تزویجهای فامیلی باشد که هنوز هم چشم می گردد و تأییدی بر وصلتهای قشری میباشد، چون در اکثر اوقات مورد ها اعضای قوم از نظر اقتصادی، در سطح مشابهی قرار دارا هستند. در کشورایران به جهت یکسانی مذهب و نژاد و اندک بودن اقلیتها، وصلت در بین دو نژاد یا این که دو مذهب مختلف بندرت چشم می شود.
امروزه خطاها زیادی موجب گردیدهاست که سن وصلت ارتقاء یافته و به دلیل وجود قوانینی که ارضای غریزه جنسی دختر و پسر را از رویکرد نامشروع میسر میسازد، تصمیم به وصلت مشروع میان جوان ها کاهش یابد. به این مراد با اعتنا به تغییراتی که در جنبه پاره ای و کیفی وصلت در کشور ایران چهره داده میباشد و این نوشتار به اجمال به نصیب کوچکی از آن اشاره کرد، ضروری میباشد که آحاد دستگاههای فرهنگی و اقتصادی سرزمین منابع و تجهیزات خویش را در جهت خریداری کردن مسئله مساعد ساماندهی فرمان تزویج بسیج کنند و دستگاههای فرهنگی با نرمافزارهای مطلوب و از روش رسانههای جمعی، از بسط دامنه تغییرات مانع وصلت بازداشتن به کار آورند.
تزویج به مثابه یک پدیده اجتماعی میباشد که در بستر بغرنجترین و حساسترین رابطه ها اجتماعی بین دو محصول مخالف برقرار می شود و تحت عنوان پیشگفتار و منشأخانواده محسوب میشود و یکی مهم ترین پدیدههای اجتماعی- زیستی و فرهنگی مرتبط با جامعه و آدم میباشد. تزویج برحسب ماهیت، نوع و علت قادر است پیامدهای مثبت و منفی داشته باشد. لذا رسیدگی تغییرات اجتماعی آن دارای اهمیت می باشد. بهاین نظر دراین فرصت علاوه بر ارائه اظهار نظر جامعهشناسی خانواده و اثر ها خالق وصلت بر شخص، تغییرات نادرّی و کیفی تزویج در کشور ایران رسیدگی شدهاست.
تزویج لینک طبیعت با کلیه آسانی و عینیت آن و فرهنگ وتمدن با تمامی ابهام و ذهنیتش است. وصلت زن و مرد، منشاء تشکیل خانواده تحت عنوان کوچکترین واحد اجتماعی میباشد و در واقع یک کدام از غامضترین ارتباط ها اجتماعی در بین دو کالا مخالف در دنیا طبیعت می باشد که دارنده بعدها و پیامدهای زیستی، کم عقل، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی میباشد و از منظر علم ها متعدد نظیر جاریشناسی، جامعهشناسی، آدمشناسی، جمعیتشناسی و ... قابل پژوهش و تحقیق می باشد. تزویج اثرها بدون واسطه و غیر مستقیمی را بر معاش شخصی و اجتماعی اشخاص بر مکان میگذارد؛ هرچند که پدیده تزویج نیز متقابلاً بر جامعه و شخص تأثیرگذار میباشد.
تزویج از جنبه جامعهشناختی، دارنده ساختار، ماهیت، کارکرد و پیامدهای اجتماعی پیشبینی گردیده و پیشبینی نشدة مثبت یا این که منفی، جراحتزدا یا این که جراحتزا میباشد که کنش و عکس العمل اجتماعی اعضای جامعه و ساختارهای اجتماعی را متأثر میسازد، خصوصاً پیامدهای نا مطلوب وصلتهای غیراصولی، از یک سو ساختار، ماهیت و کارکردهای خانواده را در زمان فرصت در گیر تغییر میسازد و از سوی دیگر بهاهای محوری جامعه به ویژه امنیت اجتماعی و اخلاقی را پایین الشعاع قرار میدهد.
بینش و بینش نسبت به «تزویج» تحت عنوان یک «حقیقت اجتماعی»، زیر اثر تمدن و نقش و موقعیتی میباشد که در آن به راز می بریم. طبق نگرش جامعهشناختی «حقیقت هیچ گاه به ما نمیگوید که چیست، بلکه آدمها بایستی حقیقت را آن سیرتکامل که میباشد، تعبیر نمایند و آن تعبیر با فرهنگی که ما برای پند خویش به فعالیت می بریم شروع می گردد. هرچند فرهنگ وتمدن نیز به نوبه خویش از دستههای ما و از جامعه ما ناشی میگردد». (شارون، 1379: ص139) بدین ترتیب نگرش شخص نسبت به وصلت تابع فرهنگی میباشد که به آن وابستگی دارااست، همینطور ملهم از موضع و رده شخص در جامعه میباشد. به عبارت دیگر برخی باورهای شخص، ناشی از تأثیر فرهنگ وتمدن و جامعهای میباشد که در آن معاش مینماید، مانند نقش مرد یا این که زن بودن، برای مثالً واقعیتی به اسم زن بودن به معنی خاطر دریافت کردن «اندیشیدن مانند یک زن» میباشد، یعنی اعتقاد و باور به اینکه عاطفه، حجب، حوصله، بردباری، سپری شد، منزلداری، نوباوهداری و مادری، کنشهای ضروری برای یک معاش عالی و رضایتقسمت میباشد و مرد بودن نیز به معنا خاطر به چنگ آوردن «اندیشیدن مانند یک مرد» میباشد، یعنی اعتقادوباور داشتن به اینکه نانآوری، سرپرستی خانواده، احساساتی نبودن، کوشش برای دستیابی زندگی، اعتبار اجتماعی، لازمة یک معاش عالی و سعادتمندانه میباشد.
تعریف و تمجید مفاهیم کلیدی
ـ تزویج
در فرهنگ و تمدن مشخص و معلوم1 «وصلت ارتباطای حقوقی میباشد که برای مدام یا این که مدتی مشخص و معلوم، توسط عقد اختصاصی دربین زن و مرد نتایج گردیده و به آنان حق میدهد که از یکدیگر تمتع جنسی ببرند». در تعریفی دیگر «تزویج و معاش زناشویی یک پدیده طبیعی قراردادی میباشد». بهترین مشاور ازدواج مشهد (شهید مطهری، 1357) همینطور بعضی تزویج را فرآیندی از کنش متقابل فی مابین یک مرد و یک زن؛ برخوردی دراماتیک در بین فرهنگ و تمدن (قواعد اجتماعی) و طبیعت (کشش جنسی) و پیوندی مستمر فی مابین دو محصول مخالف میدانند که در یک چارچوب قانونی و رسمی مجاز به برقراری مناسبات جنسی می گردند. (رضوی و دیگر افراد، 1381: ص8)
در تعریفوتمجید دیگر، وصلت تحت عنوان یک بنیان و کانون اجتماعی ملهم از سه منبع ضابطه، عقاید اجتماعی و اعتقادات مذهبی بوده و مطابق شش نکته میباشد:
1- وصلت یک گزینش فردی آزاد میباشد که بر پایة عشق و علاقه پایدار میگردد؛
2- بلوغ و استقلال یک نیاز مسلم برای مبادرت به وصلت میباشد؛
3- وصلت، ارتباطی دربین دو فرآورده مخالف میباشد؛
4- در یک معاش مشترک، مرد سرپرست بوده، تأمین زندگی و حفظ از خانواده را بر ذمه داراست؛
5- وفاداری جنسی و تک همسری، انتظارات یک وصلت می باشند؛
6- تزویج طبیعتا با ولادت فرزندان هم پا میباشد. (ناک، 1382: ص14)
وصلت بر حسب فرهنگ و تمدن و اقوام متفاوت دارنده اشکال گوناگونی میباشد به عنوان مثال: وصلت فرنگی، داخلی، تعدد زوجات، وحدت زوجه، تعدد شوهران، تزویج قانونی، تزویج سری، وصلت تولیدی، تزویج موقت، تزویج دایم، وصلت آزمایشی، تزویج خانوادگی، وصلت دختر خانومای، تزویج مشابه، وصلت تصرفی، تزویج تطبیقی، وصلت استبدال، وصلت شغار (رضوی و دیگرافراد، 1381: ص9)، وصلت میراثی، تزویج تشریفاتی و مصنوعی، وصلت سه ربعی، تزویج روزمره، وصلت قبرستانی، تزویج تطلیقی (مصلحتی، 1379: ص42) هرکدام از گونه های وصلتهای ذکر شده دارنده تمجید خاص خویش میباشد.2 دراین تحقیق، تزویج همیشگی و قانونی که به تشکیل خانواده زن و شوهری باعث می گردد، مد حیث میباشد.
ـ خانواده
خانواده یک دسته خویشاوندی میباشد که مسئولیت مهم در اجتماعی کردن فرزندان و برآوردن برخی از نیازهای بنیادی دیگر جامعه را به ذمه دارااست. خانواده مشمول گروهی از اشخاص میباشد که از رویه خونی، زناشویی یا این که فرزندپذیری با یکدیگر رابطه می یابند و طی یک دورة وقتی نامشخص، با هم معاش مینمایند.(کوئن،1372: ص127)
خانواده بر حسب تمدن و تاریخ، موقعیت اقتصادی و اجتماعی اقوام و دولت ها متفاوت، به صورت تک همسری، یکسری همسری، پدرتبار، مادرتبار، دوسوتبار، پدرسالار، مادرسالار، مادرمکان، پدرمکان، نومکان و ... بوده میباشد، البته در کل در حین تاریخ، خانواده برحسب ارتباط خونی یا این که سببی، به دو صورت شکل گیری یافته میباشد:
1- خانواده عظیم که بر طبق ارتباط خونی میباشد و تنی چند از اشخاص دربرگیرنده پدر و مادر، فرزندان، پدربزرگها، عمهها، خان داییها، عموها، خالهها، عموزادهها، خالهزادهها، عمهزادهها و خالوزادهها را دربرمیگیرد. این نوع خانواده را «خانواده همخون» نیز مینامند. (به عبارتی، ص128) ولی ضمن لینک و پیوند خونی، نوعی اتحاد خانوادگی نیز درین نوع خانواده وجود داشته که بیشتر در زمان ماقبل صنعتی بوده و وظایف اعضای خانواده، از وظایف خانواده مدرن مختلف بوده میباشد که در ریشهیابی واژه خانواده، این نکته محرز است.3
2- خانواده هستهای که بر حسب ارتباط سببی و لینک وصلت و زناشویی نتیجه ها می شود و به یک واحد خانوادگی بنیادی مرکب از همسر، شوهر و فرزندانشان اطلاق میشود که گاه آن را «خانواده زن و شوهری» نیز مینامند. (به عبارتی) خانوادههایی که بر حسب ارتباط سببی تشکیل می گردند، مبنی بر صورت و نوع تزویج دارنده گونه های زیادی نظیر تک همسری، تعدادی همسری، چندزنی و گروهی میباشد. درین تفحص، خانواده تک همسری متبوع میباشد که نتیجه ها وصلت یک زن و یک مرد است و صورت رایج و متعارف خانواده هستهای میباشد و بعداز انقلاب صنعتی و تا کنون فراوانترین صورت زناشویی در دولت ها بشری بوده میباشد.
دیدگاه ها خانواده در زمانه نوین
بنیان خانواده معطوف به وصلت زن و مرد، یک کدام از ارگانهای اجتماعی میباشد که سوابقای دیرینه داراست و از به عبارتی اولِ معاش اجتماعی، نیاز به کالا مخالف و امنیت مبنای شکل گیری آن به شمار میرود، به گونه ای که پیدا شدن آدم بر روی زمین با تشکیل خانواده هم زمان بوده و بیشک امان از حریم بشر در قبال جانوران درنده و حادثه ها طبیعی، معاش جمعی را برای بشر اجاد نموده است. (حیات اجتماعی زن در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، 1369، ص21)
براین اساس خلال نیاز جنسی، نیاز به داشتن احساس نظم و حس امنیت، در واقع از دست اندرکاران مؤثر بر شکل گیری و استمرار اجتماع محسوب میشود که خانواده تحت عنوان هسته بنیادین اجتماع، از به عبارتی شروع نقش مهم در ایجاب و تقویت شم نظم و امنیت هستیشناختی در معاش اجتماعی اشخاص داشته میباشد.
در جامعهشناسی دو نگرش دربارهی خانواده مطرح میباشد. طریقه اولیه بر مطلوبیت خانواده تأکید کرده و آن را به طور گروهی خاص و ویژه در لحاظ میگیرد. مبتنی بر این بینش، خانواده، رفیعتر از جامعه یا این که در قبال جامعه قرار میگیرد و فارغ از اعتنا به اشتباهات حقیقی و واقعی جانور در خانواده، به طور ایدهآل تعریف میگردد.4 نگرش دوم بر رابطه متقابل جامعه و خانواده تأکید کرده و رفلکس وضعیت تعارضی جامعه در خانواده را دارای اهمیت می داند، چون خانواده به طور «طبیعی» نیست، بلکه در هر مجال، بازتابی از حالت اجتماعی میباشد، لذا خانواده را بایستی با اعتنا به قشری که در آن قراردارد، آیتم نظارت قرار اعطا کرد.
رنه کونیگ این نظر را دارد که بر اساس تقسیمبندی جامعهشناسی گسترده و جامعهشناسی کوچک، دو نوع رسیدگی از پدیده خانواده ضروری میباشد. نخستین دیدگاه به خانواده در باب با تمام جامعه، با حدس مناسبات کلی جامعه و همینطور پژوهش ارتباط نظام خانواده با پاره نظامهای دیگر و دوم بینش به خانواده تحت عنوان نظامی خاص، یعنی تیم خرد با ساختار و کارکرد خاص خویش. مبنی بر این طریقه، خانواده تحت عنوان یک دسته اجتماعی با خصوصیتهای گوناگون از دیگر گروهها گزینه پژوهش قرار می گیرد. (اعزازی، 1382: ص72)
رسیدگیهای جامعهشناسانه دربارهی خانواده، در قرن نوزدهم به وسیله دو متفکر اجتماعی به اسم فردریک لوپلی5 فرانسوی و ویلهلم هانریش ریل6 آلمانی آغاز شد که ابعاد تحت عنوان «پدران جامعهشناسی خانواده» محسوب شدند. آنها در آن مجال، در نقط ی اوج انقلاب صنعتی اروپا و در زمانه گذار، شاهد فروپاشی خانواده بزرگ و تبدیل آن به خانواده هستهای بودند و هر دو در عقیدههای خویش، خانواده پهناور را مناسب دانسته و از دولتها تقاضا میکردند که با ساخت محدودیتهایی در «حقوق و دستمزد شخصی»، اشخاص را به معاش در خانواده کبیر وادار نمایند. نظرها آنها تا مدتی وقت گیر در اروپا قاضی بود تا اینکه در اوایل قرن بیستم با نفوذ ذهن ها جامعهشناسانة دورکیم، پژوهشهای جامعهشناختی خانواده و تغییرو تحول و تحول آن فارغ از تأکید بر مطلوبیت صورت خاصی از معاش خانوادگی استارت شد. درین مجال خانواده هستهای، یعنی خانوادهای که مشتمل بر زن، شوهر و فرزندان میباشد، عمومیت یافته و تحت عنوان واقعیتی اجتماعی تلقی می شد.
ابعاد پارسونز جامعهشناس آمریکایی به تفکیک نقشهای خویشاوندی و شغلی تأکید مینماید و خانواده را واحد زن و شوهری می داند. (پارسونز، 1363: صص 719-718)
پارسونز خانواده را به دو نوع تقسیم مینماید: خانواده جهتیاب7 (خلفی یا این که سلفی) یعنی خانوادهای که شخص در آن رویش مینماید و خانواده فرزندیاب8 که مراد به عبارتی خانواده هستهای میباشد و شخص خویش تشکیل می دهد و مشمول همسر و فرزندان اوست، نومکان میباشد، یعنی بدور از منزل پدر و مادر زن یا این که شوهر معاش مینماید و از دید اقتصادی غیر وابسته از خانواده جهت یاب میباشد و مقر اجتماعی خانواده نیز فقط از روش «عمل شوهر» که غیر وابسته از رابطه ها خویشاوندی میباشد، به دست می آید. این نوع خانواده تحت عنوان یک واحد مشترکالمنافع تلقی میگردد که دوام آن نیازمند برآورده ساختن انتظارات و توقعات متقابل زن و شوهر میباشد که مهمترین آن «عشق و علاقه ورزیدن» به یکدیگر و نیز نیازمند داشتن حق تعیین وصلت و همسرگزینی میباشد. (اعزازی، 1382: صص 71-65) به این ترتیب در خانواده هستهای پارسونز، علاقه هم شالوده و هم پیامد میباشد؛ محور میباشد از این جهت که شخص برای گزینش همسر خویش آزاد میباشد و زن و مرد مطابق عشق با یکدیگر تزویج مینمایند، از سوی دیگر به نوعی پیامد میباشد، از این جهت که زن و شوهر در خانواده وفادار و مکلف می باشند که عاشقانه همدیگر را دوست بدارند، چون سوای عشق و علاقه، خانوادهشان از هم میگسلد. مهم ترین پیامد اجتماعی مناسب این تزویج عاشقانه، اجتماعی کردن کودک ها و جامعهپذیری آنها برای ایفای نقش مفید در آجل و خودداری از زخمهای اجتماعی و بزهکاری خردسال ها، نوجوان ها و جوان ها میباشد.
ویلیام جی گود، عقیده همگرایی9 را در خصوص خانواده مطرح مینماید که مبتنی بر آن، دگرگـونیهای نـظام خویشـاوندی، نتیجـة اجتنـابناپذیر دگرگـونیهای سـاختاری و همینطور تحولهای ایدئولوژیکی میباشد. بنابراین که با تحولهای ساختاری در سـطح گسترده ماننـد صنعتی شـدن، شـهرنشینی، پـرولتاریـزه شـدن و نظایـر آن، تحولهای ایدئولوژیکی نیز در سطح عظیم چهره می دهد و در سود، سازمانهای سطح های کوچک (نظیر خانواده) اجباراً خویش را با تحولهای سطح گسترده تطابق داده و در جامعه ها صنعتی نظام خانوادگی به صورت خانوادة زن و شوهری (یا این که هستهای) خواهد بود. (به عبارتی، ص 17)
رنه کونیگ نیز مسأله کاهش کارکردهای خانواده را گزینه تحقیق قرار می دهد. او خصوصیت خانواده را تحت عنوان یک تیم اینسیرتکامل تمجید مینماید: «صمیمیت مشخصه مهم و غیر قابل تفکیک خانواده میباشد و همین صفت آن را از دیگر دستههای اجتماعی متمایز میسازد» (به عبارتی، ص 72) چراکه همین «صمیمیت» میباشد که قادر است شخصیت کودک ها را صورت دهد. بـه زعم کونیـگ در اثـر صنعتی شـدن، کارکردهای عمـده خانـواده ماننـد کارکرد اقتصادی، آموزشی، بهداشتی، محافظت از سالخوردگان و حتی گذران وقت ها فراغت به سازمانهای دولتی واگذار گردیده است و خانواده در زمانه نوین قدرتمند گشته میباشد که به کارکرد اساسی و اولیة خویش یعنی پرورش شخصیت اجتماعی- فرهنگی خردسال ها بپردازد. (به عبارتی، ص17)
هلموت شلسکی، جامعهشناس آلمانی نیز که عقیده خویش را پس از نبرد جهانی دوم و در زمانه بیثباتی اجتماعی ناشی از نزاع مطرح کرد، خانواده را تحت عنوان یک بنیان اجتماعی و به منزلة «صرفا باقیماندة ثبات اجتماعی»10 تلقی مینماید. او برخلاف سایرافراد که معتقدند خانواده الزاماً می بایست خویش را با تحولهای اقتصادی و سیاسی جامعه وفق دهد و در شکل عدم تطابق، به معنای «تأخر فرهنگی» این بنیان میباشد؛ نکته تازه و قابل مراعاتای را مطرح مینماید. شلسکی مطرح مینماید که آیا این تحولهای جان دار جامعه الزاماً توسعه میباشند؟ یااینکه می بایست داعیه کرد که توسعه و گسترش در اقتصاد امروزی، هم زمان نوعی بسط در جهت فروپاشی میباشد. شلسکی با قبول فرض فوق، تطابق خانواده با نظام امروزی در درحال حاضر فروپاشی را به معنای جنبش خانواده در جهت زوال و اضمحلال میداند، لذا خانواده را فقط باقیمانده ثبات اجتماعی تلقی مینماید و این نظر را دارد که حالت دنیوی- اقتصادی جامعه بایستی خویش را با خانواده تطابق دهد، چون در جامعه ها امروزی مدرن که آدم به طور موجودی منفعل در قبال ساختارهای جامعه قرار گرفته میباشد، صرفا راه و روش رهایی وی، تحکیم مناسبات خانوادگی میباشد. (به عبارتی، ص18)
شلسکی ساختار و رابطه ها جان دار در خانواده را ساختاری طبیعی دانسته و سر کردگی مرد بر زن و فرزندان را ضمانت کننده کارکردهای سنتی خانواده میداند. او با اشتغال زنان در خارج از منزل مخالف میباشد، به این دلیلکه به زعم وی در تاثیر اشتغال زنان، امنیت و موجودیت خانواده به خطر افتاده و باعث نابسامانیهایی در رابطه ها اجتماعی باطن خانواده می شود و از این شیوه «سعی منحصربهفرد خانواده را که تربیت فرزندان در محیطی سرشار از اتکا و محافظت میباشد، در معرض مخاطره قرار میدهد». (روزن بام، 1363: ص 33)
بعضی اثر ها خالق تزویج بر شخص
تزویج را میقدرت همچون یک سرمایه اجتماعی تلقی نمود که زن و مرد بر محور یک سلسله باورها، قیمتها و ارتباط ها اجتماعی به صورت مشترک سرمایهگذاری مینمایند، هرچقدر که توان ریسک و خطرپذیری این سرمایهگذاری کمتر باشد، پیامدهای آن قابل پیشبینی و احتمالاً مناسب میباشد و برعکس هرچه توان خطرپذیری آن ارتقاء یابد، پیامدهای آن در معاش شخصی و اجتماعی زنان و مردان، غیر قابل پیشبینی و احتمالاً نا مطلوب میباشد. ازدواجی که در بستر و شرایط ایده آل اجتماعی، بر پایة عشق و علاقه، ایمان، متکی بودن و تعهدات متقابل اسـتوار گشـته و مبتنی بـر سیستم پیچیـدهای از تعلقهای دو جانبه میباشد، پیامدهای اجتماعی آن نیز قابل پیشبینی و مناسب خواهد بود، لذا خطرپذیری آن نیز کاهش می یابد.
تزویج، اولین قدم یک شخص، برای ساخت و شکل گیری معاش مشترک با شخصی از محصول مخالف میباشد. در صورتی این قدم در طول مطلوب و به صورت درست و معقول برداشته خواهد شد، کارکردهای مطلوب آن در طی معاش مشترک مبرهن شود. هر چه کارکردهای مطلوب تزویج در معاش زنان و مردان بیشتر باشد، خانوادههای معطوف بهاین سیرتکامل تزویجها، سلامتخیس و مستحکمخیس بوده و در سود جامعه دربرگیرنده این سیرتکامل خانوادهها نیز منسجم و همبستگی زیاد و نظم اجتماعی مناسب خواهد بود.
مرحوم علامه محمد تقی جعفری (ره) در پاسخ فیلسوف شهیر اروپایی، برتراند راسل که سؤال کرده بود چرا اسلام این قدر به وصلت ارزش داده و برایش ضابطه اوضاع و احوال نموده است، مینویسد: «اسلام با وصلت میخواهد بشر به وجود آید، مسأله آدم مطرح میباشد». در فرهنگ وتمدن اسلامی، وصلت، پیوندی مقدس و میثاقی سفت11، بنایی دوستداشتنی نزد معبود12، عاملی مؤثر در مراقبت آیین13، تایید عبادت بشر14 و شکل گیری مودّت و عفووبخشش15 میباشد. وصلت همینطور شیوة پاسداری از حریم عفّت16 و پاکدامنی، ضمانت رزق و روزی17 و تعظیم سنت نبوی18 میباشد. تزویج وقارنصیب روحهای سرگشته و گیج، حیات قسمت دلهای افسرده و نگران و هدایتگر ذهن ها گسسته و پریشان میباشد. در مدرسه متعالی اسلام، تزویج وسیلهای برای پرورش و کمال، تأمین سالم جامعه و بقای نسل میباشد. از این رو فرستاده گرامی اسلام (ص) رهروان خویش را به تسریع در تزویج و رخنه عزوبت19 دعوت مینماید. در تمدن اسلام، خانواده نتایج تزویج مشروع زن و مرد، وسیلهای برای اقناع و ارضای مشروع سائقههای جنسی، ساخت و تربیت نسل، ساختوساز صمیمیت و تفاهم، تعاون و تعاضد، کامل شدن و تکامل و وقار روحی و دیوانه آدم میباشد (آزرمی سه سارمی، 1379، صص 8-7) که در پی برخی از این پیامدهای مثبت تأملی کوتاه می گردد.
ـ کامل شدن
هیچ انسانی به تنهایی بدون نقص وجود ندارد و پیوسته در جهت جبران کمبود خود عملکرد مینماید. جوان در ادامه وصال به استقلال فکری میباشد؛ برای جبران نواقص و تأمین نیازهای بیشمار خویش به سوی وصلت سوق داده می گردد و با تعیین همسری مطلوب و لایق، موجبات رویش و تکامل خود را مهیا مینماید و با حس مسئولیت اجتماعی، آحاد هوش، اختراع و استعدادهای خود را بکار گرفته و بخش اعظمی از استعدادها و توانمندیهای پنهان در درونش را شکوفا میسازد. براین اساس میقدرت پرورش و کمال بشر را از پیامدهای مناسب عمده تزویج غالب و اصولی دانست، چون زن و مرد از نگاه روحی و جسمی به هم متعلقاند و با قرار به دست آوردن در کنار هم، یکدیگر را کامل شدن مینمایند.
ـ التیام
مهم ترین نیازی که بر تاثیر تزویج تأمین می شود، نیاز به ادب و حس امنیت و آسودگی میباشد. این نیاز که در سرشت آدمی ریشه دارااست، چنان اساسی میباشد که خدا در ذکر فلسفه وصلت میفرماید: «از نشانهها و علامتهای پروردگار این میباشد که برای شما از محصول خودتان، همسرانی قرار دادیم، تا در کنار آن ها متانت یابید.» بدین ترتیب، همسر موجب ادب و امنیت خیال و دور و اطراف منزل، وسیله وقار روحی زن و مرد قرار داده گردیدهاست. در اوایـل جـوانی حس تنـهایی، بیهودگی و نـداشتن پنـاهگاه، انسـان را فـرا میگیـرد و وصلت با همسری لایق، این شم را از در میان میبرد و شخص را به ادب روحی میرساند. اتکای زوجین به یکدیگر در مقابل فشار امواج و دغدغههای ناشی از عوارض حیات اجتماعی، موجب سکون و ادب آنها میشود. آنان در جهت برطرف کردن سختی ها راز رویه پیشبرد معاش و وصال به هدف ها مشترک خویش، با کمک و همفکری یکدیگر می توانند در مقابل مسائل و اشتباهات ایستادگی نمایند. همینطور به واسطه تزویج، غریزه جنسی در چارچوب نیکو و مشروع ارضا می گردد و شخص در سایه آن به ادب میرسد و به دلیل رابطه تأمین این نیاز با بقیه جنبههای وجودی بشر، موجبات رویش و شکوفایی شخص مهیا میگردد.
ـ ساختوساز نسل
از ثمرات اساسی وصلت، وجود فرزندان و بقای نسل آدمی میباشد که مبنی بر با مقصود آفـرینش اسـت و زوجها از روش فـرزندان خـود فن لینک و پیوند فی مابین اعضای یک نسل را بـه وجـود می آورند و بـا تـربیت و اجتماعی کردن خردسالان، زیربنای یک جامعه سلامت و امن را پیریزی مینمایند.
ـ شم شادکامی
به حیث میرسد وصلت و تشکیل خانواده تاثیر مثبتی روی شادکامی داشته باشد. تنی چند از مطالعات، گزارش می دهند عده ای که تزویج کردهاند، نسبت به اشخاص مجرد شادکامی بالاتری نماد می دهند. پژوهش ها اخیر نماد می دهند که اتفاق ها خوشایند معاش خانوادگی، مستقیماً به شادکامی شخص سبب می شود.
ـ کاهش ارتکاب جرم
بر حسب بخش اعظمی از مطالعات، کاهش بزهکاری و ارتکاب جرم برای مثال پیامدهای اجتماعی تزویج میباشد. نوترین پژوهش انجام یافته از سوی یک متفحص انگلیسی، حاکی از آن میباشد که عشق و علاقه به همسر و معاش خانوادگی مثلا مواقعی میباشد که موجب کاهش دورازشوخی ارتکاب جرایم به وسیله مردان میشود. این استیناف که به وسیله پروفسور «جان لاب» یک متخصص جرمشناسی در انگلیس شکل گرفت، آرم می دهد کسانی که در روند جوانی تزویج کرده و تشکیل خانواده میدهند، کمتر ممکن میباشد به اعمال کارها مجرمانه و بر خلاف ضابطه روی بیاورند. مطابق این مطالعه، ساخت و ساز تغییر و تحول در وضعیت اجتماعی از قبیل وصلت، تشکیل خانواده و یافتن یک منزلت مطلوب اجتماعی نیز می تواند تا حد متعددی وضعیت و آخر و عاقبت بخش اعظمی از بزهکاران را تغییر تحول داده و آن ها را در مسیر تن درستی قرار دهد. حاصل تفحص این جرمشناس انگلیسی تا حد متعددی با آموزههای قبل جرمشناسی در امر حق تقدم تأثیر اخلاق و موقعیت زمانه کودکی و دورنماهای خانوادگی در بروز رفتارهای بر خلاف ضابطه در سنین جوانی و میانسالی ناسازگار میباشد. پروفسور جان لاب استیناف خویش را بر روی 500 مثال از جوان ها بزهکاری که در دهههای 1920 و 1930 به راءس بزهکاران جوان رسول شدند، اعمال داده میباشد. او بدین سود رسید که از این اشخاص، افرادی که بعداز آزادی از راس بزهکاری، وصلت کرده و دارنده همسر و خانواده شدند، به شدت کمتر از عده ای که مجرد باقی ماندند، مجدداً به بزهکاری روی آوردهاند. بازرسی پروفسور لاب نشانه می دهد 80 درصد از بزهکاران جوانی که در سنین رویش، انجام بر خلاف را کنار گذاشتند، اشخاصی بودند که بعد از طی زمانه بزهکاری دارنده همسر و فرزند گردیده و بدین جهت از قبل خویش روگردان شـدند. لاب، اعلام کـرد کـه بیشتر مردان بزهکار بعد از وصلت بدون چاره بـه داشـتن یک معاش آهسته، منظم و با نرمافزار برای درآمدزایی گردیده و معمولاً به جهت سختگیریهای همسرشان ناچار میگردند تا دایره پیوندها خویش را محصور و در اختیار گرفتن کرده و دست از ماجراجویی بردارند.
ـ تقویت کالا و جنسیت
عبور از مرحله کودکی به بزرگسالی، مستلزم حصول به نامونشان جنسی و نقش جنسیتی، فراهم کردن مضمون روشنی از «خویش» و رویش و استحکام آن و قیمت گذاشتن به «خویش» (یا این که برخورداری از عزت نفس) میباشد. مرد بودن یا این که زن بودن (نرینگی20 و مادینگی21) به چگونگیهایی از شخصیت رابطه دارااست که خصوصیتهای یک مرد یا این که یک زن را تشکیل میدهند. زمانی به کسی «مرد» خطاب میگردد، این مضمون نوعی از قضاوتهای ارزشی را منعکس مینماید که مبنی بر تحلیل خطاب کننده از خصوصیتهای شخصیتی و رفتاری یک مرد میباشد. همین طور، قضاوت یک زن دربارة خویش، متأثر از معیارهایی میباشد که در فرهنگ و تمدن و جامعه برای «زن» وجود داراست. براین اساس «پرورش مضمون مرد بودن یا این که زن بودن درین مفهوم از مقولة یادگیری و فرهنگ و تمدن میباشد» (لطفآبادی،1379: ص189) همینطور تولید نامونشان و استحصال به یک تعریفوتمجید دارای انسجام از خویش، مهمترین جنبه رویش دیوانه- اجتماعی زمانه نوجوانی و جوانی میباشد. تعیین قیمتها، باورها و هدف ها معاش، شاخصههای مهم نام و نشان را تشکیل می دهند. اینکه شخص بداند که می باشد، چه چیزهایی برای وی بها به حساب میآید و چه شیوههایی را برگزیده میباشد تا در معاش دنبال نماید. جزئی از کوشش شخص برای حصول نام و نشان میباشد. این کاوش برای کشف خویش، نیروی محرکة اکثری از دل مشغولیها و رفتارهای شخص در جهتگیری جنسی، در گزینش عمل، در پیوندها اجتماعی، در آرمانهای اجتماعی، اخلاقی، مذهبی و فرهنگی اوست. (به عبارتی، ص212)
دختر و پسر با تزویج، به آشنایی از خویش عمق داده و زنانگی و مردانگی خود را ابراز مینمایند و به اکثری از دل مشغولیهای خویش نقطه نهایی داده و باورها و قیمتهای محوری جامعه را باطن خویش ثبت کرده و نسبت به آنان دارای تعهد می گردند و در فیض خویش را از پراکندگی و اغتشاش نام و نشان رهانیده و دارنده شم امنیت هستی شناسی می گردند.
غایت آنکه تزویج تحت عنوان یک کانون اجتماعی که دارنده انتظارات، قانون ها، اعتقادات و رسوم میباشد، در پردازش و ابراز ارتباط ها زناشویی کمپانی داراست، تزویج در واقع ساختار یا این که مدلی میباشد که پیوسته زنان و شوهران را ذیل تأثیر قرار داده و به خلق آنها صورت می دهد، از کلیه اصلیخیس آن که تزویج منجر تقویت حس تأنیث در زن و شم تذکیر در مرد میگردد. (ناک، 1382: ص78)
ـ تقویت و ثبت مردانگی
تزویج اصولی مردان، منجر ابقا و تقویت مردانگی آنها میشود. مردانگی در واقع بیشتراز آن میباشد که مردان به طور خود کار بوسیله خاصیت آناتومیک، سن یا این که بلوغ خویش به دست میاورند. بر این شالوده مردانگی چیزی میباشد که می بایست فعالانه آن را دستیابی نمود. یافتههای علمی حاکی از آن میباشد که مردانگی از روش تزویج ثبت و کامل شدن میگردد، به عبارت دیگر مردانگی توسط سه نقش اجتماعی تمجید و ثبت میشود، به این دلیلکه در همه جهان برای آن که مردان عضو جامعی از جامعه خویش باشند انتظار می رود که دستکم دارنده 3 نقش اصلی باشند:
1)- نقش پدری برای فرزندان همسر خویش؛
در آحاد جهان مردانگی با بابا بودن رابطه تنگاتنگی داراست. در هیچ کجا نیروی شهوانی و اقتدار جنسی به تنهایی برای تأیید ادعای مردانگی کفایت نمیکند و مردان میبایست توانگری باروری و ساخت و ساز مثل نیز داشته باشند که اما این شوهران میباشند که گزینه انتظار برای ایفا کار سابق الذکر می باشند، چون هنگامی یک زوج سوای فرزند باشند، در اکثریت تمدنها، شوهر را تقصیرکار مهم تلقی مینمایند. از سوی دیگر، صاحب و مالک فرزند شدن سوا رابطه ها زناشویی در هیچ جامعهای پذیرفته وجود ندارد. بدین ترتیب از تلفیق این دو قاعده که مردان میبایست از دید جنسی در ساخت فرزند غالب باشند و فرزندان بایستی جنس وصلت قانونی باشند؛ میاقتدار سود گرفت که در همگی عالم انتظار این میباشد که مردان پدرهایی متأهل باشند.
2)- مسئولیت تأمین زندگی خانواده؛
در مجموع جهان، پدران مسئول تأمین زندگی زن و فرزندان خویش هستند، مردی که به جهت بیماری یا این که معلولیت کار کشته به اینگونه امری نباشد، گزینه ترحم و دلسوزی سایر افراد قرار می گیرد، در حالی که درصورتی که مردی عمداً به آن بدن در ندهد، گزینه استهزاء و بدگویی دیگر افراد قرار خواهد گرفت. چون در واقع او همچون یک عضو بالغ جامعه خلق نکرده و مسئولیت خود را نپذیرفته میباشد. انتظار میرود مردان حتیدر مواقعی که گرایش ندارند، سرگرم به فعالیت باشند و هزینهی اشخاص متعلقی خویش را به نیکی تأمین کنند، همینطور غالباً این انتظار وجود داراست که تا حد قابلیت برای جا ماندگان خویش مقادیری تحت عنوان ارثیه آماده کنند.
3)- امان از زن و فرزند؛
از یک مرد انتظار میرود که به هنگام لزوم برای هواخواهی از خانوادة خویش ایستادگی کند تا وفاداری و شجاعت خویش را به وی نماد دهد. همینطور این توقع وجود دارااست که از غرور، شرافت و اسم و ناموس خویش تامین کند. در زمینه ی جنبههای قانونیخیس، از جملهً برای کمپانی در عملیات ارتش، مردان مسئول می باشند و حتی هنگامی که زنان نیز در پیکار کمپانی میکنند، هیچ جامعهای بر روی سرباز شدن زنان توکل نمینماید. (به عبارتی، صص 92-91)
تزویج اصولی همینطور بر نقش جنسی و جنسیتی زنان اثر گذار میباشد. نقش مادری تحت عنوان بخشی از نقش زنان در سایه تزویج نتایج گردد و رنجها و مشقتهای زمان متفاوت به دنیا آمدن یک نوباوه و نیز دمیده شدن روح یک مو جود زنده در وجود زن، اورا به رتبه معنوی خاصی میرساند که در خودسازی روحی و اخلاقی او تأثیرگذار خواهد بود. مادری همینطور می تواند شکیبایی، طاقت، آستانه تحمل اشتباهات و بخش اعظمی از فضیلت ها اخلاقی را دربین زنانی که مامان گردیدهاند و عملکرد مینمایند این نقش را به نیکی اعمال کنند، ارتقاء دهد.
ـ استخراج توفیق
جامعه شناسان (برای مثال پارسونز) معتقد بودند که در خانواده شوهران و پدران، نقشهای ابزاری و زنان و مادرها، نقشهای معنوی را اعمال مینمایند. این نقش برای مردان در معنای تضارب وی در دنیایی از شغل و کارها اجتماعی و مدنی میباشد. شوهران از پیشین تا به امروز مشغول درآمدزایی و تأمین زندگی خانواده می باشند تا با استانداردهای بلوغ مردانگی در جامعه مطابقت و همخوانی کنند. با یک پیشبینی معمولی انتظار میرود که مردان متأهل به توفیقهای بیشتری دست یابند. تأمین زندگی خانواده به حدی با تزویج اصولی و مردانگی توأم میباشد که مردان متأهل خلال آنکه الزاماً میبایست دارنده اینگونه خاصیتی باشند، به جهت خاصیت و سوابق معاش متأهلی خویش میبایست نسبت به مردان مجرد، توفیقهای فراتر دیگری نیز بدست آورند. مردان در واقع بعداز تزویج، مشاغل و کارها خویش را خوب ایفا میدهند و شغل و درآمد بیشتری آماده میاورند. (به عبارتی، ص 111)
ـ شرکت کردن اجتماعی
مردان متأهل قاعدتاً به ترازو بالاتری در اجتماعات و تشکلات اجتماعی کار داشته و نیز احتمال کمپانی آنها در برخی کارها اجتماعی بیشتر میباشد. در واقع شرکت کردن اجتماعی برای مردان، قسمتی از ایفای جنسیت (ابراز خویشتن) محسوب میشود. وصلت به ویژه موجب تقویت آن مجموعه از شرکت کردنهای اجتماعی میشود که توسط ضوابط عضویت، به صورت بدیهی تعریف و تمجید گردیده باشند و رابطه با دیگر افراد به سیرتکاملای سازمان یافته باشد که در آن، عضویتها دارنده نقش مشخصی باشند. از سوی دیگر تزویج مطلقاً موجب کاهش واحد سنجش پیوندها غیر رسمی و فردی مانند رابطه ها صمیمانه و بی مداقه میگردد. (به عبارتی، ص 112)
ـ سخاوت و نوع دوستی
سخاوت نتیجة بدون واسطه نقشهای تأمین زندگی و پشتیبانی جان دار در وصلت میباشد. یک شخص نوع دوست به دیگر افراد امداد مینماید، نیازهای آنهارا برآورده میسازد و آنها را در مقابل درماندگی حفاظت میکند و در واقع به تهیه و تنظیم و تدارکی میپردازد که گزینه اعتنا دیگر افراد قرار میگیرد. وصلت سبب ساز میگردد که مردان ابراز سخاوت و نوع دوستی خویش را (که در رابطه ها غیرقانونی و صمیمانه وجود داشته) به روابطی جابجایی دهند که دارنده ساختاری بدیهی بوده، تعهدات و انتظارات در آن ها معین هستند.
دختران نیز به واسطه تزویج شم مینمایند که مسئولیت حفظ و تندستی همسر و فرزندان را برعهده دارا هستند و پرستار خانواده باشند، همین مورد قادر است روحیه بخشندگی و شفقت را در آن ها تقویت نماید.
تزویج و خانواده در زمانه نوین
در زمانه نوین و در جامعه ها صنعتی، ماهیت و انواع وصلت و پیامدهای اجتماعی آن در خانواده و جامعه، انواع، ساختار و بهاهای خانواده و در کل الگوهای همسرگزینی و نظام خانواده زیر تأثیر صنعتی شدن مبتلا تغییر تحول گردیده و در دولت ها رو به گسترش با آهنگی آهسته در هم اکنون تغییرو تحول میباشد مثلا:
ـ امروزه، کانال خویشاوندی بر طبق تبار22 و طایفه در اکثر دولت ها تأثیر خویش را از دست داده میباشد؛
ـ اشاعه تزویجهای غیرخویشاوندی23 به مکان وصلتهای مطابق خویشاوندی،24 به ویژه در نقاط شهری، رابطه ها اجتماعی، رابطه ها میان گروهی، رویش شخصیتی و بهبود نسل را دستخوش تغییرو تحول نمود.
ـ با تغییر و تحول الگوی خانواده از کلان به هستهای، شیوه تعیین همسر نیز در اکثری دولت ها تغییرو تحول یافته میباشد، چون در خانواده بزرگ، وصلت مبنی بر تصمیمات و نظرها اشخاص و اعضای خانواده بود، اما با هستهای شدن خانوادهها، حق گزینش آزاد همسر در جامعه هنجار شدهاست؛
ـ آزادی فعالیت زنان در وصلت، تصمیمگیری در خانواده، معمولی شدن جدایی و موردها شبیه، مثلا تغییرات تزویج و خانواده محسوب میشود؛
ـ پیرو تغییرو تحول در نظام هنجاری جامعه، تغییر تحول در بهاها و بسط شهرنشینی، رفع محدودیت در ارتباط ها میان دو محصول مخالف کم شده که به نوبة خویش اکثری از الگوهای رفتاری، بهاهای مرتبط با خانواده و هنجارهای جان دار در جامعه را پایین تأثیر قرار داده میباشد. (شیخی، 1382: صص54-53)
ـ امروزه همسرگزینی آزاد از خصوصیتهای خانواده (هستهای) در زمانه نوین میباشد و عشق در شکل گیری وصلت، نقش اساسی دارااست، مع الوصف این آزادی گزینش همسر بر حسب نوع جامعه و خصوصیتهای فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی و زیستی به عنوان مثال مذهب، نژاد، قومیت و طبقه، منوط و مقید میشود، به عبارت دیگر تزویج بر حسب تجانس اعمال می گردد و هر شخصی به صورت متعارف با کسی از طبقه، مذهب، نژاد و قومیت خویش تزویج مینماید کهاین نوع تزویج را وصلت متجانس میگویند. نتیجه ها پژوهش ها همسرگزینی حاکی از آن میباشد که اکثر تزویجها، متجانس و باطن گروهی میباشند؛ تشابهات قشری، مذهبی، خانوادگی میان زوجهایی که با یکدیگر تزویج کردهاند، به حدی زیاد میباشد که نمیقدرت آن را تصادف دانست، بلکه آرم دهنده این نکته میباشد که روندهای اجتماعی با قرار دادن تیمهای شبیه در کنار یکدیگر، همسرگزینی آنان را نیز انتخاب مینمایند. اما در برخی مورد ها وصلت دربین دو طبقه متعدد نیز مشاهده می گردد. وصلت اشخاص با طبقات فراتر از خویش فقطً مبتنی بر یک خصوصیت مخصوص فیس داده میباشد، امروزه وصلتها مطابق تجانس سنّی نیز بسیار چشم میگردد و این تفاوت سنی معمولاً حدود 2 تا 3 سال میباشد.
وصلت در میان همسایگان که معمولاً از حیث فعالیت، درآمد و بقیه خصوصیتهای قشری شبیه هم میباشند، بسیار متداول میباشد، اما هر خانوادهای، در جامعه از روش رابطه ها اجتماعی که برای فرزندان خویش ساخت مینماید، قابلیت تزویج نامتجانس را نادر و قابلیت و امکان تزویج متجانس را زیاد مینماید. (اعزازی، 1382: صص98-96)
ـ امروزه در دولت ها اروپایی، معیار رویش جمعیت، روندی روبه پایین داراست و صرف لحاظ از تهیه خانواده، وصلت در سنین بالا شکل می گیرد. واحد خانواده به صورت میانگین دارنده فرزند کمتری میباشد.
ـ در جامعه ها غربی، صورت جدیدی از خانواده به عنوان همزیستی مشترک25، فارغ پوسته تزویج قانونی و رسمی، متداول و روندی رو به بالا به خویش گرفته میباشد و نسبت میلادهای سوا تزویجهای مشروع تا حد متعددی در جامعه غربی ارتقا یافته که خویش موجب ساختوساز نوعی چالش درین دولت ها گردیده است. (شیخی، 1382: صص 59 و 35)
وصلت در جمهوری اسلامی ایران (زمانه قبل و معاصر)
1)ـ زمان قبل
درباره خصوصیتهای وصلت و پیامدهای اجتماعی آن در کشورایران زمان قبلی، داده ها چندانی نیست و منابع جان دار دراین باره در توان خاطرات، زندگینامه و نوشتههای بزرگان و اشخاص خانوادههای سرشناس درباری و کتابها و سفرنامههای جهانگردان فرنگی میباشد و منابع دیگری در چنگ وجود ندارد. بر مبنای همین منابع، بعضا از مهم ترین خصوصیتهای وصلت در آن زمانه عبارتند از:
- وصلت و گزینش همسر معمولاً زیر سلطه بدون نقص خانواده اجرا می شد؛
- یکسری زنی، داشتن صیغه و کنیزهای فراوان در خانوادههای احاطه مرسوم بود؛
- زنان خانواده، در تعیین همسر برای دختران و پسران دخالت میکردند که احتمالاً به جهت طلاق دربین مردان و زنان، دراین مورد، ابتکار را در اختیار داشتند؛
- تزویجهای فامیلی خصوصاً وصلت دختر عمو- پسر عمو مرسوم بود؛
- امکان فرزندآوری، خصوصیت مناسب یک زن تلقی میگردید و آیتم انتظار همگان بود؛
- فاصلة سنی بین زن و مرد برای وصلت زیاد بود26؛
- دختر و پسر طبقه تسلط در سنین ذیل وصلت میکردند. در طبقه ذیل نیز به جهت فقر، سن وصلت عموماً در سنین تحت بود، لذا برخلاف اروپا، سن تزویج میان جمع عموم، بالا خلا.
- ارتباط زن و شوهر نیز مطابق احترام زن نسبت به شوهر و محافظت مسافت هم پا با خوف بود، همینطور با دقت به وجود پدیدة وصلت دوباره و اذن مرد برای تجدید فراش، زنان همواره در دلهرة همیشگی به راز میبردند؛
- علاقه در وصلت و بعداز آن کمتر وجود داشت؛
- زنان بعد از تزویج نیز از رده پایینی در خانواده و اجتماع بهره مند بودند؛
- ارتباط ها پدر و مادر- فرزندان نیز مانند اروپا، بر پایه ی مسافت اجتماعی و هجران مکانی بود؛ در طبقات بالا، کودک ها از به عبارتی آغاز به دایه و بعد از آن به مدرس سرخانه ودیعه میشدند و مامان تنهاً بر تربیت خردسالان تحقیق کلی داشت.27 در طبقات ذیل نیز در شرایطی که که طفل از خطرها و بیماریهایی که در معرض آن بود به سالمی میسپری شد، از به عبارتی سنین کودکی، در عملهای شغلی پدر و مادر، امداد می کرد. دختران در سنین زیر وصلت میکردند، پسران نیز برای یادگیری حرفه ای به شاگردی امانت میشدند، یا این که تحت عنوان «غلام کودک» به منازل بزرگان رسول میشدند.
- ارتباط ها در بین خواهران و برادران نیز به جهت مسافت سنی زیاد ناشی از وصلت دوباره پدر و مادر- که به جهت مرگ همسر پیشین شکل میگرفت- و نیز یکسری زنی مردان، روابطی سرد، غیرصمیمی و آمیخته به حسادت بود.28
2)- روزگار معاصر و تغییرات تزویج
1-2) تغییرات معدودّی
ـ میانگین سن تزویج
داده های عددی آرم میدهد که میانگین سن تزویج از سال 1345 به سپس روندی صعودی داشته میباشد؛ به نحوی که میانگین سن تزویج دختران، خصوصاً روستائیان در طی مجال، همواره سیر رو به بالا داشته و از 4/18 سال در سرشماری 1345 به 4/22 سال در سرشماری 1375 رسیده میباشد و میانگین سن وصلت پسران، بعداز کاهش محسوس در اوایل انقلاب اسلامی، از سال 1365 به آنگاه روندی صعودی داشته میباشد، معالوصف کلاً ارتقاء سن تزویج در دختران بیشتراز پسران بوده میباشد. همینطور میانگین سن وصلت دختران و پسران در نقاط روستایی همواره کمتر از نقاط شهری بوده میباشد، البته در سال 1375 شاهد ارتقا قابل مراعات میانگین سن تزویج خصوصاً دربین دختران روستایی هستیم.
ـ اختلاف معدل سن در اولی تزویج
اختلاف معدل سن در اولی وصلت در فاصلة دهه 55-45 به شدت کاهش پیدا کرده و از 6/6 در سال 1345 به 4/4 سال در 1355 رسیده و بعداز آن به سیرتکاملای بطئی و نماید به سیر روبه پایین خویش ادامه داده و بهتدریج به 8/3 در سال 1365 و 7/3 در سال 1370 و به رقم 3 در سال 1375 رسیده میباشد. البته در کل، شدّت آن در بخش ها روستایی بیشتر میباشد. به این ترتیب حتی دربین روستائیان نیز شاهد ارتقا سن وصلت خصوصاً دربین دختران روستایی هستیم. (رضوی و دیگر افراد، 1381: ص22)
بر پایه ی داده های عددی سرشماری سال 1375 معدل سن وصلت در کشورایران برای پسران حدوداً26 سال و برای دختران حدوداً 23 سال بوده میباشد. در واقع میان بلوغ و سن تزویج در دختران و پسران دست کم 10 سال مسافت میباشد و پیشرسی تزویج یعنی تزویج ذیل 20 سال طی 40 سال قبل برای دختران از 41 درصد به 18 درصد رسیده میباشد. تغییرات فوق، نشانهدهنده سیر پیشرونده تأخیر در وصلت و ارتقاء مسافت بلوغ و وصلت میباشد. (گلدوست عارفی، 1382، ص12)
جدول شماره (1): معدل سن در اولین وصلت برحسب متاع در نقاط شهری و روستایی
ـ میانگین نرخ پرورش تزویج
میانگین نرخ رویش وصلت31 در سالهای 1380-1375 نیز به صورت کلی مرزو بوم رقم 02/6 میباشد که در بخشها شهری 8/6 و در روستا موازی 7/3 هست. ولی مغایر ارتقا میانگین نرخ پرورش تزویج، شمار متأهلین در سنین جوانی (29-15 سال) در هر دو تیم دختران و پسران طی سالهای 1375 تا 1380 کاهش پیدا کرده میباشد. به نحوی که بیشترین واحد سنجش تأهل پسران جوان در مسافت سنی 25 تا 34 سالگی و بیشترین ترازو تأهل دختران در مسافت سنی 20 تا 29 سال روی داده و شمار متأهلین در سنین 15 تا 19 سالگی اندک بوده و خصوصاًدر سالهای اخیر روندی روبه پایین داشته میباشد.
تحقیق میانگین نرخ رویش وصلت در برش هنگامی بزرگخیس یعنی طی 20 سالة اخیر حاکی از آن میباشد کهاین واحد سنجش همواره تابع آهنگی اثبات نبوده و نمودار آن V صورت میباشد. میانگین نرخ رویش تزویج در مسافت سالهای 75-65 نسبت به دهه پیشین آن، پروسه روبه پایین داشته میباشد، به نحوی که در دهه 65-55 نرخ پرورش تزویج 33/7 درصد و در دهه 75-65 با نرخ 5/3 درصد بوده میباشد. در بخش ها روستایی کاهش نرخ رویش وصلت 47/5 درصد و در بخشها شهری31/3 درصد بوده میباشد (که احتمالاً به جهت مسافرت مردان روستایی میباشد) بعداز آن تا سال 1380 نرخ پرورش تزویج مراحل رو به بالا (ارتقا 52/2 درصد در مجموع مرز و بوم) به خصوص در بخش ها روستایی داشته میباشد. (به عبارتی، صص 28-25)
2-2) تغییرات کیفی
با دقت به تغییرات اجتماعی بعداز انقلاب صنعتی، مراحل جوانی، وقت گیر گردیده است. فرآیندی که به تعبیروتفسیر روانشناسان، وظیفه مهم آن، جستجوی نامونشان جداگانه و استقلالیابی میباشد. زمانه جوانی، درواقع دورانی میباشد که با آغاز بلوغ جسمانی استارت می گردد و معمولاً با ثبت مقر اجتماعی شخص، ساخت مثل و عمل مهم خاتمه می یابد. در دولت ها صنعتی و نصفه صنعتی بعدازظهر حاضر، به دو انگیزه از مضمون «جوانی وقت گیر گردیده» خاطر میشود، اولیه به سبب ساز جلو افتادن تحولات بلوغ و دوم به سبب ساز بالا رفتن سن تزویج و استقلال شغلی میباشد. بدین ترتیب در زمان معاصر، «جوانی» به زمانه کمابیش وقتگیر گردیدهای اطلاق می شود که درحد فاصل «بلوغ جسمانی» و «بلوغ اجتماعی» جای دارد. (محبوبیرویه، 1381: ص70) جوان ها امروز از یک سو با گونه های وسایل رابطه جمعی، نظیر ماهواره و وب سروکار دارا هستند که غریزه ها جنسی آنهارا تحریک مینماید و از سوی دیگر قابلیت و امکان تزویج برایشان آماده وجود ندارد، لذا احتمال اینکه مسافت بین بلوغ جسمانی و بلوغ اجتماعی آنانرا خرابی و هرزگی مالامال کند بسیار میباشد. چون نیاز جنسی، نیازی انکارناپذیر میباشد، نیازی میباشد که در سنین جوانی می بایست به آن جواب مطلوب بخشید، نیازی میباشد که نمیاقتدار انکار، تحریم یا این که تعطیل نمود. دختر و پسر، وقتیکه به سن بلوغ میرسند، هرچقدر مسافت بلوغ جنسی تا مجال وصلت آن ها بیشتر باشد، جامعه بایستی درانتظار تبعات این تأخیر باشد که چیزی جز خرابی اخلاقی وجود ندارد. تجردگرایی، حرکتی برخلاف نیاز طبیعی آدم میباشد و اثرات و تبعات سوئی را بهدنبال دارااست که از دید شخصی و اجتماعی زیانبار میباشد. بهدنبال بعضی دیگر از تحولات کیفی تزویج در موضوعات پایین رسیدگی میشود:
ـ علت وصلت و الگوهای همسرگزینی
ـ تصور محصور شدن بعد از تزویج در میان نسل قبل (زن و مرد) از جوان ها وصلت نکرده فعلی کمتر بوده میباشد. (محسنی، 1382: ص99 و ص101)
ـ گرفتاری جاری ساختن تزویج در میان نسل قبلی بیشتراز نسل کنونی بوده، در حالی که وصلت در وضعیت کنونی به گرفتاری آتی جوان ها تبدیل گردیده است.
امروزه اکثر جوان ها انتظار داراهستند که آحاد توقعات، نیازها و انتظارات آن ها با تزویج تأمین گردد، در حالی که در نسل گذشته غرض تزویج بیشتر معطوف به آنگاه روحی بشرها بود.
ـ الگوی تزویج تحت عنوان خاستگاه مهم تشکیل خانواده دستخوش تغییرات مهمی به عنوان مثال در الگوی همسرگزینی گردیدهاست. امروزه دربین بهاهای پدر و مادر و فرزندان برای تعیین همسر تفاوت و گاه تضادهای آشتیناپذیری بروز نموده است. به گونه ای که جوان ها کمتر از گذشته بدن به تزویجهای فامیلی می دهند و از داخل همسری یا این که وصلت با قوم و عشیره مشترک راز گشوده میزنند. متغیر سن نیز گونه های متفاوتی به خویش گرفته میباشد. از طرفی جوان ها در سنین جوانی به تزویج روی نمیآورند و میانگین سن تزویج به حدود 27 سال رسیده میباشد و از طرف دیگر با شخصی تزویج مینمایند که کمترین مسافت سنی را با آنان دارااست. همسرگزینی به اقتدای نام و نشان خانوادگی اشخاص شکل نمیگیرد. عواملی نظیر علم آموزی، فعالیت، گنج و میزان دارایی، زیبایی و قابلیت و امکانهای شخصی نسبت به عواملی زیرا آبروی خانوادگی، نام و ترسیم، تبار و رده اجتماعی، تدین و کردار فقهی و سنتی از عنایت بیشتری بهره مند گردیدهاست. امروزه در شهرهای بلندمرتبه، مسئله انتخاب مهریه بالا و کیفیت احقاق دستمزد زن در شکل طلاق از شوهر، از مهم ترین موضوعات همسرگزینی به شمار میرود. به نحوی که امروزه انتخاب مهریه زیاد تحت عنوان ایراد از سوی جوان ها پسر و خانوادههای آنان برای تزویج بیان میگردد. (مهدوی، 1377: ص89) و نقص تهیه و تنظیم جهیزیه به حیث بعضی از دختران تحت عنوان عاملی جهت انصراف خواستگار از وصلت مطرح می گردد. (به عبارتی، ص90)
ـ حقیقت این میباشد که در جامعه ما گزینش آزاد همسر شکل نمیپذیرد و والدین تا حدودی در صورتگیری و ساماندهی وصلت فرزندان نقش دارا هستند، البته شدت و ضعف نقشهای آنها در مجموعههای متعدد اجتماعی گوناگون بوده و دربین دو الگوی سلطه و برابری در نوسان میباشد. (محسنی، 1382: ص52)
ـ هنوز هم در خانوادههای سنتیخیس (کلان با جمعیت بیشتر) میل به جلب رضایت پدر و مادر برای تزویج جوان ها بیشتر از خانوادههای نو (بعدها خرد و نسبتاً امروزی) میباشد. (به عبارتی، ص57)
ـ زنان بیشتر از همتایان مرد خویش از رضایت پدر و مادر دربارهی وصلت جانبداری مینمایند. (به عبارتی، ص62) هر تعدادی نسل نو جوان ها وصلت نکرده که از خانوادههایی با آنگاه کوچکتر دارنده تحصیلات خوب، سطح داده ها همگانی فراتر و به کار گیری بیشتر از رسانهها می باشند، موافقت کمتری برای جلب موافقت پدر و مادر برای وصلت دارا هستند. (به عبارتی، ص63)
ـ تا قبل از اینً تزویج فرزندان کوچکتر بیشتر مشروط به تزویج فرزندان بزرگتر بود، البته جدیداً این راه و روش کمتر رعایت میگردد. (مهدوی، 1377: ص57)
ـ عدم رعایت ترتیب دفعه تزویج در قبلی بین فرزندان خانوادهها راجع به زنان با تقبیح بیشتری نسبت به مردان یار بود. (به عبارتی، ص103)
ـ اضطراب تعیین همسر و تشکیل خانواده برای نسل کنونی بیش تر از نسلهای پیشین میباشد. در قبلی خانوادهها و جامعه، جوان ها را مدد میکردند، اما اینک کسی جوانها را امان نمینماید و آنها می بایست خودشان معاش را اداره نمایند و در قبال خطاها ایستادگی کنند. (به عبارتی، ص105)
ـ در نسل قبل توافق بیشتری در امر معاش زوج جوان با پدر و مادر یکیاز طرفین (زن یا این که شوهر) وجود داشته میباشد و این توافق در میان زنان بیشتر مشاهده می شد. (به عبارتی، ص102) البته امروزه تشکیل یک معاش بایستی در یک محل نو باشد.
ـ تا چند روز قبل معاش اکثری از زوجهای جوان در کنار والدین پسر شروع می گردید، ولی امروزه تشکیل یک معاش (خانواده هستهای) می بایست در محل جدیدی باشد که همین مورد توقع دختران را برای داشتن بضاعت و اقتدار اقتصادی پسران ارتقا می دهد و تأمین مالی، اشتغال و نوع فعالیت پسران را دارای اهمیت مینماید.
ـ مبنی بر اصل همسانی در وصلت معمولاً انتظار بر این میباشد که سطح تحصیلات طرفین همسان باشد و تا حدی تحصیلات پسران بیشتر هم باشد، امروزه این ملاک تاحدی با داشتن فعالیت پردرآمد و ظواهر مطلوب برای پسران جایگزین شدهاست. اما هنوز هم اکثر دختران رغبت کمتری به تزویج با پسرانی دارا هستند که تحصیلات کمتری داراهستند و نسبت به تحت بودن ترازو تحصیلات پسران تحت عنوان همسر آجل خویش آلرژی متعددی داشته و اکثر وقت ها رضایت کمتری به وصلت با شخصی با تحصیلات ذیلخیس داراهستند. صرفا 21 درصد دختران حاضر به وصلت با پسرانی میباشند که تحصیلات آنها زیر میباشد. (مهدوی، 1377: ص107) چون هر چقدر تحصیلات پسران بیشتر باشد، به به عبارتی معیار موافقت آن ها با اشتغال همسرشان ارتقا می یابد. (به عبارتی، ص124) ولی پسران با ارتقاء تحصیلات خویش، میل کمتری دارا هستند که با اشخاص معدودسواد وصلت نمایند. (به عبارتی) از سوی دیگر پسران با تحصیلات کمتر نیز اکثر زمان ها تمایلی ندارند که با دختری با تحصیلات فراتر تزویج کنند.
ـ لازمات تزویج
در کشور ایران هنوز هم خواستگاری و جشن و پایکوبی نامزدی از ارکان اساسی منظومه وصلت و مهم ترین مراسم درین خصوص به شمار می روند. خواستگاری به صورت مرسوم و رایج خویش نمادی از وصلت ترتیب داده گردیده یا این که تزویج مقرر به شمار میرود که فینفسه ارتباط عمودی میان نسلها را در خانوادهها منعکس مینماید. خواستگاری «مبادله خانوادگی» را در باب همسرگزینی و همسریابی در حق تقدم قرار می دهد و از این جهت اولی قدم قانونی برای صورتگیری یک تزویج به حساب میآید. هرچند خواستگاری هم در پروسه مجال و تحولات اجتماعی در کشورایران تغییرات چشمگیری یافته میباشد. (محسنی، 1382: ص282) ولی هنوز هم تمایل مسلط در امر با خواستگاری میل موافق با اعمال آن میباشد. (به عبارتی، ص289)
ـ در مراحل وقت گیر وصلت، نامزدی قدم دوم محسوب میشود. نامزدی مرحلهای برای قانونیخیس شدن ارتباط ها زوجهای جوان و علنیخیس شدن آن میباشد که نام و نشان خانواده نو و نوظهور را به همگان اعلام مینماید. (به عبارتی، ص292) امروزه هنوز هم رغبت مسلط، موافقت با برگزاری جشن و پایکوبی نامزدی میباشد. (به عبارتی، ص300)
ـ درباره ی مهریه تمایل مسلط جامعه موافقت با انتخاب مهریه میباشد، البته اکثر زمان ها خانوادههای دختران مهریه بالا را توصیه مینمایند که پیش از اینً این روش معمول عدم وجود.
ـ دربارهی مراسم تزویج هم، جامعه به دو دسته که جمعای مراسم وصلت را باشکوه برگزار مینمایند و تودهای در بی آلایشترین صورت ممکن وصلت مینمایند، تقسیم شدهاست.
صحبت آخری
امروزه چرا که تزویج و همسرگزینی به شدت در هم اکنون تغییرو تحول میباشد، این مورد برای بخش اعظمی از متفکرین به طور مسأله درآمده میباشد. در جریان تغییرات اجتماعی، قیمتها و هنجارهای اجتماعی تغییر تحول مینماید، براین اساس طرزهای همسرگزینی، همینطور انتظارات زن و شوهر و مناسبات آنان هم دگرگون شود.
ولی در جوامعی نظیر کشور ایران که هنجارهای خانوادگی بیشتر از دیگر دولت ها پابرجا میباشند، خانواده به نظر وضعیت ساختاری راجع به وصلت جوان ها بیتأثیر وجود ندارد. در واقع از یکسو حالت خانوادههای دختر و پسر، در مسائل مرتبط با وصلت جوان ها مؤثر میباشد و از سوی دیگر خانوادههای نسل پیشین با جابجایی جوهره و معنای اساسی خانواده به نسل تازه، عملاً به ساختوساز یک سلول اجتماعی دیگر امداد مینمایند.
امروزه مقولاتی نظیر، تحصیلات همگانی و خوب، دورة سربازی، جستجوی فعالیت و ... در جامعة تازه موجب پیدایش عصرای گردیدهاست که پسران برای استخراج صلاحیتهای ما یحتاج در روند تزویج ناگزیر می بایست آن را سپری نمایند و دختران تحت عنوان زمان انتظار، بایستی آن را پشت راز بگذرانند. همینطور پیدایش مرحلهای تحت عنوان نامزدی و نیز فعالانه شدن نقش دختران و پسران در روند متفاوت وصلت موجب شدهاست تا زمان شناخت، پدیدار شود که دختران و پسران جوان دراین عصر جهت گزینش آزادانه و آگاهانه ذیل پژوهش خانوادهها با یکدیگر گفتمان مینمایند، در شرایطی که که در پیشین فقطً خانواده، اقوام و آشنایان، گفتگو کننده و تصمیم گیرنده اساسی بودند و جوان ها در بخش اعظمی از پروسه وصلت نقشی منفعلانه داشتند و کلیه کارها در فرایند تصمیمگیری و انجام بر عهدة خانواده و سایرین بود، ولی امروزه زوج جوان پایه تصمیمگیریها در فرآیند متعدد تزویج اعم از تعیین همسر، کیفیت برگزاری مراسم و... میباشد و معمولاً خانوادهها به تحقیق کلی اکتفا مینمایند. کهاین بررسی در راستای به عبارتی حالت اجتماعی و سازوکارهای فرهنگی میباشد، به گونه ایکه خانوادهها تجانس اجتماعی زوج جوان را از دید طبقاتی، خانوادگی و اجتماعی در حیث می گیرند و آنگاه با اعتنا به رغبت و عشق باطنی دختر و پسر نسبت به یکدیگر، مقدمات تزویج را آماده مینمایند. اما این قابلیت و امکان هم وجود داراست که دختر و پسری، شخصاً همدیگر را گزینش کرده و بعد از آن رضایت خانوادههای خویش را جلب نمایند. در جامعة سنتی، پسران بعداز وصلت، معاش مشترک خویش را در خانة پدری استارت میکردند، ولی فعلا، زوجهای جوان گرایش داراهستند در مسکن جدا و غیروابسته از خانة پدری بسر مارک، به همین ادله آنها امروزه برای استارت معاش مشترک با خلل تنظیم مسکن روبرو میگردند. همینطور معاش در وضعیت نو جامعه باعث گردیده است تا در میان فرایند وصلت دختران و پسران تفاوتهایی بروز کند. (رضوی و دیگرافراد،1381: ص129)
به حیث میرسد خصوصیت خاص وصلت دختران و پسران اهل ایران، تزویجهای فامیلی باشد که هنوز هم چشم می گردد و تأییدی بر وصلتهای قشری میباشد، چون در اکثر اوقات مورد ها اعضای قوم از نظر اقتصادی، در سطح مشابهی قرار دارا هستند. در کشورایران به جهت یکسانی مذهب و نژاد و اندک بودن اقلیتها، وصلت در بین دو نژاد یا این که دو مذهب مختلف بندرت چشم می شود.
امروزه خطاها زیادی موجب گردیدهاست که سن وصلت ارتقاء یافته و به دلیل وجود قوانینی که ارضای غریزه جنسی دختر و پسر را از رویکرد نامشروع میسر میسازد، تصمیم به وصلت مشروع میان جوان ها کاهش یابد. به این مراد با اعتنا به تغییراتی که در جنبه پاره ای و کیفی وصلت در کشور ایران چهره داده میباشد و این نوشتار به اجمال به نصیب کوچکی از آن اشاره کرد، ضروری میباشد که آحاد دستگاههای فرهنگی و اقتصادی سرزمین منابع و تجهیزات خویش را در جهت خریداری کردن مسئله مساعد ساماندهی فرمان تزویج بسیج کنند و دستگاههای فرهنگی با نرمافزارهای مطلوب و از روش رسانههای جمعی، از بسط دامنه تغییرات مانع وصلت بازداشتن به کار آورند.
تزویج لینک طبیعت با کلیه آسانی و عینیت آن و فرهنگ وتمدن با تمامی ابهام و ذهنیتش است. وصلت زن و مرد، منشاء تشکیل خانواده تحت عنوان کوچکترین واحد اجتماعی میباشد و در واقع یک کدام از غامضترین ارتباط ها اجتماعی در بین دو کالا مخالف در دنیا طبیعت می باشد که دارنده بعدها و پیامدهای زیستی، کم عقل، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی میباشد و از منظر علم ها متعدد نظیر جاریشناسی، جامعهشناسی، آدمشناسی، جمعیتشناسی و ... قابل پژوهش و تحقیق می باشد. تزویج اثرها بدون واسطه و غیر مستقیمی را بر معاش شخصی و اجتماعی اشخاص بر مکان میگذارد؛ هرچند که پدیده تزویج نیز متقابلاً بر جامعه و شخص تأثیرگذار میباشد.
تزویج از جنبه جامعهشناختی، دارنده ساختار، ماهیت، کارکرد و پیامدهای اجتماعی پیشبینی گردیده و پیشبینی نشدة مثبت یا این که منفی، جراحتزدا یا این که جراحتزا میباشد که کنش و عکس العمل اجتماعی اعضای جامعه و ساختارهای اجتماعی را متأثر میسازد، خصوصاً پیامدهای نا مطلوب وصلتهای غیراصولی، از یک سو ساختار، ماهیت و کارکردهای خانواده را در زمان فرصت در گیر تغییر میسازد و از سوی دیگر بهاهای محوری جامعه به ویژه امنیت اجتماعی و اخلاقی را پایین الشعاع قرار میدهد.
بینش و بینش نسبت به «تزویج» تحت عنوان یک «حقیقت اجتماعی»، زیر اثر تمدن و نقش و موقعیتی میباشد که در آن به راز می بریم. طبق نگرش جامعهشناختی «حقیقت هیچ گاه به ما نمیگوید که چیست، بلکه آدمها بایستی حقیقت را آن سیرتکامل که میباشد، تعبیر نمایند و آن تعبیر با فرهنگی که ما برای پند خویش به فعالیت می بریم شروع می گردد. هرچند فرهنگ وتمدن نیز به نوبه خویش از دستههای ما و از جامعه ما ناشی میگردد». (شارون، 1379: ص139) بدین ترتیب نگرش شخص نسبت به وصلت تابع فرهنگی میباشد که به آن وابستگی دارااست، همینطور ملهم از موضع و رده شخص در جامعه میباشد. به عبارت دیگر برخی باورهای شخص، ناشی از تأثیر فرهنگ وتمدن و جامعهای میباشد که در آن معاش مینماید، مانند نقش مرد یا این که زن بودن، برای مثالً واقعیتی به اسم زن بودن به معنی خاطر دریافت کردن «اندیشیدن مانند یک زن» میباشد، یعنی اعتقاد و باور به اینکه عاطفه، حجب، حوصله، بردباری، سپری شد، منزلداری، نوباوهداری و مادری، کنشهای ضروری برای یک معاش عالی و رضایتقسمت میباشد و مرد بودن نیز به معنا خاطر به چنگ آوردن «اندیشیدن مانند یک مرد» میباشد، یعنی اعتقادوباور داشتن به اینکه نانآوری، سرپرستی خانواده، احساساتی نبودن، کوشش برای دستیابی زندگی، اعتبار اجتماعی، لازمة یک معاش عالی و سعادتمندانه میباشد.
تعریف و تمجید مفاهیم کلیدی
ـ تزویج
در فرهنگ و تمدن مشخص و معلوم1 «وصلت ارتباطای حقوقی میباشد که برای مدام یا این که مدتی مشخص و معلوم، توسط عقد اختصاصی دربین زن و مرد نتایج گردیده و به آنان حق میدهد که از یکدیگر تمتع جنسی ببرند». در تعریفی دیگر «تزویج و معاش زناشویی یک پدیده طبیعی قراردادی میباشد». بهترین مشاور ازدواج مشهد (شهید مطهری، 1357) همینطور بعضی تزویج را فرآیندی از کنش متقابل فی مابین یک مرد و یک زن؛ برخوردی دراماتیک در بین فرهنگ و تمدن (قواعد اجتماعی) و طبیعت (کشش جنسی) و پیوندی مستمر فی مابین دو محصول مخالف میدانند که در یک چارچوب قانونی و رسمی مجاز به برقراری مناسبات جنسی می گردند. (رضوی و دیگر افراد، 1381: ص8)
در تعریفوتمجید دیگر، وصلت تحت عنوان یک بنیان و کانون اجتماعی ملهم از سه منبع ضابطه، عقاید اجتماعی و اعتقادات مذهبی بوده و مطابق شش نکته میباشد:
1- وصلت یک گزینش فردی آزاد میباشد که بر پایة عشق و علاقه پایدار میگردد؛
2- بلوغ و استقلال یک نیاز مسلم برای مبادرت به وصلت میباشد؛
3- وصلت، ارتباطی دربین دو فرآورده مخالف میباشد؛
4- در یک معاش مشترک، مرد سرپرست بوده، تأمین زندگی و حفظ از خانواده را بر ذمه داراست؛
5- وفاداری جنسی و تک همسری، انتظارات یک وصلت می باشند؛
6- تزویج طبیعتا با ولادت فرزندان هم پا میباشد. (ناک، 1382: ص14)
وصلت بر حسب فرهنگ و تمدن و اقوام متفاوت دارنده اشکال گوناگونی میباشد به عنوان مثال: وصلت فرنگی، داخلی، تعدد زوجات، وحدت زوجه، تعدد شوهران، تزویج قانونی، تزویج سری، وصلت تولیدی، تزویج موقت، تزویج دایم، وصلت آزمایشی، تزویج خانوادگی، وصلت دختر خانومای، تزویج مشابه، وصلت تصرفی، تزویج تطبیقی، وصلت استبدال، وصلت شغار (رضوی و دیگرافراد، 1381: ص9)، وصلت میراثی، تزویج تشریفاتی و مصنوعی، وصلت سه ربعی، تزویج روزمره، وصلت قبرستانی، تزویج تطلیقی (مصلحتی، 1379: ص42) هرکدام از گونه های وصلتهای ذکر شده دارنده تمجید خاص خویش میباشد.2 دراین تحقیق، تزویج همیشگی و قانونی که به تشکیل خانواده زن و شوهری باعث می گردد، مد حیث میباشد.
ـ خانواده
خانواده یک دسته خویشاوندی میباشد که مسئولیت مهم در اجتماعی کردن فرزندان و برآوردن برخی از نیازهای بنیادی دیگر جامعه را به ذمه دارااست. خانواده مشمول گروهی از اشخاص میباشد که از رویه خونی، زناشویی یا این که فرزندپذیری با یکدیگر رابطه می یابند و طی یک دورة وقتی نامشخص، با هم معاش مینمایند.(کوئن،1372: ص127)
خانواده بر حسب تمدن و تاریخ، موقعیت اقتصادی و اجتماعی اقوام و دولت ها متفاوت، به صورت تک همسری، یکسری همسری، پدرتبار، مادرتبار، دوسوتبار، پدرسالار، مادرسالار، مادرمکان، پدرمکان، نومکان و ... بوده میباشد، البته در کل در حین تاریخ، خانواده برحسب ارتباط خونی یا این که سببی، به دو صورت شکل گیری یافته میباشد:
1- خانواده عظیم که بر طبق ارتباط خونی میباشد و تنی چند از اشخاص دربرگیرنده پدر و مادر، فرزندان، پدربزرگها، عمهها، خان داییها، عموها، خالهها، عموزادهها، خالهزادهها، عمهزادهها و خالوزادهها را دربرمیگیرد. این نوع خانواده را «خانواده همخون» نیز مینامند. (به عبارتی، ص128) ولی ضمن لینک و پیوند خونی، نوعی اتحاد خانوادگی نیز درین نوع خانواده وجود داشته که بیشتر در زمان ماقبل صنعتی بوده و وظایف اعضای خانواده، از وظایف خانواده مدرن مختلف بوده میباشد که در ریشهیابی واژه خانواده، این نکته محرز است.3
2- خانواده هستهای که بر حسب ارتباط سببی و لینک وصلت و زناشویی نتیجه ها می شود و به یک واحد خانوادگی بنیادی مرکب از همسر، شوهر و فرزندانشان اطلاق میشود که گاه آن را «خانواده زن و شوهری» نیز مینامند. (به عبارتی) خانوادههایی که بر حسب ارتباط سببی تشکیل می گردند، مبنی بر صورت و نوع تزویج دارنده گونه های زیادی نظیر تک همسری، تعدادی همسری، چندزنی و گروهی میباشد. درین تفحص، خانواده تک همسری متبوع میباشد که نتیجه ها وصلت یک زن و یک مرد است و صورت رایج و متعارف خانواده هستهای میباشد و بعداز انقلاب صنعتی و تا کنون فراوانترین صورت زناشویی در دولت ها بشری بوده میباشد.
دیدگاه ها خانواده در زمانه نوین
بنیان خانواده معطوف به وصلت زن و مرد، یک کدام از ارگانهای اجتماعی میباشد که سوابقای دیرینه داراست و از به عبارتی اولِ معاش اجتماعی، نیاز به کالا مخالف و امنیت مبنای شکل گیری آن به شمار میرود، به گونه ای که پیدا شدن آدم بر روی زمین با تشکیل خانواده هم زمان بوده و بیشک امان از حریم بشر در قبال جانوران درنده و حادثه ها طبیعی، معاش جمعی را برای بشر اجاد نموده است. (حیات اجتماعی زن در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، 1369، ص21)
براین اساس خلال نیاز جنسی، نیاز به داشتن احساس نظم و حس امنیت، در واقع از دست اندرکاران مؤثر بر شکل گیری و استمرار اجتماع محسوب میشود که خانواده تحت عنوان هسته بنیادین اجتماع، از به عبارتی شروع نقش مهم در ایجاب و تقویت شم نظم و امنیت هستیشناختی در معاش اجتماعی اشخاص داشته میباشد.
در جامعهشناسی دو نگرش دربارهی خانواده مطرح میباشد. طریقه اولیه بر مطلوبیت خانواده تأکید کرده و آن را به طور گروهی خاص و ویژه در لحاظ میگیرد. مبتنی بر این بینش، خانواده، رفیعتر از جامعه یا این که در قبال جامعه قرار میگیرد و فارغ از اعتنا به اشتباهات حقیقی و واقعی جانور در خانواده، به طور ایدهآل تعریف میگردد.4 نگرش دوم بر رابطه متقابل جامعه و خانواده تأکید کرده و رفلکس وضعیت تعارضی جامعه در خانواده را دارای اهمیت می داند، چون خانواده به طور «طبیعی» نیست، بلکه در هر مجال، بازتابی از حالت اجتماعی میباشد، لذا خانواده را بایستی با اعتنا به قشری که در آن قراردارد، آیتم نظارت قرار اعطا کرد.
رنه کونیگ این نظر را دارد که بر اساس تقسیمبندی جامعهشناسی گسترده و جامعهشناسی کوچک، دو نوع رسیدگی از پدیده خانواده ضروری میباشد. نخستین دیدگاه به خانواده در باب با تمام جامعه، با حدس مناسبات کلی جامعه و همینطور پژوهش ارتباط نظام خانواده با پاره نظامهای دیگر و دوم بینش به خانواده تحت عنوان نظامی خاص، یعنی تیم خرد با ساختار و کارکرد خاص خویش. مبنی بر این طریقه، خانواده تحت عنوان یک دسته اجتماعی با خصوصیتهای گوناگون از دیگر گروهها گزینه پژوهش قرار می گیرد. (اعزازی، 1382: ص72)
رسیدگیهای جامعهشناسانه دربارهی خانواده، در قرن نوزدهم به وسیله دو متفکر اجتماعی به اسم فردریک لوپلی5 فرانسوی و ویلهلم هانریش ریل6 آلمانی آغاز شد که ابعاد تحت عنوان «پدران جامعهشناسی خانواده» محسوب شدند. آنها در آن مجال، در نقط ی اوج انقلاب صنعتی اروپا و در زمانه گذار، شاهد فروپاشی خانواده بزرگ و تبدیل آن به خانواده هستهای بودند و هر دو در عقیدههای خویش، خانواده پهناور را مناسب دانسته و از دولتها تقاضا میکردند که با ساخت محدودیتهایی در «حقوق و دستمزد شخصی»، اشخاص را به معاش در خانواده کبیر وادار نمایند. نظرها آنها تا مدتی وقت گیر در اروپا قاضی بود تا اینکه در اوایل قرن بیستم با نفوذ ذهن ها جامعهشناسانة دورکیم، پژوهشهای جامعهشناختی خانواده و تغییرو تحول و تحول آن فارغ از تأکید بر مطلوبیت صورت خاصی از معاش خانوادگی استارت شد. درین مجال خانواده هستهای، یعنی خانوادهای که مشتمل بر زن، شوهر و فرزندان میباشد، عمومیت یافته و تحت عنوان واقعیتی اجتماعی تلقی می شد.
ابعاد پارسونز جامعهشناس آمریکایی به تفکیک نقشهای خویشاوندی و شغلی تأکید مینماید و خانواده را واحد زن و شوهری می داند. (پارسونز، 1363: صص 719-718)
پارسونز خانواده را به دو نوع تقسیم مینماید: خانواده جهتیاب7 (خلفی یا این که سلفی) یعنی خانوادهای که شخص در آن رویش مینماید و خانواده فرزندیاب8 که مراد به عبارتی خانواده هستهای میباشد و شخص خویش تشکیل می دهد و مشمول همسر و فرزندان اوست، نومکان میباشد، یعنی بدور از منزل پدر و مادر زن یا این که شوهر معاش مینماید و از دید اقتصادی غیر وابسته از خانواده جهت یاب میباشد و مقر اجتماعی خانواده نیز فقط از روش «عمل شوهر» که غیر وابسته از رابطه ها خویشاوندی میباشد، به دست می آید. این نوع خانواده تحت عنوان یک واحد مشترکالمنافع تلقی میگردد که دوام آن نیازمند برآورده ساختن انتظارات و توقعات متقابل زن و شوهر میباشد که مهمترین آن «عشق و علاقه ورزیدن» به یکدیگر و نیز نیازمند داشتن حق تعیین وصلت و همسرگزینی میباشد. (اعزازی، 1382: صص 71-65) به این ترتیب در خانواده هستهای پارسونز، علاقه هم شالوده و هم پیامد میباشد؛ محور میباشد از این جهت که شخص برای گزینش همسر خویش آزاد میباشد و زن و مرد مطابق عشق با یکدیگر تزویج مینمایند، از سوی دیگر به نوعی پیامد میباشد، از این جهت که زن و شوهر در خانواده وفادار و مکلف می باشند که عاشقانه همدیگر را دوست بدارند، چون سوای عشق و علاقه، خانوادهشان از هم میگسلد. مهم ترین پیامد اجتماعی مناسب این تزویج عاشقانه، اجتماعی کردن کودک ها و جامعهپذیری آنها برای ایفای نقش مفید در آجل و خودداری از زخمهای اجتماعی و بزهکاری خردسال ها، نوجوان ها و جوان ها میباشد.
ویلیام جی گود، عقیده همگرایی9 را در خصوص خانواده مطرح مینماید که مبتنی بر آن، دگرگـونیهای نـظام خویشـاوندی، نتیجـة اجتنـابناپذیر دگرگـونیهای سـاختاری و همینطور تحولهای ایدئولوژیکی میباشد. بنابراین که با تحولهای ساختاری در سـطح گسترده ماننـد صنعتی شـدن، شـهرنشینی، پـرولتاریـزه شـدن و نظایـر آن، تحولهای ایدئولوژیکی نیز در سطح عظیم چهره می دهد و در سود، سازمانهای سطح های کوچک (نظیر خانواده) اجباراً خویش را با تحولهای سطح گسترده تطابق داده و در جامعه ها صنعتی نظام خانوادگی به صورت خانوادة زن و شوهری (یا این که هستهای) خواهد بود. (به عبارتی، ص 17)
رنه کونیگ نیز مسأله کاهش کارکردهای خانواده را گزینه تحقیق قرار می دهد. او خصوصیت خانواده را تحت عنوان یک تیم اینسیرتکامل تمجید مینماید: «صمیمیت مشخصه مهم و غیر قابل تفکیک خانواده میباشد و همین صفت آن را از دیگر دستههای اجتماعی متمایز میسازد» (به عبارتی، ص 72) چراکه همین «صمیمیت» میباشد که قادر است شخصیت کودک ها را صورت دهد. بـه زعم کونیـگ در اثـر صنعتی شـدن، کارکردهای عمـده خانـواده ماننـد کارکرد اقتصادی، آموزشی، بهداشتی، محافظت از سالخوردگان و حتی گذران وقت ها فراغت به سازمانهای دولتی واگذار گردیده است و خانواده در زمانه نوین قدرتمند گشته میباشد که به کارکرد اساسی و اولیة خویش یعنی پرورش شخصیت اجتماعی- فرهنگی خردسال ها بپردازد. (به عبارتی، ص17)
هلموت شلسکی، جامعهشناس آلمانی نیز که عقیده خویش را پس از نبرد جهانی دوم و در زمانه بیثباتی اجتماعی ناشی از نزاع مطرح کرد، خانواده را تحت عنوان یک بنیان اجتماعی و به منزلة «صرفا باقیماندة ثبات اجتماعی»10 تلقی مینماید. او برخلاف سایرافراد که معتقدند خانواده الزاماً می بایست خویش را با تحولهای اقتصادی و سیاسی جامعه وفق دهد و در شکل عدم تطابق، به معنای «تأخر فرهنگی» این بنیان میباشد؛ نکته تازه و قابل مراعاتای را مطرح مینماید. شلسکی مطرح مینماید که آیا این تحولهای جان دار جامعه الزاماً توسعه میباشند؟ یااینکه می بایست داعیه کرد که توسعه و گسترش در اقتصاد امروزی، هم زمان نوعی بسط در جهت فروپاشی میباشد. شلسکی با قبول فرض فوق، تطابق خانواده با نظام امروزی در درحال حاضر فروپاشی را به معنای جنبش خانواده در جهت زوال و اضمحلال میداند، لذا خانواده را فقط باقیمانده ثبات اجتماعی تلقی مینماید و این نظر را دارد که حالت دنیوی- اقتصادی جامعه بایستی خویش را با خانواده تطابق دهد، چون در جامعه ها امروزی مدرن که آدم به طور موجودی منفعل در قبال ساختارهای جامعه قرار گرفته میباشد، صرفا راه و روش رهایی وی، تحکیم مناسبات خانوادگی میباشد. (به عبارتی، ص18)
شلسکی ساختار و رابطه ها جان دار در خانواده را ساختاری طبیعی دانسته و سر کردگی مرد بر زن و فرزندان را ضمانت کننده کارکردهای سنتی خانواده میداند. او با اشتغال زنان در خارج از منزل مخالف میباشد، به این دلیلکه به زعم وی در تاثیر اشتغال زنان، امنیت و موجودیت خانواده به خطر افتاده و باعث نابسامانیهایی در رابطه ها اجتماعی باطن خانواده می شود و از این شیوه «سعی منحصربهفرد خانواده را که تربیت فرزندان در محیطی سرشار از اتکا و محافظت میباشد، در معرض مخاطره قرار میدهد». (روزن بام، 1363: ص 33)
بعضی اثر ها خالق تزویج بر شخص
تزویج را میقدرت همچون یک سرمایه اجتماعی تلقی نمود که زن و مرد بر محور یک سلسله باورها، قیمتها و ارتباط ها اجتماعی به صورت مشترک سرمایهگذاری مینمایند، هرچقدر که توان ریسک و خطرپذیری این سرمایهگذاری کمتر باشد، پیامدهای آن قابل پیشبینی و احتمالاً مناسب میباشد و برعکس هرچه توان خطرپذیری آن ارتقاء یابد، پیامدهای آن در معاش شخصی و اجتماعی زنان و مردان، غیر قابل پیشبینی و احتمالاً نا مطلوب میباشد. ازدواجی که در بستر و شرایط ایده آل اجتماعی، بر پایة عشق و علاقه، ایمان، متکی بودن و تعهدات متقابل اسـتوار گشـته و مبتنی بـر سیستم پیچیـدهای از تعلقهای دو جانبه میباشد، پیامدهای اجتماعی آن نیز قابل پیشبینی و مناسب خواهد بود، لذا خطرپذیری آن نیز کاهش می یابد.
تزویج، اولین قدم یک شخص، برای ساخت و شکل گیری معاش مشترک با شخصی از محصول مخالف میباشد. در صورتی این قدم در طول مطلوب و به صورت درست و معقول برداشته خواهد شد، کارکردهای مطلوب آن در طی معاش مشترک مبرهن شود. هر چه کارکردهای مطلوب تزویج در معاش زنان و مردان بیشتر باشد، خانوادههای معطوف بهاین سیرتکامل تزویجها، سلامتخیس و مستحکمخیس بوده و در سود جامعه دربرگیرنده این سیرتکامل خانوادهها نیز منسجم و همبستگی زیاد و نظم اجتماعی مناسب خواهد بود.
مرحوم علامه محمد تقی جعفری (ره) در پاسخ فیلسوف شهیر اروپایی، برتراند راسل که سؤال کرده بود چرا اسلام این قدر به وصلت ارزش داده و برایش ضابطه اوضاع و احوال نموده است، مینویسد: «اسلام با وصلت میخواهد بشر به وجود آید، مسأله آدم مطرح میباشد». در فرهنگ وتمدن اسلامی، وصلت، پیوندی مقدس و میثاقی سفت11، بنایی دوستداشتنی نزد معبود12، عاملی مؤثر در مراقبت آیین13، تایید عبادت بشر14 و شکل گیری مودّت و عفووبخشش15 میباشد. وصلت همینطور شیوة پاسداری از حریم عفّت16 و پاکدامنی، ضمانت رزق و روزی17 و تعظیم سنت نبوی18 میباشد. تزویج وقارنصیب روحهای سرگشته و گیج، حیات قسمت دلهای افسرده و نگران و هدایتگر ذهن ها گسسته و پریشان میباشد. در مدرسه متعالی اسلام، تزویج وسیلهای برای پرورش و کمال، تأمین سالم جامعه و بقای نسل میباشد. از این رو فرستاده گرامی اسلام (ص) رهروان خویش را به تسریع در تزویج و رخنه عزوبت19 دعوت مینماید. در تمدن اسلام، خانواده نتایج تزویج مشروع زن و مرد، وسیلهای برای اقناع و ارضای مشروع سائقههای جنسی، ساخت و تربیت نسل، ساختوساز صمیمیت و تفاهم، تعاون و تعاضد، کامل شدن و تکامل و وقار روحی و دیوانه آدم میباشد (آزرمی سه سارمی، 1379، صص 8-7) که در پی برخی از این پیامدهای مثبت تأملی کوتاه می گردد.
ـ کامل شدن
هیچ انسانی به تنهایی بدون نقص وجود ندارد و پیوسته در جهت جبران کمبود خود عملکرد مینماید. جوان در ادامه وصال به استقلال فکری میباشد؛ برای جبران نواقص و تأمین نیازهای بیشمار خویش به سوی وصلت سوق داده می گردد و با تعیین همسری مطلوب و لایق، موجبات رویش و تکامل خود را مهیا مینماید و با حس مسئولیت اجتماعی، آحاد هوش، اختراع و استعدادهای خود را بکار گرفته و بخش اعظمی از استعدادها و توانمندیهای پنهان در درونش را شکوفا میسازد. براین اساس میقدرت پرورش و کمال بشر را از پیامدهای مناسب عمده تزویج غالب و اصولی دانست، چون زن و مرد از نگاه روحی و جسمی به هم متعلقاند و با قرار به دست آوردن در کنار هم، یکدیگر را کامل شدن مینمایند.
ـ التیام
مهم ترین نیازی که بر تاثیر تزویج تأمین می شود، نیاز به ادب و حس امنیت و آسودگی میباشد. این نیاز که در سرشت آدمی ریشه دارااست، چنان اساسی میباشد که خدا در ذکر فلسفه وصلت میفرماید: «از نشانهها و علامتهای پروردگار این میباشد که برای شما از محصول خودتان، همسرانی قرار دادیم، تا در کنار آن ها متانت یابید.» بدین ترتیب، همسر موجب ادب و امنیت خیال و دور و اطراف منزل، وسیله وقار روحی زن و مرد قرار داده گردیدهاست. در اوایـل جـوانی حس تنـهایی، بیهودگی و نـداشتن پنـاهگاه، انسـان را فـرا میگیـرد و وصلت با همسری لایق، این شم را از در میان میبرد و شخص را به ادب روحی میرساند. اتکای زوجین به یکدیگر در مقابل فشار امواج و دغدغههای ناشی از عوارض حیات اجتماعی، موجب سکون و ادب آنها میشود. آنان در جهت برطرف کردن سختی ها راز رویه پیشبرد معاش و وصال به هدف ها مشترک خویش، با کمک و همفکری یکدیگر می توانند در مقابل مسائل و اشتباهات ایستادگی نمایند. همینطور به واسطه تزویج، غریزه جنسی در چارچوب نیکو و مشروع ارضا می گردد و شخص در سایه آن به ادب میرسد و به دلیل رابطه تأمین این نیاز با بقیه جنبههای وجودی بشر، موجبات رویش و شکوفایی شخص مهیا میگردد.
ـ ساختوساز نسل
از ثمرات اساسی وصلت، وجود فرزندان و بقای نسل آدمی میباشد که مبنی بر با مقصود آفـرینش اسـت و زوجها از روش فـرزندان خـود فن لینک و پیوند فی مابین اعضای یک نسل را بـه وجـود می آورند و بـا تـربیت و اجتماعی کردن خردسالان، زیربنای یک جامعه سلامت و امن را پیریزی مینمایند.
ـ شم شادکامی
به حیث میرسد وصلت و تشکیل خانواده تاثیر مثبتی روی شادکامی داشته باشد. تنی چند از مطالعات، گزارش می دهند عده ای که تزویج کردهاند، نسبت به اشخاص مجرد شادکامی بالاتری نماد می دهند. پژوهش ها اخیر نماد می دهند که اتفاق ها خوشایند معاش خانوادگی، مستقیماً به شادکامی شخص سبب می شود.
ـ کاهش ارتکاب جرم
بر حسب بخش اعظمی از مطالعات، کاهش بزهکاری و ارتکاب جرم برای مثال پیامدهای اجتماعی تزویج میباشد. نوترین پژوهش انجام یافته از سوی یک متفحص انگلیسی، حاکی از آن میباشد که عشق و علاقه به همسر و معاش خانوادگی مثلا مواقعی میباشد که موجب کاهش دورازشوخی ارتکاب جرایم به وسیله مردان میشود. این استیناف که به وسیله پروفسور «جان لاب» یک متخصص جرمشناسی در انگلیس شکل گرفت، آرم می دهد کسانی که در روند جوانی تزویج کرده و تشکیل خانواده میدهند، کمتر ممکن میباشد به اعمال کارها مجرمانه و بر خلاف ضابطه روی بیاورند. مطابق این مطالعه، ساخت و ساز تغییر و تحول در وضعیت اجتماعی از قبیل وصلت، تشکیل خانواده و یافتن یک منزلت مطلوب اجتماعی نیز می تواند تا حد متعددی وضعیت و آخر و عاقبت بخش اعظمی از بزهکاران را تغییر تحول داده و آن ها را در مسیر تن درستی قرار دهد. حاصل تفحص این جرمشناس انگلیسی تا حد متعددی با آموزههای قبل جرمشناسی در امر حق تقدم تأثیر اخلاق و موقعیت زمانه کودکی و دورنماهای خانوادگی در بروز رفتارهای بر خلاف ضابطه در سنین جوانی و میانسالی ناسازگار میباشد. پروفسور جان لاب استیناف خویش را بر روی 500 مثال از جوان ها بزهکاری که در دهههای 1920 و 1930 به راءس بزهکاران جوان رسول شدند، اعمال داده میباشد. او بدین سود رسید که از این اشخاص، افرادی که بعداز آزادی از راس بزهکاری، وصلت کرده و دارنده همسر و خانواده شدند، به شدت کمتر از عده ای که مجرد باقی ماندند، مجدداً به بزهکاری روی آوردهاند. بازرسی پروفسور لاب نشانه می دهد 80 درصد از بزهکاران جوانی که در سنین رویش، انجام بر خلاف را کنار گذاشتند، اشخاصی بودند که بعد از طی زمانه بزهکاری دارنده همسر و فرزند گردیده و بدین جهت از قبل خویش روگردان شـدند. لاب، اعلام کـرد کـه بیشتر مردان بزهکار بعد از وصلت بدون چاره بـه داشـتن یک معاش آهسته، منظم و با نرمافزار برای درآمدزایی گردیده و معمولاً به جهت سختگیریهای همسرشان ناچار میگردند تا دایره پیوندها خویش را محصور و در اختیار گرفتن کرده و دست از ماجراجویی بردارند.
ـ تقویت کالا و جنسیت
عبور از مرحله کودکی به بزرگسالی، مستلزم حصول به نامونشان جنسی و نقش جنسیتی، فراهم کردن مضمون روشنی از «خویش» و رویش و استحکام آن و قیمت گذاشتن به «خویش» (یا این که برخورداری از عزت نفس) میباشد. مرد بودن یا این که زن بودن (نرینگی20 و مادینگی21) به چگونگیهایی از شخصیت رابطه دارااست که خصوصیتهای یک مرد یا این که یک زن را تشکیل میدهند. زمانی به کسی «مرد» خطاب میگردد، این مضمون نوعی از قضاوتهای ارزشی را منعکس مینماید که مبنی بر تحلیل خطاب کننده از خصوصیتهای شخصیتی و رفتاری یک مرد میباشد. همین طور، قضاوت یک زن دربارة خویش، متأثر از معیارهایی میباشد که در فرهنگ و تمدن و جامعه برای «زن» وجود داراست. براین اساس «پرورش مضمون مرد بودن یا این که زن بودن درین مفهوم از مقولة یادگیری و فرهنگ و تمدن میباشد» (لطفآبادی،1379: ص189) همینطور تولید نامونشان و استحصال به یک تعریفوتمجید دارای انسجام از خویش، مهمترین جنبه رویش دیوانه- اجتماعی زمانه نوجوانی و جوانی میباشد. تعیین قیمتها، باورها و هدف ها معاش، شاخصههای مهم نام و نشان را تشکیل می دهند. اینکه شخص بداند که می باشد، چه چیزهایی برای وی بها به حساب میآید و چه شیوههایی را برگزیده میباشد تا در معاش دنبال نماید. جزئی از کوشش شخص برای حصول نام و نشان میباشد. این کاوش برای کشف خویش، نیروی محرکة اکثری از دل مشغولیها و رفتارهای شخص در جهتگیری جنسی، در گزینش عمل، در پیوندها اجتماعی، در آرمانهای اجتماعی، اخلاقی، مذهبی و فرهنگی اوست. (به عبارتی، ص212)
دختر و پسر با تزویج، به آشنایی از خویش عمق داده و زنانگی و مردانگی خود را ابراز مینمایند و به اکثری از دل مشغولیهای خویش نقطه نهایی داده و باورها و قیمتهای محوری جامعه را باطن خویش ثبت کرده و نسبت به آنان دارای تعهد می گردند و در فیض خویش را از پراکندگی و اغتشاش نام و نشان رهانیده و دارنده شم امنیت هستی شناسی می گردند.
غایت آنکه تزویج تحت عنوان یک کانون اجتماعی که دارنده انتظارات، قانون ها، اعتقادات و رسوم میباشد، در پردازش و ابراز ارتباط ها زناشویی کمپانی داراست، تزویج در واقع ساختار یا این که مدلی میباشد که پیوسته زنان و شوهران را ذیل تأثیر قرار داده و به خلق آنها صورت می دهد، از کلیه اصلیخیس آن که تزویج منجر تقویت حس تأنیث در زن و شم تذکیر در مرد میگردد. (ناک، 1382: ص78)
ـ تقویت و ثبت مردانگی
تزویج اصولی مردان، منجر ابقا و تقویت مردانگی آنها میشود. مردانگی در واقع بیشتراز آن میباشد که مردان به طور خود کار بوسیله خاصیت آناتومیک، سن یا این که بلوغ خویش به دست میاورند. بر این شالوده مردانگی چیزی میباشد که می بایست فعالانه آن را دستیابی نمود. یافتههای علمی حاکی از آن میباشد که مردانگی از روش تزویج ثبت و کامل شدن میگردد، به عبارت دیگر مردانگی توسط سه نقش اجتماعی تمجید و ثبت میشود، به این دلیلکه در همه جهان برای آن که مردان عضو جامعی از جامعه خویش باشند انتظار می رود که دستکم دارنده 3 نقش اصلی باشند:
1)- نقش پدری برای فرزندان همسر خویش؛
در آحاد جهان مردانگی با بابا بودن رابطه تنگاتنگی داراست. در هیچ کجا نیروی شهوانی و اقتدار جنسی به تنهایی برای تأیید ادعای مردانگی کفایت نمیکند و مردان میبایست توانگری باروری و ساخت و ساز مثل نیز داشته باشند که اما این شوهران میباشند که گزینه انتظار برای ایفا کار سابق الذکر می باشند، چون هنگامی یک زوج سوای فرزند باشند، در اکثریت تمدنها، شوهر را تقصیرکار مهم تلقی مینمایند. از سوی دیگر، صاحب و مالک فرزند شدن سوا رابطه ها زناشویی در هیچ جامعهای پذیرفته وجود ندارد. بدین ترتیب از تلفیق این دو قاعده که مردان میبایست از دید جنسی در ساخت فرزند غالب باشند و فرزندان بایستی جنس وصلت قانونی باشند؛ میاقتدار سود گرفت که در همگی عالم انتظار این میباشد که مردان پدرهایی متأهل باشند.
2)- مسئولیت تأمین زندگی خانواده؛
در مجموع جهان، پدران مسئول تأمین زندگی زن و فرزندان خویش هستند، مردی که به جهت بیماری یا این که معلولیت کار کشته به اینگونه امری نباشد، گزینه ترحم و دلسوزی سایر افراد قرار می گیرد، در حالی که درصورتی که مردی عمداً به آن بدن در ندهد، گزینه استهزاء و بدگویی دیگر افراد قرار خواهد گرفت. چون در واقع او همچون یک عضو بالغ جامعه خلق نکرده و مسئولیت خود را نپذیرفته میباشد. انتظار میرود مردان حتیدر مواقعی که گرایش ندارند، سرگرم به فعالیت باشند و هزینهی اشخاص متعلقی خویش را به نیکی تأمین کنند، همینطور غالباً این انتظار وجود داراست که تا حد قابلیت برای جا ماندگان خویش مقادیری تحت عنوان ارثیه آماده کنند.
3)- امان از زن و فرزند؛
از یک مرد انتظار میرود که به هنگام لزوم برای هواخواهی از خانوادة خویش ایستادگی کند تا وفاداری و شجاعت خویش را به وی نماد دهد. همینطور این توقع وجود دارااست که از غرور، شرافت و اسم و ناموس خویش تامین کند. در زمینه ی جنبههای قانونیخیس، از جملهً برای کمپانی در عملیات ارتش، مردان مسئول می باشند و حتی هنگامی که زنان نیز در پیکار کمپانی میکنند، هیچ جامعهای بر روی سرباز شدن زنان توکل نمینماید. (به عبارتی، صص 92-91)
تزویج اصولی همینطور بر نقش جنسی و جنسیتی زنان اثر گذار میباشد. نقش مادری تحت عنوان بخشی از نقش زنان در سایه تزویج نتایج گردد و رنجها و مشقتهای زمان متفاوت به دنیا آمدن یک نوباوه و نیز دمیده شدن روح یک مو جود زنده در وجود زن، اورا به رتبه معنوی خاصی میرساند که در خودسازی روحی و اخلاقی او تأثیرگذار خواهد بود. مادری همینطور می تواند شکیبایی، طاقت، آستانه تحمل اشتباهات و بخش اعظمی از فضیلت ها اخلاقی را دربین زنانی که مامان گردیدهاند و عملکرد مینمایند این نقش را به نیکی اعمال کنند، ارتقاء دهد.
ـ استخراج توفیق
جامعه شناسان (برای مثال پارسونز) معتقد بودند که در خانواده شوهران و پدران، نقشهای ابزاری و زنان و مادرها، نقشهای معنوی را اعمال مینمایند. این نقش برای مردان در معنای تضارب وی در دنیایی از شغل و کارها اجتماعی و مدنی میباشد. شوهران از پیشین تا به امروز مشغول درآمدزایی و تأمین زندگی خانواده می باشند تا با استانداردهای بلوغ مردانگی در جامعه مطابقت و همخوانی کنند. با یک پیشبینی معمولی انتظار میرود که مردان متأهل به توفیقهای بیشتری دست یابند. تأمین زندگی خانواده به حدی با تزویج اصولی و مردانگی توأم میباشد که مردان متأهل خلال آنکه الزاماً میبایست دارنده اینگونه خاصیتی باشند، به جهت خاصیت و سوابق معاش متأهلی خویش میبایست نسبت به مردان مجرد، توفیقهای فراتر دیگری نیز بدست آورند. مردان در واقع بعداز تزویج، مشاغل و کارها خویش را خوب ایفا میدهند و شغل و درآمد بیشتری آماده میاورند. (به عبارتی، ص 111)
ـ شرکت کردن اجتماعی
مردان متأهل قاعدتاً به ترازو بالاتری در اجتماعات و تشکلات اجتماعی کار داشته و نیز احتمال کمپانی آنها در برخی کارها اجتماعی بیشتر میباشد. در واقع شرکت کردن اجتماعی برای مردان، قسمتی از ایفای جنسیت (ابراز خویشتن) محسوب میشود. وصلت به ویژه موجب تقویت آن مجموعه از شرکت کردنهای اجتماعی میشود که توسط ضوابط عضویت، به صورت بدیهی تعریف و تمجید گردیده باشند و رابطه با دیگر افراد به سیرتکاملای سازمان یافته باشد که در آن، عضویتها دارنده نقش مشخصی باشند. از سوی دیگر تزویج مطلقاً موجب کاهش واحد سنجش پیوندها غیر رسمی و فردی مانند رابطه ها صمیمانه و بی مداقه میگردد. (به عبارتی، ص 112)
ـ سخاوت و نوع دوستی
سخاوت نتیجة بدون واسطه نقشهای تأمین زندگی و پشتیبانی جان دار در وصلت میباشد. یک شخص نوع دوست به دیگر افراد امداد مینماید، نیازهای آنهارا برآورده میسازد و آنها را در مقابل درماندگی حفاظت میکند و در واقع به تهیه و تنظیم و تدارکی میپردازد که گزینه اعتنا دیگر افراد قرار میگیرد. وصلت سبب ساز میگردد که مردان ابراز سخاوت و نوع دوستی خویش را (که در رابطه ها غیرقانونی و صمیمانه وجود داشته) به روابطی جابجایی دهند که دارنده ساختاری بدیهی بوده، تعهدات و انتظارات در آن ها معین هستند.
دختران نیز به واسطه تزویج شم مینمایند که مسئولیت حفظ و تندستی همسر و فرزندان را برعهده دارا هستند و پرستار خانواده باشند، همین مورد قادر است روحیه بخشندگی و شفقت را در آن ها تقویت نماید.
تزویج و خانواده در زمانه نوین
در زمانه نوین و در جامعه ها صنعتی، ماهیت و انواع وصلت و پیامدهای اجتماعی آن در خانواده و جامعه، انواع، ساختار و بهاهای خانواده و در کل الگوهای همسرگزینی و نظام خانواده زیر تأثیر صنعتی شدن مبتلا تغییر تحول گردیده و در دولت ها رو به گسترش با آهنگی آهسته در هم اکنون تغییرو تحول میباشد مثلا:
ـ امروزه، کانال خویشاوندی بر طبق تبار22 و طایفه در اکثر دولت ها تأثیر خویش را از دست داده میباشد؛
ـ اشاعه تزویجهای غیرخویشاوندی23 به مکان وصلتهای مطابق خویشاوندی،24 به ویژه در نقاط شهری، رابطه ها اجتماعی، رابطه ها میان گروهی، رویش شخصیتی و بهبود نسل را دستخوش تغییرو تحول نمود.
ـ با تغییر و تحول الگوی خانواده از کلان به هستهای، شیوه تعیین همسر نیز در اکثری دولت ها تغییرو تحول یافته میباشد، چون در خانواده بزرگ، وصلت مبنی بر تصمیمات و نظرها اشخاص و اعضای خانواده بود، اما با هستهای شدن خانوادهها، حق گزینش آزاد همسر در جامعه هنجار شدهاست؛
ـ آزادی فعالیت زنان در وصلت، تصمیمگیری در خانواده، معمولی شدن جدایی و موردها شبیه، مثلا تغییرات تزویج و خانواده محسوب میشود؛
ـ پیرو تغییرو تحول در نظام هنجاری جامعه، تغییر تحول در بهاها و بسط شهرنشینی، رفع محدودیت در ارتباط ها میان دو محصول مخالف کم شده که به نوبة خویش اکثری از الگوهای رفتاری، بهاهای مرتبط با خانواده و هنجارهای جان دار در جامعه را پایین تأثیر قرار داده میباشد. (شیخی، 1382: صص54-53)
ـ امروزه همسرگزینی آزاد از خصوصیتهای خانواده (هستهای) در زمانه نوین میباشد و عشق در شکل گیری وصلت، نقش اساسی دارااست، مع الوصف این آزادی گزینش همسر بر حسب نوع جامعه و خصوصیتهای فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی و زیستی به عنوان مثال مذهب، نژاد، قومیت و طبقه، منوط و مقید میشود، به عبارت دیگر تزویج بر حسب تجانس اعمال می گردد و هر شخصی به صورت متعارف با کسی از طبقه، مذهب، نژاد و قومیت خویش تزویج مینماید کهاین نوع تزویج را وصلت متجانس میگویند. نتیجه ها پژوهش ها همسرگزینی حاکی از آن میباشد که اکثر تزویجها، متجانس و باطن گروهی میباشند؛ تشابهات قشری، مذهبی، خانوادگی میان زوجهایی که با یکدیگر تزویج کردهاند، به حدی زیاد میباشد که نمیقدرت آن را تصادف دانست، بلکه آرم دهنده این نکته میباشد که روندهای اجتماعی با قرار دادن تیمهای شبیه در کنار یکدیگر، همسرگزینی آنان را نیز انتخاب مینمایند. اما در برخی مورد ها وصلت دربین دو طبقه متعدد نیز مشاهده می گردد. وصلت اشخاص با طبقات فراتر از خویش فقطً مبتنی بر یک خصوصیت مخصوص فیس داده میباشد، امروزه وصلتها مطابق تجانس سنّی نیز بسیار چشم میگردد و این تفاوت سنی معمولاً حدود 2 تا 3 سال میباشد.
وصلت در میان همسایگان که معمولاً از حیث فعالیت، درآمد و بقیه خصوصیتهای قشری شبیه هم میباشند، بسیار متداول میباشد، اما هر خانوادهای، در جامعه از روش رابطه ها اجتماعی که برای فرزندان خویش ساخت مینماید، قابلیت تزویج نامتجانس را نادر و قابلیت و امکان تزویج متجانس را زیاد مینماید. (اعزازی، 1382: صص98-96)
ـ امروزه در دولت ها اروپایی، معیار رویش جمعیت، روندی روبه پایین داراست و صرف لحاظ از تهیه خانواده، وصلت در سنین بالا شکل می گیرد. واحد خانواده به صورت میانگین دارنده فرزند کمتری میباشد.
ـ در جامعه ها غربی، صورت جدیدی از خانواده به عنوان همزیستی مشترک25، فارغ پوسته تزویج قانونی و رسمی، متداول و روندی رو به بالا به خویش گرفته میباشد و نسبت میلادهای سوا تزویجهای مشروع تا حد متعددی در جامعه غربی ارتقا یافته که خویش موجب ساختوساز نوعی چالش درین دولت ها گردیده است. (شیخی، 1382: صص 59 و 35)
وصلت در جمهوری اسلامی ایران (زمانه قبل و معاصر)
1)ـ زمان قبل
درباره خصوصیتهای وصلت و پیامدهای اجتماعی آن در کشورایران زمان قبلی، داده ها چندانی نیست و منابع جان دار دراین باره در توان خاطرات، زندگینامه و نوشتههای بزرگان و اشخاص خانوادههای سرشناس درباری و کتابها و سفرنامههای جهانگردان فرنگی میباشد و منابع دیگری در چنگ وجود ندارد. بر مبنای همین منابع، بعضا از مهم ترین خصوصیتهای وصلت در آن زمانه عبارتند از:
- وصلت و گزینش همسر معمولاً زیر سلطه بدون نقص خانواده اجرا می شد؛
- یکسری زنی، داشتن صیغه و کنیزهای فراوان در خانوادههای احاطه مرسوم بود؛
- زنان خانواده، در تعیین همسر برای دختران و پسران دخالت میکردند که احتمالاً به جهت طلاق دربین مردان و زنان، دراین مورد، ابتکار را در اختیار داشتند؛
- تزویجهای فامیلی خصوصاً وصلت دختر عمو- پسر عمو مرسوم بود؛
- امکان فرزندآوری، خصوصیت مناسب یک زن تلقی میگردید و آیتم انتظار همگان بود؛
- فاصلة سنی بین زن و مرد برای وصلت زیاد بود26؛
- دختر و پسر طبقه تسلط در سنین ذیل وصلت میکردند. در طبقه ذیل نیز به جهت فقر، سن وصلت عموماً در سنین تحت بود، لذا برخلاف اروپا، سن تزویج میان جمع عموم، بالا خلا.
- ارتباط زن و شوهر نیز مطابق احترام زن نسبت به شوهر و محافظت مسافت هم پا با خوف بود، همینطور با دقت به وجود پدیدة وصلت دوباره و اذن مرد برای تجدید فراش، زنان همواره در دلهرة همیشگی به راز میبردند؛
- علاقه در وصلت و بعداز آن کمتر وجود داشت؛
- زنان بعد از تزویج نیز از رده پایینی در خانواده و اجتماع بهره مند بودند؛
- ارتباط ها پدر و مادر- فرزندان نیز مانند اروپا، بر پایه ی مسافت اجتماعی و هجران مکانی بود؛ در طبقات بالا، کودک ها از به عبارتی آغاز به دایه و بعد از آن به مدرس سرخانه ودیعه میشدند و مامان تنهاً بر تربیت خردسالان تحقیق کلی داشت.27 در طبقات ذیل نیز در شرایطی که که طفل از خطرها و بیماریهایی که در معرض آن بود به سالمی میسپری شد، از به عبارتی سنین کودکی، در عملهای شغلی پدر و مادر، امداد می کرد. دختران در سنین زیر وصلت میکردند، پسران نیز برای یادگیری حرفه ای به شاگردی امانت میشدند، یا این که تحت عنوان «غلام کودک» به منازل بزرگان رسول میشدند.
- ارتباط ها در بین خواهران و برادران نیز به جهت مسافت سنی زیاد ناشی از وصلت دوباره پدر و مادر- که به جهت مرگ همسر پیشین شکل میگرفت- و نیز یکسری زنی مردان، روابطی سرد، غیرصمیمی و آمیخته به حسادت بود.28
2)- روزگار معاصر و تغییرات تزویج
1-2) تغییرات معدودّی
ـ میانگین سن تزویج
داده های عددی آرم میدهد که میانگین سن تزویج از سال 1345 به سپس روندی صعودی داشته میباشد؛ به نحوی که میانگین سن تزویج دختران، خصوصاً روستائیان در طی مجال، همواره سیر رو به بالا داشته و از 4/18 سال در سرشماری 1345 به 4/22 سال در سرشماری 1375 رسیده میباشد و میانگین سن وصلت پسران، بعداز کاهش محسوس در اوایل انقلاب اسلامی، از سال 1365 به آنگاه روندی صعودی داشته میباشد، معالوصف کلاً ارتقاء سن تزویج در دختران بیشتراز پسران بوده میباشد. همینطور میانگین سن وصلت دختران و پسران در نقاط روستایی همواره کمتر از نقاط شهری بوده میباشد، البته در سال 1375 شاهد ارتقا قابل مراعات میانگین سن تزویج خصوصاً دربین دختران روستایی هستیم.
ـ اختلاف معدل سن در اولی تزویج
اختلاف معدل سن در اولی وصلت در فاصلة دهه 55-45 به شدت کاهش پیدا کرده و از 6/6 در سال 1345 به 4/4 سال در 1355 رسیده و بعداز آن به سیرتکاملای بطئی و نماید به سیر روبه پایین خویش ادامه داده و بهتدریج به 8/3 در سال 1365 و 7/3 در سال 1370 و به رقم 3 در سال 1375 رسیده میباشد. البته در کل، شدّت آن در بخش ها روستایی بیشتر میباشد. به این ترتیب حتی دربین روستائیان نیز شاهد ارتقا سن وصلت خصوصاً دربین دختران روستایی هستیم. (رضوی و دیگر افراد، 1381: ص22)
بر پایه ی داده های عددی سرشماری سال 1375 معدل سن وصلت در کشورایران برای پسران حدوداً26 سال و برای دختران حدوداً 23 سال بوده میباشد. در واقع میان بلوغ و سن تزویج در دختران و پسران دست کم 10 سال مسافت میباشد و پیشرسی تزویج یعنی تزویج ذیل 20 سال طی 40 سال قبل برای دختران از 41 درصد به 18 درصد رسیده میباشد. تغییرات فوق، نشانهدهنده سیر پیشرونده تأخیر در وصلت و ارتقاء مسافت بلوغ و وصلت میباشد. (گلدوست عارفی، 1382، ص12)
جدول شماره (1): معدل سن در اولین وصلت برحسب متاع در نقاط شهری و روستایی
ـ میانگین نرخ پرورش تزویج
میانگین نرخ رویش وصلت31 در سالهای 1380-1375 نیز به صورت کلی مرزو بوم رقم 02/6 میباشد که در بخشها شهری 8/6 و در روستا موازی 7/3 هست. ولی مغایر ارتقا میانگین نرخ پرورش تزویج، شمار متأهلین در سنین جوانی (29-15 سال) در هر دو تیم دختران و پسران طی سالهای 1375 تا 1380 کاهش پیدا کرده میباشد. به نحوی که بیشترین واحد سنجش تأهل پسران جوان در مسافت سنی 25 تا 34 سالگی و بیشترین ترازو تأهل دختران در مسافت سنی 20 تا 29 سال روی داده و شمار متأهلین در سنین 15 تا 19 سالگی اندک بوده و خصوصاًدر سالهای اخیر روندی روبه پایین داشته میباشد.
تحقیق میانگین نرخ رویش وصلت در برش هنگامی بزرگخیس یعنی طی 20 سالة اخیر حاکی از آن میباشد کهاین واحد سنجش همواره تابع آهنگی اثبات نبوده و نمودار آن V صورت میباشد. میانگین نرخ رویش تزویج در مسافت سالهای 75-65 نسبت به دهه پیشین آن، پروسه روبه پایین داشته میباشد، به نحوی که در دهه 65-55 نرخ پرورش تزویج 33/7 درصد و در دهه 75-65 با نرخ 5/3 درصد بوده میباشد. در بخش ها روستایی کاهش نرخ رویش وصلت 47/5 درصد و در بخشها شهری31/3 درصد بوده میباشد (که احتمالاً به جهت مسافرت مردان روستایی میباشد) بعداز آن تا سال 1380 نرخ پرورش تزویج مراحل رو به بالا (ارتقا 52/2 درصد در مجموع مرز و بوم) به خصوص در بخش ها روستایی داشته میباشد. (به عبارتی، صص 28-25)
2-2) تغییرات کیفی
با دقت به تغییرات اجتماعی بعداز انقلاب صنعتی، مراحل جوانی، وقت گیر گردیده است. فرآیندی که به تعبیروتفسیر روانشناسان، وظیفه مهم آن، جستجوی نامونشان جداگانه و استقلالیابی میباشد. زمانه جوانی، درواقع دورانی میباشد که با آغاز بلوغ جسمانی استارت می گردد و معمولاً با ثبت مقر اجتماعی شخص، ساخت مثل و عمل مهم خاتمه می یابد. در دولت ها صنعتی و نصفه صنعتی بعدازظهر حاضر، به دو انگیزه از مضمون «جوانی وقت گیر گردیده» خاطر میشود، اولیه به سبب ساز جلو افتادن تحولات بلوغ و دوم به سبب ساز بالا رفتن سن تزویج و استقلال شغلی میباشد. بدین ترتیب در زمان معاصر، «جوانی» به زمانه کمابیش وقتگیر گردیدهای اطلاق می شود که درحد فاصل «بلوغ جسمانی» و «بلوغ اجتماعی» جای دارد. (محبوبیرویه، 1381: ص70) جوان ها امروز از یک سو با گونه های وسایل رابطه جمعی، نظیر ماهواره و وب سروکار دارا هستند که غریزه ها جنسی آنهارا تحریک مینماید و از سوی دیگر قابلیت و امکان تزویج برایشان آماده وجود ندارد، لذا احتمال اینکه مسافت بین بلوغ جسمانی و بلوغ اجتماعی آنانرا خرابی و هرزگی مالامال کند بسیار میباشد. چون نیاز جنسی، نیازی انکارناپذیر میباشد، نیازی میباشد که در سنین جوانی می بایست به آن جواب مطلوب بخشید، نیازی میباشد که نمیاقتدار انکار، تحریم یا این که تعطیل نمود. دختر و پسر، وقتیکه به سن بلوغ میرسند، هرچقدر مسافت بلوغ جنسی تا مجال وصلت آن ها بیشتر باشد، جامعه بایستی درانتظار تبعات این تأخیر باشد که چیزی جز خرابی اخلاقی وجود ندارد. تجردگرایی، حرکتی برخلاف نیاز طبیعی آدم میباشد و اثرات و تبعات سوئی را بهدنبال دارااست که از دید شخصی و اجتماعی زیانبار میباشد. بهدنبال بعضی دیگر از تحولات کیفی تزویج در موضوعات پایین رسیدگی میشود:
ـ علت وصلت و الگوهای همسرگزینی
ـ تصور محصور شدن بعد از تزویج در میان نسل قبل (زن و مرد) از جوان ها وصلت نکرده فعلی کمتر بوده میباشد. (محسنی، 1382: ص99 و ص101)
ـ گرفتاری جاری ساختن تزویج در میان نسل قبلی بیشتراز نسل کنونی بوده، در حالی که وصلت در وضعیت کنونی به گرفتاری آتی جوان ها تبدیل گردیده است.
امروزه اکثر جوان ها انتظار داراهستند که آحاد توقعات، نیازها و انتظارات آن ها با تزویج تأمین گردد، در حالی که در نسل گذشته غرض تزویج بیشتر معطوف به آنگاه روحی بشرها بود.
ـ الگوی تزویج تحت عنوان خاستگاه مهم تشکیل خانواده دستخوش تغییرات مهمی به عنوان مثال در الگوی همسرگزینی گردیدهاست. امروزه دربین بهاهای پدر و مادر و فرزندان برای تعیین همسر تفاوت و گاه تضادهای آشتیناپذیری بروز نموده است. به گونه ای که جوان ها کمتر از گذشته بدن به تزویجهای فامیلی می دهند و از داخل همسری یا این که وصلت با قوم و عشیره مشترک راز گشوده میزنند. متغیر سن نیز گونه های متفاوتی به خویش گرفته میباشد. از طرفی جوان ها در سنین جوانی به تزویج روی نمیآورند و میانگین سن تزویج به حدود 27 سال رسیده میباشد و از طرف دیگر با شخصی تزویج مینمایند که کمترین مسافت سنی را با آنان دارااست. همسرگزینی به اقتدای نام و نشان خانوادگی اشخاص شکل نمیگیرد. عواملی نظیر علم آموزی، فعالیت، گنج و میزان دارایی، زیبایی و قابلیت و امکانهای شخصی نسبت به عواملی زیرا آبروی خانوادگی، نام و ترسیم، تبار و رده اجتماعی، تدین و کردار فقهی و سنتی از عنایت بیشتری بهره مند گردیدهاست. امروزه در شهرهای بلندمرتبه، مسئله انتخاب مهریه بالا و کیفیت احقاق دستمزد زن در شکل طلاق از شوهر، از مهم ترین موضوعات همسرگزینی به شمار میرود. به نحوی که امروزه انتخاب مهریه زیاد تحت عنوان ایراد از سوی جوان ها پسر و خانوادههای آنان برای تزویج بیان میگردد. (مهدوی، 1377: ص89) و نقص تهیه و تنظیم جهیزیه به حیث بعضی از دختران تحت عنوان عاملی جهت انصراف خواستگار از وصلت مطرح می گردد. (به عبارتی، ص90)
ـ حقیقت این میباشد که در جامعه ما گزینش آزاد همسر شکل نمیپذیرد و والدین تا حدودی در صورتگیری و ساماندهی وصلت فرزندان نقش دارا هستند، البته شدت و ضعف نقشهای آنها در مجموعههای متعدد اجتماعی گوناگون بوده و دربین دو الگوی سلطه و برابری در نوسان میباشد. (محسنی، 1382: ص52)
ـ هنوز هم در خانوادههای سنتیخیس (کلان با جمعیت بیشتر) میل به جلب رضایت پدر و مادر برای تزویج جوان ها بیشتر از خانوادههای نو (بعدها خرد و نسبتاً امروزی) میباشد. (به عبارتی، ص57)
ـ زنان بیشتر از همتایان مرد خویش از رضایت پدر و مادر دربارهی وصلت جانبداری مینمایند. (به عبارتی، ص62) هر تعدادی نسل نو جوان ها وصلت نکرده که از خانوادههایی با آنگاه کوچکتر دارنده تحصیلات خوب، سطح داده ها همگانی فراتر و به کار گیری بیشتر از رسانهها می باشند، موافقت کمتری برای جلب موافقت پدر و مادر برای وصلت دارا هستند. (به عبارتی، ص63)
ـ تا قبل از اینً تزویج فرزندان کوچکتر بیشتر مشروط به تزویج فرزندان بزرگتر بود، البته جدیداً این راه و روش کمتر رعایت میگردد. (مهدوی، 1377: ص57)
ـ عدم رعایت ترتیب دفعه تزویج در قبلی بین فرزندان خانوادهها راجع به زنان با تقبیح بیشتری نسبت به مردان یار بود. (به عبارتی، ص103)
ـ اضطراب تعیین همسر و تشکیل خانواده برای نسل کنونی بیش تر از نسلهای پیشین میباشد. در قبلی خانوادهها و جامعه، جوان ها را مدد میکردند، اما اینک کسی جوانها را امان نمینماید و آنها می بایست خودشان معاش را اداره نمایند و در قبال خطاها ایستادگی کنند. (به عبارتی، ص105)
ـ در نسل قبل توافق بیشتری در امر معاش زوج جوان با پدر و مادر یکیاز طرفین (زن یا این که شوهر) وجود داشته میباشد و این توافق در میان زنان بیشتر مشاهده می شد. (به عبارتی، ص102) البته امروزه تشکیل یک معاش بایستی در یک محل نو باشد.
ـ تا چند روز قبل معاش اکثری از زوجهای جوان در کنار والدین پسر شروع می گردید، ولی امروزه تشکیل یک معاش (خانواده هستهای) می بایست در محل جدیدی باشد که همین مورد توقع دختران را برای داشتن بضاعت و اقتدار اقتصادی پسران ارتقا می دهد و تأمین مالی، اشتغال و نوع فعالیت پسران را دارای اهمیت مینماید.
ـ مبنی بر اصل همسانی در وصلت معمولاً انتظار بر این میباشد که سطح تحصیلات طرفین همسان باشد و تا حدی تحصیلات پسران بیشتر هم باشد، امروزه این ملاک تاحدی با داشتن فعالیت پردرآمد و ظواهر مطلوب برای پسران جایگزین شدهاست. اما هنوز هم اکثر دختران رغبت کمتری به تزویج با پسرانی دارا هستند که تحصیلات کمتری داراهستند و نسبت به تحت بودن ترازو تحصیلات پسران تحت عنوان همسر آجل خویش آلرژی متعددی داشته و اکثر وقت ها رضایت کمتری به وصلت با شخصی با تحصیلات ذیلخیس داراهستند. صرفا 21 درصد دختران حاضر به وصلت با پسرانی میباشند که تحصیلات آنها زیر میباشد. (مهدوی، 1377: ص107) چون هر چقدر تحصیلات پسران بیشتر باشد، به به عبارتی معیار موافقت آن ها با اشتغال همسرشان ارتقا می یابد. (به عبارتی، ص124) ولی پسران با ارتقاء تحصیلات خویش، میل کمتری دارا هستند که با اشخاص معدودسواد وصلت نمایند. (به عبارتی) از سوی دیگر پسران با تحصیلات کمتر نیز اکثر زمان ها تمایلی ندارند که با دختری با تحصیلات فراتر تزویج کنند.
ـ لازمات تزویج
در کشور ایران هنوز هم خواستگاری و جشن و پایکوبی نامزدی از ارکان اساسی منظومه وصلت و مهم ترین مراسم درین خصوص به شمار می روند. خواستگاری به صورت مرسوم و رایج خویش نمادی از وصلت ترتیب داده گردیده یا این که تزویج مقرر به شمار میرود که فینفسه ارتباط عمودی میان نسلها را در خانوادهها منعکس مینماید. خواستگاری «مبادله خانوادگی» را در باب همسرگزینی و همسریابی در حق تقدم قرار می دهد و از این جهت اولی قدم قانونی برای صورتگیری یک تزویج به حساب میآید. هرچند خواستگاری هم در پروسه مجال و تحولات اجتماعی در کشورایران تغییرات چشمگیری یافته میباشد. (محسنی، 1382: ص282) ولی هنوز هم تمایل مسلط در امر با خواستگاری میل موافق با اعمال آن میباشد. (به عبارتی، ص289)
ـ در مراحل وقت گیر وصلت، نامزدی قدم دوم محسوب میشود. نامزدی مرحلهای برای قانونیخیس شدن ارتباط ها زوجهای جوان و علنیخیس شدن آن میباشد که نام و نشان خانواده نو و نوظهور را به همگان اعلام مینماید. (به عبارتی، ص292) امروزه هنوز هم رغبت مسلط، موافقت با برگزاری جشن و پایکوبی نامزدی میباشد. (به عبارتی، ص300)
ـ درباره ی مهریه تمایل مسلط جامعه موافقت با انتخاب مهریه میباشد، البته اکثر زمان ها خانوادههای دختران مهریه بالا را توصیه مینمایند که پیش از اینً این روش معمول عدم وجود.
ـ دربارهی مراسم تزویج هم، جامعه به دو دسته که جمعای مراسم وصلت را باشکوه برگزار مینمایند و تودهای در بی آلایشترین صورت ممکن وصلت مینمایند، تقسیم شدهاست.
صحبت آخری
امروزه چرا که تزویج و همسرگزینی به شدت در هم اکنون تغییرو تحول میباشد، این مورد برای بخش اعظمی از متفکرین به طور مسأله درآمده میباشد. در جریان تغییرات اجتماعی، قیمتها و هنجارهای اجتماعی تغییر تحول مینماید، براین اساس طرزهای همسرگزینی، همینطور انتظارات زن و شوهر و مناسبات آنان هم دگرگون شود.
ولی در جوامعی نظیر کشور ایران که هنجارهای خانوادگی بیشتر از دیگر دولت ها پابرجا میباشند، خانواده به نظر وضعیت ساختاری راجع به وصلت جوان ها بیتأثیر وجود ندارد. در واقع از یکسو حالت خانوادههای دختر و پسر، در مسائل مرتبط با وصلت جوان ها مؤثر میباشد و از سوی دیگر خانوادههای نسل پیشین با جابجایی جوهره و معنای اساسی خانواده به نسل تازه، عملاً به ساختوساز یک سلول اجتماعی دیگر امداد مینمایند.
امروزه مقولاتی نظیر، تحصیلات همگانی و خوب، دورة سربازی، جستجوی فعالیت و ... در جامعة تازه موجب پیدایش عصرای گردیدهاست که پسران برای استخراج صلاحیتهای ما یحتاج در روند تزویج ناگزیر می بایست آن را سپری نمایند و دختران تحت عنوان زمان انتظار، بایستی آن را پشت راز بگذرانند. همینطور پیدایش مرحلهای تحت عنوان نامزدی و نیز فعالانه شدن نقش دختران و پسران در روند متفاوت وصلت موجب شدهاست تا زمان شناخت، پدیدار شود که دختران و پسران جوان دراین عصر جهت گزینش آزادانه و آگاهانه ذیل پژوهش خانوادهها با یکدیگر گفتمان مینمایند، در شرایطی که که در پیشین فقطً خانواده، اقوام و آشنایان، گفتگو کننده و تصمیم گیرنده اساسی بودند و جوان ها در بخش اعظمی از پروسه وصلت نقشی منفعلانه داشتند و کلیه کارها در فرایند تصمیمگیری و انجام بر عهدة خانواده و سایرین بود، ولی امروزه زوج جوان پایه تصمیمگیریها در فرآیند متعدد تزویج اعم از تعیین همسر، کیفیت برگزاری مراسم و... میباشد و معمولاً خانوادهها به تحقیق کلی اکتفا مینمایند. کهاین بررسی در راستای به عبارتی حالت اجتماعی و سازوکارهای فرهنگی میباشد، به گونه ایکه خانوادهها تجانس اجتماعی زوج جوان را از دید طبقاتی، خانوادگی و اجتماعی در حیث می گیرند و آنگاه با اعتنا به رغبت و عشق باطنی دختر و پسر نسبت به یکدیگر، مقدمات تزویج را آماده مینمایند. اما این قابلیت و امکان هم وجود داراست که دختر و پسری، شخصاً همدیگر را گزینش کرده و بعد از آن رضایت خانوادههای خویش را جلب نمایند. در جامعة سنتی، پسران بعداز وصلت، معاش مشترک خویش را در خانة پدری استارت میکردند، ولی فعلا، زوجهای جوان گرایش داراهستند در مسکن جدا و غیروابسته از خانة پدری بسر مارک، به همین ادله آنها امروزه برای استارت معاش مشترک با خلل تنظیم مسکن روبرو میگردند. همینطور معاش در وضعیت نو جامعه باعث گردیده است تا در میان فرایند وصلت دختران و پسران تفاوتهایی بروز کند. (رضوی و دیگرافراد،1381: ص129)
به حیث میرسد خصوصیت خاص وصلت دختران و پسران اهل ایران، تزویجهای فامیلی باشد که هنوز هم چشم می گردد و تأییدی بر وصلتهای قشری میباشد، چون در اکثر اوقات مورد ها اعضای قوم از نظر اقتصادی، در سطح مشابهی قرار دارا هستند. در کشورایران به جهت یکسانی مذهب و نژاد و اندک بودن اقلیتها، وصلت در بین دو نژاد یا این که دو مذهب مختلف بندرت چشم می شود.
امروزه خطاها زیادی موجب گردیدهاست که سن وصلت ارتقاء یافته و به دلیل وجود قوانینی که ارضای غریزه جنسی دختر و پسر را از رویکرد نامشروع میسر میسازد، تصمیم به وصلت مشروع میان جوان ها کاهش یابد. به این مراد با اعتنا به تغییراتی که در جنبه پاره ای و کیفی وصلت در کشور ایران چهره داده میباشد و این نوشتار به اجمال به نصیب کوچکی از آن اشاره کرد، ضروری میباشد که آحاد دستگاههای فرهنگی و اقتصادی سرزمین منابع و تجهیزات خویش را در جهت خریداری کردن مسئله مساعد ساماندهی فرمان تزویج بسیج کنند و دستگاههای فرهنگی با نرمافزارهای مطلوب و از روش رسانههای جمعی، از بسط دامنه تغییرات مانع وصلت بازداشتن به کار آورند.

در گردهمایی مشورت وصلت چه مهارتهایی فراگیری داده می گردد؟ 55